تاثیر ورزشهای سنتی در جامعه کمرنگ است
«ورزش پهلوانی»؛ که آمیزه به خصلت فداکاری و «جوانمردی» است مشتمل بر صدق و صفا، فروتنی، خودشکنی و پرهیز از خودخواهی، خودبینی و سفر باطنی به مرزهای لایتناهی حقپرستی، حقجویی و حقطلبی است.
در یک کلمه «اعتلای معنویت» همراه با پرورش جسم و قدرت جسمانی در آحاد جامعه ما می باشد.
چنان که در گذشته نه چندان دور در کثرت شهرهای ایران، «پهلوانان» در «زورخانهها» یکی از متخلقترین چهرههای مردمی و تکیهگاه قابل اعتماد برای قشر ضعفا و مظهر «احقاق حق»، شجاعت و ایستادگی و مقاومت در برابر ظلم و مقابله با ستم و ستمگری بوده است.
ورزش زورخانهای یا ورزش باستانی نام دیگر آیین پهلوانی و از ورزشهای سنتی ایران زمین است.
این ورزش از روزگاران دور در این سرزمین رواج داشته و جوانمردان با قدرت بدنی و شجاعت روحی خود به طور روزمره به انجام حرکتهای پهلوانی آن میپرداختند.
آغاز این ورزش باستانی به صورت امروزی به قرن هفتم هجری خورشیدی باز میگردد، زمانی که محمود خوارزمی معروف به پوریای ولی و از مردم خوارزم، این ورزش را به صورت امروزی ساماندهی کرد.
ورزشی باستانی که با ویژگیهای خاص خود فرهنگ جوانمردی، فداکاری، راستی و امانتداری را در پهلوانان زنده نگه داشته و ایران در 26 آبان 1389 هجری خورشیدی، ورزش زورخانهای را در فهرست میراث معنوی یونسکو (سازمان آموزشی، علمی و فرهنگی سازمان ملل متحد) به ثبت رساند، اما با ثبت ملی آن در یونسکو به نام ایران، برگ زرین دیگری را بر میراث فرهنگی ناملموس این سرزمین باستانی است.
اکنون ورزش زورخانهای به طور نیمه حرفهای در بیش از 10 کشور جهان اجرا میشود، به بهانهی نخستین سالروز پاسداشت فرهنگ پهلوانی و ورزش زورخانهای از برادران محبی ( محمدحسین و محمدحسن) کاپیتان اسبق تیم ملی پهلوانی و زورخانهای و پر افتخارترین کشتیگیران قاره کهن آسیا، ابوالحسن باقرینسب محقق و پژوهشگر و مدرس دانشگاه، محسن عباسیفرد داور ممتاز کشتی ایران و عضو فدراسیونهای بینالمللی روزنامهنگاران (IFj) و (APIS) گزارشی در استان کرمانشاه تهیه کردهایم که در پی میآید: محمدحسن محبی پهلوان اسبق کشتی پهلوان ایران در مورد زورخانه میگوید: زورخانه قدیمیترین مکان و ماوای ورزش ایرانی است که قدمتی یک هزار ساله در این سرزمین دارد و زورخانه مکانی برای نزدیک شدن به خدا و جایگاه مقدسی است که در آن تواضع و فروتنی انسان بیشتر میشود.
او میافزاید: ورزشهای زورخانهای نام دیگر آئین پهلوانی و از ورزشهای سنتی و بنام ایرانیان است، جایی که در آن به ورزش باستانی میپردازند زورخانه نام دارد.
این پهلوان نامی ورزش باستانی کشور میگوید: اگر میبینید که درب ورودی زورخانهها در کشورمان از قد یک آدم معمولی هم کوتاهتر است این به آن معنی است که افراد هنگام ورود به این مکان خم شوند تا افتادگی و ادب را از بدو ورود فرا بگیرند.
