روایت راوی کاروان راهیان نور از نحوه شهادت یک بسیجی

حسرت کربلا بر دلش بود که امامش را دید

|
۱۳۸۹/۱۲/۰۲
|
۱۸:۳۰:۰۰
| کد خبر: ۲۱۲۴۸
حسرت کربلا بر دلش بود که امامش را دید
وقتی بچه‌ها علت را پرسیدند، پاسخ داد: ˝من امام حسین (ع) را می‌بینم و مشتاق زیارتش هستم.˝
باشگاه جوانی برنا/

راویان کاروان‌های راهیان نور، جزء دسته سوم بچه‌های جنگ هستند. همان‌هایی که به گفته شهید باکری بر آرمان‌های امام و شهدا پای بند می‌مانند و خون دل می‌خورند.

جاماندگان از قافله، می‌کوشند تا خود را به نردبان شهادت برسانند و به یاران شهیدشان بپیوندند. این یادگاران هشت سال دفاع مقدس ما، گنجینه‌ای از خاطرات آن دوران‌اند. خاطرات ایثار و ایمان، از مردانی که شوق پیوستن به اصحاب امام حسین (ع) آرام‌شان نگذاشت.

محمدحسن درّی، بعد از تمام شدن جنگ راوی شد. 45 سال دارد و تأکید می‌کند: «باید به آرمان‌های شهدا و ولایت وفادار باشیم. همان‌طور که امام خمینی (ره) فرموده است: وصیت نامه شهدا انسان را می‌لرزاند ما هم باید با خواندن زندگی‌نامه و وصیت‌نامه شهدا ازشان الگو بگیریم. همچنین رهنمودهای مقام معظم رهبری را با جان دل بپذیریم. چرا که فرمایشات ایشان برگرفته از آیات قرآن، روایات و سیره شهداست.» 

درّی برایمان از ملاقات با امام حسین (ع) گفت. از شهیدی که امامش را به وقت شهادت دید و به مولایش پیوست. محمد حسن درّی تعریف کرد: «در سال 60 ، خرمشهر در عملیات بیت‌المقدس آزاد شد. دو روز بعد از آزادی، یکی از بسیجیان 16 یا 17 ساله که از جوان‌های ولایی و با بصیرت بود در حین شکرگزاری برای آزادسازی خرمشهر، ترکش خمپاره به بدنش اصابت کرد و باعث شد جراحت شدیدی بردارد.

دیگر رزمندگان می‌خواستند او را به عقب برگردانند که او اجازه نداد و گفت بگذارید من همین جا باشم. وقتی بچه‌ها علت را پرسیدند، پاسخ داد: "من امام حسین (ع) را می‌بینم و مشتاق زیارتش هستم." با این جمله، دوستانی که بالای سرش بودند، متوجه شدند در حال شهید شدن است. همین‌طور که گریه می‌کردند از یکدیگر سبقت می‌گرفتند تا از او توصیه یا موعظه‌ای بشنوند.

این شهید در لحظات آخر شهادتش سه نکته را مطرح کرد. رو به ما گفت: اگر شهید شدید که یکدیگر را خواهیم دید. اگر شهید نشدید و روزی جنگ تمام شد، راه کربلا باز شد و رفتید، از طرف ما هم به امام حسین(ع) سلام بدهید و بگویید عده‌ای از مشتاقان تو در بین راه ماندند و زیر خاک رفتند.
 
او بعد اشاره به اسلحه‌اش کرد و گفت: "به نسل‌های آینده بگویید ما وظیفه‌مان را خوب انجام دادیم و تا اینجا خاکریزها را فتح کردیم. شما هم با در دست داشتن این اسلحه و چفیه مراقب باشید پرچم اسلام، زمین نیفتد.
 
و در آخر گفت: الان که دارم می‌روم هیچ نماز و روزه‌ای بر گردنم نیست تا جایی که توانستم خودم وظایفی را که بر دوشم بوده، انجام دادم. ما شهدا از شما همین انتظاری داریم." شهید بزرگوار در بحث ولایت و رهبری هم سفارش کردند.
 
او با بیان این خاطره، به حضور یک‌ونیم میلیون جمعیت زائر در کاروان‌های راهیان نور اشاره کرد؛ وی معتقد است که خون شهدا به ثمر نشسته و آن‌ها کار خود را کرده‌اند چرا که تغییر و تحول‌های زائرین به خوبی آشکار است. 
 
او از مسئولان درخواست کرد با توجه به اینکه مقام معظم رهبری در طول 10 سال گذشته چهار مرتبه به مناطق عملیاتی جنگ رفته‌اند و این نسبت به سفرهای رسمی ایشان به قم و مشهد بیشتر بوده است، زمینه حضور بیشتر جوانان را در کاروان‌های راهیان نور فراهم کنند.

محمد حسن درّی می‌گوید: «هر کس به هر نحوی که دخیل است و توانایی دارد، باید تجارب گذشته را از راه صحیح به نسل جوان منتقل کند.»

جاماندگان قافله عشق در پی فرصت هستند تا خودشان را به قافله برسانند و رهسپار وادی دوست شوند. اینان می‌دانند که هنوز در باغ شهادت باز است.

نظر شما
captcha
پیشنهاد سردبیر