عقب گرد خوانندگان موسیقی پاپ به دهه 60/ تخریب سطح کیفی شنیداری مردم توسط تهیه کنندگان
به گزارش خبرنگار گروه فرهنگ و هنر برنا؛؛ علیرضا سپهوند آهنگساز و پژوهشگر موسیقی در این یادداشت نوشت: دهه شصت نیز مانند هر دورهای از منظر موسیقی دارای فراز و فرودهایی بوده است و آثار موسیقایی خوب و بد فراوان دارد اما همواره، غبار زمان که بر ماهیتی هنری بنشیند، جدای از بحث کیفی، از منظر نوستالژیک، برای آن اثر ارزش افزوده به همراه خواهد داشت. اما سؤالی که پیش میآید این است که چرا خوانندههای پاپ در حال حاضر تمایل به اجرای آثار دهه شصت نشان میدهند؟ آیا این به معنای عنایتی فنی و مهارتی است یا به دنبال نوستالژیسازی برای حفظ و جذب مخاطبین؟ همچنین نقش تهیهکنندگان در ترسیم این مسیر برای خوانندههای پاپ و ذائقهسازی برای مخاطب در این باره چیست؟
تغییر در صدا و شیوه برخورد
بدون شک، یکی از دلایل اصلی این بازخوانیها، عامل نوستالژی است. خوانندههای پاپ در ایران، همچون خوانندههای خارجی، ممکن است از آثار نوستالژیک دهه شصت الهام بگیرند تا به خاطر خاصیت صمیمی و روحیه خاصی که در آن دوره وجود داشت، به مخاطبین نزدیک شوند.
ممکن است صدای خوانندگان پاپ در حال حاضر متفاوت باشد که لزوما، تفاوت به معنای برتری و مزیت محسوب نمیشود. اما همین خوانندهها به تازگی آثاری از موسیقیهای دهه شصت را در کنسرتهای خود به اجرا میگذارند که به سرعت به شکلی اپیدمی در حال گسترش در میان دیگر خوانندگان است. این تغییرات در صدا و شیوه برخورد میتواند به عوامل مختلفی مربوط باشد، به عنوان مثال تأثیر فنآوریهای جدید در صنعت موسیقی و همچنین تغییر در سلیقه مخاطبان، اما هرچه که هست، از نظر هنری و از منظر زیباییشناسی و ارزشگذاری هنری نمیتواند محلی از اعراب داشته باشد. مشخصا این رویکرد به این دلیل است که میزان خلاقیت در موزیسینها و به ویژه خوانندههای پاپ به افول گراییده، از این رو برای جذب مخاطب، فروش کنسرت و تداوم محبوبیت خود، به هر مستمسکی چنگ میزنند.
نوستالژیسازی و حفظ هواداران
استفاده از نوستالژیسازی در اجرای آثار دهه شصت به منظور جلب توجه و حفظ هواداران پیشین انجام میشود به این معنی که کنسرتگذاران و خوانندهها در تعیین راهبرد افزودن مخاطبان، علاوه بر خوانش جدید آثار قدیمی، به دنبال جلب و جذب هواداران گروههای سنی بالاتر که شنونده اولیه اصل آثار بودهاند، نیز هستند. این روش میتواند در بازگشت به لحظات خوشایند، حسِ زنده کردن خاطرات و ارتباط با مخاطبان دهه شصت، موثر باشد و آنها را به جمع تماشاچیان شان بی افزاید.
تهیهکنندگان در نقش تخریب گران سطح کیفی موسیقی و سطح شنیداری مخاطبان
تهیهکنندگان و کنسرتگذاران در برگزاری کنسرتها و اجراهای خوانندههای پاپ نقش مهم و تعیینکننده دارند. آنها برای ایجاد تجربهای فرامتناگر و جذاب، از آثار دهه شصت به عنوان فورمتی مبنایی استفاده میکنند. این تصمیم میتواند ارتباطی تازه و خاص بین خوانندهها و مخاطبان رقم بزند، اما این تنها ظاهر قضیه است و در کانتکس فرهنگی، چیزی بر فرهنگ شنیداری مخاطب افزون نخواهد شد همچنانیکه متاسفانه اکثریت آثار تولیدی باکلام موسیقی پاپ چه از منظر ترانه و آهنگسازی و چه از منظر خوانندگی در شرایط مطلوبی نیستند. این روند که سالهاست رو به رشد گذاشته، آنچنان بر ذهن و سطح موسیقایی جامعه تاثیر منفی میگذارد که در گسترهای وسیعتر، باعث میشود موسیقیهای فاخر و ارزشمند به انزوا رفته و هیاهوی موسیقی، بخوانیم اینترتِینمِنت یا سرگرمی پاپ، بیش از پیش فراگیر شود. در این میان نابترین موسیقیها و موزیسینهای مقامی و نواحی کشورمان از داشتن جمعیت قابل ملاحظه مخاطب واقعی موسیقی تهی شده و این سیر به سمت موسیقی کلاسیک ایرانی نیز روانه میشود.
در پایان بحث میتوان به این نتیجه رسید که رواج موقتی اجرای آثار موسیقایی دهه شصت توسط خوانندگان پاپ امروزی، بخشی صرفا و کاملا بیزنسی محسوب میشود و نه برای خواننده و نه برای کنسرتگذار، عاملی مهمتر از رضایت مخاطب به هر قیمتی، وجود ندارد مادامیکه همچون بسیاری از کشورها، میتوانست بخش موسیقی پاپیولار کشور ما نیز به واسطه مدیریت صحیح هنری، الزاماتی برای ارتقاء سطح کیفی آثار و هچنین ارتقاء سطح کیفی و توانایی خوانندگان به دنبال داشته باشد تا هر روز در کنسرتها شاهد فالشخوانی و لبخوانی خوانندهها نباشیم.
ذکر این نکته از اهمیت بالایی برخوردار است که موسیقی کشور ما فقط به دست خود هنرمندان درست یا تخریب میشود.