او میافزاید: زورخانه یک مکان آرامش بخش است که در آن درسهای اخلاقی را میتوان آموخت و سقوط ارزشهای اخلاقی میتواند هر جامعهای را به انحطاط بکشاند ولی روح متعالی ورزش به دور از هرگونه قومیت و برتری میتواند باعث سالم نگه داشتن جامعه شود، ولی مفاهیم اخلاقی امروزه در ورزش جهان رنگ باخته است که برای احیا این ارزشها در ورزش، باید اقدام کنیم.
محبی میگوید: متاسفانه امروز تاثیر ورزشهای سنتی ما در جامعه کمرنگ شده است تا جایی که اسم پهلوانی برچیده شده البته در گذشته عنوان پهلوانی، مختص کسانی بوده است که هم در میدان رزم و هم در الگوهای اخلاقی و پهلوانی، زبانزد بودهاند که اسم پهلوان صاحب عزت و ارزش بوده و مردم هنوز نیز به اسم پهلوانان قدیمی افتخار میکنند.
او میافزاید: متاسفانه همه چیز به صورت نمادی برگزار میشود و این زیبنده نام پهلوانی نیست و پهلوان امروز با عیار گذشته فاصله گرفته است و تنها نام پهلوان به او میدهند و کمتر به رفتار و منش توجه میشود، لذا در راستای ترویج و گرایش جوانان و نوجوانان به این ورزشها در جامعه باید اقدامات موثری انجام گیرد.
او میافزاید: پهلوانان در گذشته قهرمانان جامعه بودند و از مردم و سرزمین خود در برابر زورگویان دفاع میکردند و امروز هم آیین پهلوانی با قدمتی که در فرهنگ غنی ایران اسلامی و روحیه ملت مقاوم کشورمان وجود دارد، همچنان باعث قدرت و اقتدار کشورمان شده است.
محبی در مورد خاطرات مرحوم پدرش یدیخان محبی که از پهلوانان گذشته و نامدار ایران بوده، چنین میگوید: پدرم از شجاعت و مردانگی پهلوان سیدحسن رزاز و خاطرات این بزرگ مرد برایمان تعریف کرده و گفته است و به یاد دارم همیشه پدرم تا نام پهلوان میاوردند، آنچنان با احترام و به نیکی از سیدحسن رزاز یاد میکرد که با وجود این که سالیانسال این پهلوان ایران و پدرم دار فانی را ترک کردهاند، هنوز از مرحوم سید حسن رزاز و رفتارش و جوانمردی و فتوتش در خانواده ما نام برده میشود.
انشالهء روزی برسد که شاهد حرمت و صفای گذشته و رونق زورخانهها باشیم.
محمدحسین محبی رئیس هئیت کشتی استان کرمانشاه میگوید: باید فضاهای فرهنگی ورزش پهلوانی در بین جوانان حفظ و تقویت شود.
پهلوان محبی میافزاید: ورزش پهلوانی مجموعهای اخلاقیات است که پهلوانان با الگو قرار دادن رشادتها و جوانمردیهای حضرت علی(ع) آن را انجام میدهند.
او میگوید: جهان پهلوان تختی از نمونه ورزشکارانی به شمار میرود که هیچکس نمیتواند در تعریف پهلوانی و جوانمردی از او سخن نگوید.
این پهلوان نامدار کشتی ایران معتقد است: کردار خوب و اخلاق حسنه پهلوانان در قدیمالایام و درحال حاضر موجب شده که در بین مردم از محبوبیت خاصی برخوردار باشند.
محبی میافزاید: مردم با احترام خاصی که برای پهلوانان قائل هستند در بسیاری از امور زندگی از راهنماییهای آنان بهره میبرند.
او میگوید: فرهنگ پهلوانی بسیار متفاوتتر از فرهنگ قهرمانی است و در فرهنگ پهلوانی جوانمردی تنها مقوله مهمی است که باید به آن توجه ویژهای داشت.
