رابطه تغییر در حجاب با سبک زندگی
به گزارش خبرگزاری برنا، مسئله حجاب و پوشش، موضوعی خاص و مربوط به یک جامعه و دوره معین نبوده و مسئلهای جهانی و فراگیر بوده است. که با ویژگی های متناسب با جوامع مختلف و در سیر تاریخی آنها قرار دارد. ردپای حجاب در جامعه ایرانی به دوران پیش از ورود اسلام به این سرزمین میرسد، هرچند در آن برهه اصطلاح حجاب به معنای پوشش اسلامی مطرح نبود. معنای لغوی حجاب هم به معنی پوشیدن و هم به معنی پرده آمده است، که در عصر کنونی ما برای پوشش زن معروف شده است.
شواهد نشان دهنده آن است که در دنیای پیشامدرن مشکل خاصی نسبت به «حجاب» وجود نداشته است، به معنای اینکه حجاب به عنوان مسئلهای اجتماعی که محلی برای مباحثه و بحث و نظر باشد مطرح نبوده اما با ورود مدرنیته، تغییرات سریع و بی سابقهای جهان را فراگرفت، به گونهای که هیچ قلمرویی بدون تاثیر نماند. همچنین با گسترش تکنولوژی های نوین اطلاعاتی و ارتباطی، فرهنگ مدرن در جهان بسط یافته است و با فرایند جهانی شدن، اینترنت، شبکههای اجتماعی مجازی و ماهوارهها با این که فرایند یکسان سازی فرهنگ جهانی را دنبال میکردند. اما درعین حال موجب ایجاد تمایزات گوناگون میان مردم شدند، درواقع افراد با ایجاد تمایز، درصدد متفاوت نشان دادن خود از دیگران بودند این امر با مصرف کردن، حالت عینیتری به خود گرفت و سبک زندگی را وارد جامعه شناسی کرد.
امروزه سبکهای زندگی نوینی که به وسیله رسانههای جدید در تمام جهان تبلیغ میشوند؛ با سبکهای سنتی زندگی دچارچالش میشوند در جوامع اسلامی نیز این چالشها با شدت بیشتری دنبال میشود. زیرا فرهنگ اسلامی آداب خاصی را خواستار است و از سوی دیگر، فرهنگ ملی نیز اغلب با سبک های نوین زندگی که از طریق تکنولوژی های نوین اطلاعاتی و ارتباطی تبلیغ میشود مغایر است. در این بین، زنان و دختران جوامع اسلامی که از مصرفکنندگان اصلی سبکهای نوین به حساب میآیند مستثنا نیستند وگاهی برخی از این افراد به خاطر تقلید وپیروی از سبکهای زندگی جدید به سبک های سنتی و ملی خودشان تمایلی ندارند یکی از مهمترین نمادهای سبک زندگی ملی و دینی نیز داشتن پوشش و حجاب اسلامی است که تا پیروی از سبکهای زندگی جدید در میان برخی از زنان کشورهای مسلمان رعایت نمیشود.
در واقع با توجه به اینکه ایران کشوری اسلامی است و تاکید خاصی بر الگوهای سنتی و دینی در آن وجود دارد و از آن جایی که این الگوها از طرف سبکهای نوین زندگی که فناوری های نوین ارتباط جمعی ترویج دهنده آن هستند مورد هجمه قرار گرفتهاند و نوعی بدحجابی را در جامعه ترویج میکنند و موجب آسیبهای اجتماعی میشوند. از دیگر تاثیرات جهانی شدن بر هویت، تغییر در سبک زندگی مردم است که تحت تاثیر فناوریهای اطلاعاتی و ارتباطی قرار دارد. یعنی همان رسانههای مدرن همچون اینترنت نقش مهمی در جهانی شدن دارند، اما پرسش مهم در اینجا رابطه بین سبک زندگی و پوشش (حجاب) است. در واقع برهم کنش اجتماعی (روابط فضایی) افراد به طور اجتناب ناپذیری بایکدیگر مرتبط هستند. برای مثال یک دختر و یا زن در خانه، یک دانشجو در دانشگاه، یک مشتری در فروشگاه و یک عابرپیادهرو بایکدیگر مرتبطاند. همانطوری که این دختر یا زن با بدن خویش از یک فضا به فضای دیگر در حرکت است، عناصری از هویت خود را در فضای اجتماعی نمایش میدهد.
