منطقه حوصله در شلوغی بازار
بازار داغ خرید نوروزی داغ است. اما برای کسی که شکمش سیر و جیب هایش پر پول است، توفیری نمی کند. دقیقا وظیفه این ها لم دادن بر صندلی فروشگاه و تماشای تلویزیون یا مردم است. استفاده از بازی های تلفن همراه و یا گپ با دوستان هم بد نیست. وقت را می گذراند.
مشتری از همه جا بی خبر به قصد خرید وارد مغازه این انسان به ظاهر شیک و باکلاس می شود. مشاهده می کند فروشنده نه تنها به او نگاه نمی کند، بلکه جواب سلامش را هم به زور می دهد.از همان هایی که اگر یکم پوست کلفت تر باشید و در مقابل این رفتار عهد حجری از مغازه بیرون نزنید و کالای خود را درخواست کنید، صدای آشنای نچ نچ را می شنوید و ابروهای در هم رفته را شاهد هستید.
همانجا سکه تان می افتد که بله! فروشنده موردنظر در منطقه حوصله، خود قرار ندارد! لطفا بیشتر نایستید و سوال نفرمایید.
بعضی از این ها همان بچه مایه دارهایی هستند که از زور بیکاری و اجبار پدرشان مبنی بر دریافت مواجب ماهانه در مغازه می ایستند. آن عده بی ادب که کلا همین رویه را دارند به کار!این جوان های کلافه از بیکاری و خسته از حرف های تکراری در مورد تن پروردگی، فرصت را مغتنم شمرده و مغازه را به محلی برای ابراز وجود و خودی نشان دادن تبدیل می کنند.
قسمت جالب ماجرا آن جاست که بسته به نوع مشتری رفتار این فروشنده های شبیه مانکن که برای مشتری احترام قائل نیستند، عوض می شود. هرچه ظاهرت زننده تر و گفتارت سخیف تر برای آن ها جذاب تر و قابل توجه تر.
با بودن این قبیل مشتری، حوصله شان نه خارج از سرویس است و نه خاموش و نه اشغال! صحنه خرید و فروش هم تبدیل به یک گفتمان دوستانه می شود. فروشنده بیکار و مشتاق تلف کردن وقت، خریدار بیکار و مشتاق گرفتن تخفیف زیاد!
همه انتقاد به بی نمکی این گونه فروشنده ها، دلیل بر تحسین چاپلوسان برای انداختن جنس ناجور به مشتری نمی شود. مهم برخورد خوش است تا مشتری بدهکارانه از فروشگاه بیرون نرود. رفتار طلبکارانه این افراد، کسی را که با تعجب و دلخوری از مغازه بیرون می آید یاد شعری می اندازد که می گوید "خدایا روا مدار این بی ادب ها، معتبر شوند که در این حالت از تو بی خبر شوند"!
انصافا خدارا شکر که دوره قحطی نیست وگرنه با دردست گرفتن انحصاری یک کالا، بی شک خون مردم با وجود این افراد در شیشه بود!
***