محبی میگوید: سنتهای اصیل پهلوانی و ورزشهای زورخانهای در جامعه رشد کرده است و باید فضاهای فرهنگی ورزشهای پهلوانی در بین جوانان حفظ و تقویت شود.
این پهلوان نامدار کشتی ایران میافزاید: برای این که ارزشهای نهفته در آیین پهلوانی را به شکلی عملی در جامعه معرفی کنیم نباید به رفتارهای نمایشی در حد نامگذاری یک روز و یا برپایی یک همایش بسنده کرد.
رئیس هیئت کشتی استان کرمانشاه میگوید: در گذشتههای نه چندان دور زورخانههای بهعنوان نخستین پایگاههای تامین اجتماعی به شمار میرفتند و پهلوانان نیز حامی حقوق نیازمندان بودند.
محبی میافزاید: مطالعه بیشتر قشر جوان ایرانی درباره عظمت آیین پهلوانی و الگو قرار دادن جوانمردانی همانند جهان پهلوان تختی و پوریایولی از ضروریات جامعه کنونی به شمار میرود.
ابوالحسن باقرینسب محقق، پژوهشگر و مدرس دانشگاه در مورد جایگاه زورخانه چنین میگوید: جایگاه زورخانه پس از اسلام، در زنده کردن نهضت ملی ایران و ستیز با بیگانگان و نیز رستاخیز زبان فارسی و فرهنگ و آیین افتادگی و برادری که از عهد باستان در ایران رواج داشته است، مِهَندی و اهمیتی ویژه دارد.
این مدرس دانشگاه معتقد است که مردم ایران در زمان زرتشت عقیده داشتند که برای شکست اهریمن و یاری اهورا مزدا باید بدنهای خود را نیرومند سازند و به این دلیل پهلوانی، کشتیگیری و آمادگی جسمانی هماره از نیازهای اساسی مردم این کشور بوده است.
او میافزاید: زورخانه پس از اسلام نیز جایگاه ارزندهای داشته به طوری که پهلوانان در زنده کردن نهضت ملی ایران، مبارزه با بیگانگان و ترویج فرهنگ و آیین افتادگی و برادری که از دیرباز در ایران رواج داشته، نقش چشمگیری ایفا کردهاند.
باقرینسب میگوید: این ورزش در مکانی به نام زورخانه انجام میشود، مکانی که در کوچه پس کوچهها و در مرکز مردمیترین محلهها ساخته میشد و از دیرباز به عنوان قلب پر تپش محله و مرکز اصلی تربیت جوانمردان و پاکان شناخته میشد.
او میافزاید: زورخانه هماره مکانی برای نیرومندی، تقویت روحیهی ورزشکاری، فروتنی و دوری از غرور بوده است.
در آیین پهلوانی دستگیری از زیردستان و مبارزه با زورگویان سنت است و ورزشکاران زورخانهای هماره به جوانمردی، میهن دوستی، فداکاری، نوع دوستی، راستی و امانتداری، چشم پاکی و خوش خلقی شهرت داشتهاند.
باقرینسب میگوید: زورخانه مکانی سرپوشیده است که به سردابها و عبادتگاههای دورهی باستان شباهت دارد، این مکان از نور ضعیفی برخوردار بوده و کف یا گود آن در پایینتر ازسطح کوچهها قرار دارد که با پلکانی از زیرزمین به سطح خیابان میرسد.
سقف آن مانند معبدها و مسجدها بلند و گنبدی شکل است، این مکان در ورودی کوتاهی دارد تا ورزشکار هنگام ورود به زورخانه خم شده و فرهنگ فروتنی و تواضع در آنان حفظ شود.