همانگونه که لباس و مد معنای اجتماعی خود را از طریق بدنهای پوشیده به دست میآوردند و از طریق درونی کردن تکنیکهای بدن،توانایی شان را برای به نمایش درآوردن به طرز قابل قبولی در اجتماع یادگرفتهاند. برای مثال؛ چگونه باید پوشید یا راه رفت؟! پوشیدن هر نوع حجاب نیز بهطور مشابه از اواخر کودکی با تکنیکهای بدن یادگرفته میشود. در اینجا تکنیکهای خاص مدیریت بدن بهطور فرایندی عمل میکنند و افراد در دوران کودکی برخی از تکنیکهای سادهتر را اجرا میکنند و سپس که بالغ شده، رشد مییابند و تکنیک های پیچیدهتر مدیریت بدن را به اجرا میگذارند. در واقع، در این فضای اجتماعی نه تنها لباس به شکل عمل مجسم درمیآید. بلکه زمانی و مکانی نیز هست به این معنا که آنها معنایشان را از طریق موقعیتشان در زمانها و مکانهای خاصی به دست میآورند که قواعد پوشیدن و رفتار خودشان را دارند. در هر یک از این فضاهای خاص ما با سبک های مختلفی از زندگی روبرو هستیم که در آنها به نوعی هویت افراد تحت تاثیر قرار میگیرد و این ایده را ذهن میپروراند که همگرایی زمان و مکان میتواند افراد را به انجام انواع خاصی از رفتارهای اجتماعی سوق دهد. در این فضاها نوعی از امکانات در اختیار افراد قرار میگیرد که این افراد میتوانند از میان آنها به انتخاب بپردازند. برای مثال، برخی از زنان در زمینههای مختلف تلاش آگاهانه یا ناآگاهانه را برای بی ثبات کردن هنجارهای حجاب انجام میدهند.
این زنان در واقع فرهنگ های دیگر که اغلب غربی هستند را با فرهنگ بومی خود تلفیق میکنند اما به موازات آن که عناصر بیشتری را از سایر فرهنگها اخذ کردند. هویت آنها بیشتر به سوی دیگر فرهنگها سوق مییابد بدین معنا بدن و پوشش به مهمترین رسانه ابراز هویت آنها تبدیل میشود با افزایش گرایش به فرهنگ غربی، بازاندیشی در بدن و پوشش صورت میگیرد و بدن محلی برای نمایش سبکهای متمایز زندگی میشود.
در نتیجه پژوهش ها حاکی از آن است که بین میزان استفاده از رسانههای داخلی با گرایش به حجاب، رابطه متوسط مثبتی وجود دارد. یعنی با افزایش میزان استفاده از رسانههای داخلی گرایش به حجاب در بین دختران و زنان افزایش پیدا میکند. با تاکید بر اینکه رابطهای بین مدگرایی و بدحجابی وجود ندارد اما گرایش به مُد با عدم تمایل به حجاب رابطه دارد علت این امر نیز در این است که افرادی که در شبکههای اجتماعی مجازی و اینترنت در جستجوی مدهای مختلف بودهاند، گرایش کمتری نیز به حجاب داشتهاند. همچنین محتوای بسیاری از کانالهای ماهوارهای نیز مُد و مدگرایی و توجه به بدن و کنترل و مدیریت آن است درحالیکه تاثیر عمیق رسانههای مدرن بر زنان مسلمان بوده است. به نظر میرسد اگر خواهان کاهش گرایشهای مخالف پوشش و حجاب هستیم، باید تمایل به حجاب را در بین دختران و زنان ایرانی تقویت کرده و با کنترل های لازم در فضای مجازی و حتی بازار و عرصه پوشاک با نظارتی قویتر وارده شده و اثرات کارهای ظریف فرهنگی را نیز فراموش نکنیم.
نویسنده : سیده ناهید موسوی
انتهای پیام/