او در مورد آداب ورزش زورخانهای میافزاید: ورزش زورخانهای آداب و سنت ویژه خود را دارد، در این ورزش مرشد خصلتهای نیکوی مروت و جوانمردی و خلق و خوی مردانگی را در قالب شعر و داستان به صورتی آهنگین و با همراهی ضرب زورخانه که مهمترین ساز این نوع ورزش است، در ورزشکاران بر میانگیزد و به آنان نیرو میبخشد.
پهلوانان نیز هماهنگ با موسیقی مرشد حرکتهای زیبای گروهی یا فردی خود را به نمایش میگذارند.
باقرینسب میگوید: مرشدها با روایت شعرهای حماسی حکیم فردوسی و برانگیختن شور و غرور ملی در حاضران، در راه حفظ زبان پارسی میکوشند.
او میافزاید: رسم دیگری که در زورخانهها رواج دارد این است که مرشد به هنگام ورود پهلوانان بزرگ زنگی را که با زنجیری بر سر در زورخانه آویزان است به صدا در میآورد تا حاضران را از ورود یک پهلوان آگاه کند.
باقرینسب میگوید: مرتبههای مختلفی در زورخانهها وجود دارد که از آن جمله میتوان به کهنه سوار، مرشد، پیشکسوت، صاحب زنگ، صاحب تاج و نوچه اشاره کرد.
او میافزاید: سنگ گرفتن، میلگیری، شنا و کبادهزدن از ورزشهای زورخانهای است که با استفاده از وسیلههای ورزشی انجام میشود و در تمرینهای کششی و گرم کردن، پای زدن، چرخیدن و کشتی پهلوانی نیازی به ابزار نیست.
این مدرس دانشگاه معتقد است: گروههای سنی مختلفی از خردسال تا کهنسال به گود و فضای زورخانه میآیند که این گردهماییها در انتقال سنتهای میهنی بسیار تاثیرگذار خواهد بود.
باقرینسب در مورد روز فرهنگ پهلوانیمیگوید: روز فرهنگ پهلوانی و ورزش زورخانهای همزمان با 17 شوال برابر با سالروز نبرد حضرت علی(ع) با عمروبن عبدود در جنگ خندق، برای نخستین بار در متن تقویم رسمی کشور ثبت شد تا نبرد جوانمردانهی امیر مومنان سرمشقی برای تمام پهلوانان باشد.
این مناسبت در سال جاری همزمان با 23 مرداد است. او میافزاید: نامگذاری این روز به نام فرهنگ پهلوانی و ورزش زورخانهای با هدف پاسداری و ترویج فرهنگ ارزشمند پهلوانی و جوانمردی و حفظ میراث فرهنگی ناملموس به وسیلهی شورای فرهنگ عمومی تصویب شد و پس از تایید شورایعالی انقلاب فرهنگی در تقویم رسمی ایران اسلامی به ثبت رسید.
باقرینسب با تاکید دوباره به این که فرهنگ پهلوانی، جوانمردی، عیاری از خودگذشتگی و کمک به محرومان از دورهی ایران باستان در کشور ما مرسوم بوده، میگوید: برای حفظ این ارزشها در 1388 هجری خورشیدی شورایی از نهادهای مختلف تشکیل شد و آییننامهای را مصوب کرد که بر اساس آن 18 نهاد، سازمان و وزارتخانه برای ترویج فرهنگ پهلوانی و ورزش زورخانهای انتخاب شدند.
او میافزاید: این آییننامه در 1390 هجری خورشیدی برای اجرا به نهادهای مربوط ابلاغ شد تا با عملی کردن آن فرهنگ پهلوانی در ایران رواج یافته و از فراموشی آن جلوگیری شود.
باقرینسب میگوید: این شورا بار دیگر در سال جاری تشکیل شد و 25 نهاد، سازمان و وزارتخانه را به نهادهای پیش اضافه کرد تا با فعالیتها و اقدامهای مشترک آنان روحیهی جوانمردی بیشازپیش در میان مردم ایران نمود یابد.
او میافزاید: ورزش زورخانهای از ورزشهای ویژه کشور ایران است و این ورزش با تلاشهای مردم، رسانهها و مسوولان در یونسکو به نام ایران ثبت شد تا مانند چوگان از ما گرفته نشود.
باقرینسب دربارهی میزان شناخت مردم از این ورزش باستانی میگوید: در سالهای پیش رسانههای مختلف با تبلیغات و پخش برنامههای متنوع، مردم را بیشازپیش با ورزش آشنا کردهاند به طوری که ورزش زورخانهای از چهار سال پیش رشد داشته است.
محسن عباسیفرد فدراسیونهای بینالمللی روزنامهنگاران (IFj) و (APIS) در مورد آیین پهلوانی چنین میگوید: ورزش باستانی برای ما نه یک ورزش بلکه یک تاریخ و یک فرهنگ است و پهلوانی در تاریخ گذشته ما توام با گذشت، فداکاری، مردانگی و جوانمردی بوده و برای احیای این فضایل باید این فرهنگ را رشد و توسعه داد.
او میافزاید: برای رشد سنت¬ها و خصلت¬های ویژه پهلوانی که همان دیانت و جوانمردی است باید فضای فرهنگی ورزش زورخانهای حفظ و تقویت شود.
محسن عباسیفرد میگوید: هر زمانی که ورزش با فرهنگ پهلوانی عجین بوده به عنوان یک نماد و الگو با فرهنگ مردم و سنتها عجین شده و در متن زندگی مردم قرار گرفته است.
اما در مقابل، هرگاه با این مفاهیم فاصله گرفته، فقط پس از مدت کوتاهی به فراموشی سپرده شده است.
او میافزاید: باید رویکردی به عقب داشته و با نگاهی به تاریخ این فرهنگ، سنتهای با ارزش آن را دوباره احیا شود.
چرا که امروزه با هجمه وسیعی از مقولات فرهنگی که جایگاهی در ارزشها و باورهای ما ندارند، روبهرو هستیم.
عباسیفرد میگوید: زورخانه، نماد ورزش باستانی است و به غیر از شاهنامهها، منابع بسیار محکمی از مفاهیم فرهنگی در باره زورخانه در کشور و جود دارد که برخی مورخین عمر ورزش زورخانهای را بیش از ۴۵۰۰ سال عنوان کردهاند.
او میافزاید: گذشته تاریخی ما، آمیخته با مفاهیم فرهنگی است که امروزه دچار ضعف و سستی شده و مفاهیم پهلوانی در ورزش امروز جهان، رنگ باخته است. عباسیفرد میگوید: بایستی بین مفاهیم فرهنگی و اخلاقی با ورزش آشتی برقرار شود، هرچند این کار بسیار مشکل است و باید حساب شده عمل کرد.
او میافزاید: خوشبختانه ورزشکاران ما در بسیاری از میادین به موارد جوانمردی، پایبند هستند، اما وظیفه فدراسیون باستانی و وزارت ورزش است که فرهنگ پهلوانی را هرچه بیشتر احیا کند.
عباسیفرد در مورد آداب زورخانهای و سنتهای پهلوانی میگوید: مطالعات نشان میدهد که بسیاری از آداب و سنتهای پهلوانی و زورخانهای مربوط به آیین مهرپرستی است.
او میافزاید: این آیین که مربوط به دوره اشکانیان است، یکی از ادیان قدیمی هند و ایرانی به شمار میرود که از ایران به اروپا هم راه یافته است.
عباسیفرد میگوید: زورخانهها شباهت زیادی به معابد مهری است که در زیرزمین قرار داشتند و دارای پلکان و دری کوتاه بودند که نور اندکی به داخل شان راه مییافت، در معابد مهری، زنگی پیدا شده که گمان میرود آنها را مانند زنگ زورخانه در مراسم دعا به صدا در میآوردهاند.
او میافزاید: شباهت گود و سکوی اطراف آن مانند معابد مهری است که برای نشستن تماشاگران تعبیه شده است.
سنت برهنگی پهلوان در زورخانه، مانند برهنگی مهر رومی به هنگام زایش است که جامهای برتن ندارد و با برگی از انجیر خود را میپوشاند.
همان طور که پهلوان با لنگی و تنکهای میان خود را بسته است.
عباسی فرد میگوید: در آیین مهر، کسانی حق تشرف دارند که بالغ شده باشند و نیز در زورخانه کسی میتواند در مسلک پهلوانان درآید که شانه در ریشش بایستد(بالغ باشد).
او میافزاید: در آیین پهلوانی دستگیری از زیردستان و مبارزه با زورگویان سنت است و در مهریشت آمده است که «باشد که او برای دستگیری ما آید... باشد که او برای دادگری ما آید».
عباسیفرد درخصوص عیاری میگوید: شباهت جوانمردی و شوالیهگری رستم، قهرمان افسانهای با عیاران و پهلوانان زورخانه در قرون اسلامی است.
بنابراین فرهنگ و آیین ورزش زورخانه قطعاً با آیینهای پهلوانی دوران باستان پیوند آشکار دارد و همانندی بسیار نزدیک معابد مهری و ساختمان زورخانه از یک سو و رواج آیینهای مانی و مهرپرستی در سنن زورخانه ارتباط این نهاد را به وضوح با دوره اشکانیان نشان میدهد.
او میافزاید: البته ورزشهای زورخانهای با این مشخصات و آداب به کلی در ایران باستان وجود نداشته است و پیدایش این نهاد به تاریخ بعداز اسلام باز میگردد که با توجه به نیازهای مقطعی برای مقابله با ستمگران عرب و مغول به وجود آمده است.
در این راستا گروههایی مانند «فقیان»،«شاطران» و «عیاران» جوانمردانی بودند که رسم «فتوت» و «پهلوانی» را بنیاد نهادند و طبعاً آداب و آیین آنها از مکتب «عرفان» و «تصوف» نشأت میگرفت همان طور که بسیاری از آداب زورخانه نمادی از مشرب عارفانه و فتوت است.
عباسیفرد میگوید: عیاری نوعی جوانمردی و از خود گذشتگی بوده است که برای کشف خبر از نیروهای خصم با لباس مبدل به اردوی دشمن میرفتهاند وداستانهای شگفتانگیزی در تاریخ ایران از عیاریهای پهلوانان و جوانمردان به چشم میخورد که همهی آنها انگیزهی عدالتخواهی و میهن دوستی و حقجویی و فتوت داشتهاند.
او میافزاید: بنای کار عیاران بر جوانمردی بود،در شهرها شبروی و شبگردی میکردند و گریز از بامی به بامی برای فرار از چنگ عسس و شرطه و مأمورین دولتی، کارشان تهدید ثروتمندان و متنفذین و حکام بود و کمند انداختن و جنجر بازی و از برج و باروها بالا رفتن و یا زیر پلها خفتن و از نقبها گذشتن و بسیاری اوقات تحمل این خطرات و مصایب برای انجام کار مردم بینوا و یا دفع ظلم از مظلوم بود.
عباسیفرد میگوید: بسیار چست و چالاک بودند؛ فواصل بین شهرها و روستاها را از راههای غیر معمول و ناشناس -از بیابانها و کوهها و درههای صعبالعبور- با شتاب و بدون بیم طی میکردند و مأموریت خود را به انجام میرساندند.
شعار عیاران این بود: «من مردی ناداشت (نادار) عیار پیشهام، اگر نانی یابم بخورم و اگر نه، میگردم و خدمت عیاران و جوانمردان میکنم.
اگر کاری میکنم،آن برای نام میکنم نه برای نان؛ و این کار که میکنم از برای آن میکنم که مرا نامی باشد.
گزارش: محمدرضا صفایی