سنتور تنها ماند
به گزارش خبرنگار سرویس موسیقی خبرگزاری برنا،29 شهریور سالگرد خاموشی «پرویز مشکاتیان است.کسی که خالق بیش از نیمی از آثار ماندگار موسیقی اصیل ایرانی در سی سال گذشته بود.
کسی که بسیاری از هنرمندان بزرگ فعلی ما در کنار او رشد کردند و بهترین آثار خود را با او ارائه دادند.
مشکاتیان سرو آزاد موسیقی ایران جزء هنرمندانی بود که برای اعتلای موسیقی اصیل ایرانی تلاش های فراوان کرد و تا آخرین لحظات عمر کوتاهشان به هنر و فرهنگ کشورشان عشق ورزید.
طرح منظره هایش گاه از مشتی چنگ بر بستری از سکوت سیاه شکل می گیرند و آن سو ترک تابلوهای پر دغدغه ای که او را چنان در کلاف خود پیچیده اند که برای نقش تصویرشان به تنظیم و ترکیب ده ها رنگ و تون دست می برد، اما در هر حال تو را از دالان های تودرتوی اندیشه هایش گذر می دهد، حیرانی مضراب ها در رفت و برگشت های عاصی و ممتدشان بیانگر روح آشتی ناپذیر و سرکشی ست که در جستجوی پاسخی برای پرسش هایش مقام و مایه را بر نمی تابد.
«بیداد»ش چنان حماسی است که گوئی شاهنامۀ استاد توس در پیش چشمان ات ورق می خورد و گاه چنان عمیق و پر شور است که انگار خطابه ای فلسفی یا انقلابی ایراد می کند.
او همان «چکاوک»ی ست که در جستجوی «افق مهر» تا «ناکجا آباد» را با پرپر نازک مضراب هایش سیر می کند و گاه خسته بر بوتۀ پر خار «گون» مست و خراب برای مردم آزاده «شعر بی واژه» می سراید.
زندگینامه
پرویز مشکاتیان در سال ۱۳۳۴ در نیشابور به دنیا آمد. او مقدمات موسیقی را از شش سالگی نزد پدرش، حسن مشکاتیان، که استاد سنتورنوازی و آشنا با ویولن و سهتار بود، آموخت. وی آموختن موسیقی را در طول تحصیل در زادگاهش، نیشابور پی گرفت و تا پایان دورهٔ متوسطه همچنان در پیشگاه پدر به فراگیری و تمرین مشغول بود. مشکاتیان در سال ۱۳۵۳ وارد دانشکدهٔ هنرهای زیبا در دانشگاه تهران شد و به آموختن ردیف میرزا عبدالله نزد نور علی خان برومند و ردیف موسیقی سنتی نزد دکتر داریوش صفوت پرداخت، وی همزمان با آموزش ردیف، مبانی موسیقی ایرانی را نزد اساتیدی چون دکتر محمدتقی مسعودیه، دکتر مهدی برکشلی، عبدالله دوامی، سعید هرمزی و یوسف فروتن فرا گرفت.
از کودکی دستش به ساز و دل اش به نواز بود. زیر نظر پدرش حسن مشکاتیان که خود سنتور و تار و سه تار می نواخت با موسیقی خوگرفت. در گذر سال های درس و مدرسه این الفت به گونه ای شد که بالاخره در سال ۱۳۵۳ وارد دانشکدۀ هنرهای زیبا در دانشگاه تهران شد. نزد استاد نورعلی برومند و دکتر داریوش صفوت به فراگیری ردیف میرزاعبدالله پرداخت و در فراگیری مبانی موسیقی از وجود استادان بزرگی همچون دکتر محمد تقی مسعودیه، سعید هرمزی، یوسف فروتن و نیز استاد عبدالله دوامی بهره مند شد. سنتور نوازی را به طور رسمی از مرکز حفظ و اشاعۀ موسیقی آغاز نمود. در آزمون موسیقی باربد که به ابتکار نورعلی خان برومند برگزار شد شرکت کرد و با پشنگ کامکار مشترکأ مقام اول را کسب کرد.
او نوازندگی سنتور را در مرکز حفظ و اشاعه موسیقی به صورت بسیار جدی ادامه داد و توانست در نوازندگی این ساز به مهارت ویژه و چشمگیری دست پیدا کند و همچنین توانست کارهای بزرگ فراوانی را در زمینهٔ آهنگسازی و نوازندگی سنتور به ویژه در زمینهٔ ساخت قطعات همنوازی (ارکسترال)، تصنیف و نیز تکنوازی انجام دهد. مشکاتیان در این سالها، کنسرتهای متعددی با خوانندگانی چون پریسا و هنگامه اخوان اجرا کرد و در سال ۱۳۵۶، گروه عارف را تشکیل داد. وی در آزمون موسیقی باربد که به ابتکار استاد نورعلی برومند برگزار میگردید، به همراه پشنگ کامکار مقام نخست در رشتهٔ سنتور و همراه با داریوش طلایی، مقام ممتاز در ردیفنوازی را به دست آورد.
فعالیت حرفهای
مشکاتیان از سال ۱۳۵۶، همکاری با رادیو را زیر نظر هوشنگ ابتهاج آغاز کرد ولی پس از واقعه ۱۷شهریور ۱۳۵۷ از رادیو استعفا داد و مؤسسه چاووش را با همکاری هنرمندان گروه عارف و شیدا تشکیل داد. سپس با همکاری شهرام ناظری، تصنیف «مرا عاشق» را بر روی شعر مولانا ساخت. از سال ۱۳۵۸ تا سال ۱۳۶۷ با محمدرضا شجریان همکاری داشت که نتیجهٔ این همکاری، آثار ماندگاری چون بیداد، آستان جانان، سِرّ عشق، نوا، دستان، گنبد مینا و جان عشاق بود. وی در همهٔ این آثار، به عنوان آهنگساز و نوازندهٔ سنتور (در سِرّ عشق به عنوان نوازندهٔ سهتار و در جان عشاق فقط آهنگساز) همکاری داشت.

وی با افسانه شجریان دختر محمدرضا شجریان ازدواج کرد ولی در دهه ۱۳۷۰ از او جدا شد. حاصل این ازدواج، دو فرزند به نامهای آوا (دختر) و آیین (پسر) است.
او همچنین کارهای بسیار پرباری با نوازندگانی چون حسین علیزاده (سرپرست گروه عارف و گروه شیدا) و محمدرضا لطفی (سرپرست گروه شیدا) دارد.
پس از قطع همکاری با محمدرضا شجریان، وی با خوانندگانی چون علی جهاندار، ایرج بسطامی، علیرضا افتخاری، حمیدرضا نوربخش، علی رستمیان و شهرام ناظری همکاری کرد. او همچنین در فستیوال جهانی موسیقی تحت عنوان (روح زمین) در کشور انگلستان شرکت کرد و مقام نخست را بدست آورد.
مشکاتیان از سال ۱۳۷۶ اجراهای صحنهای و انتشار آلبوم را متوقف کرد وتا تابستان سال ۸۴ کنسرتی در کشور اجرا نکرد.
یکی از واپسین کارهای وی آلبوم تکنوازی تمنا بود که در سال ۱۳۸۴ نواخت و منتشر کرد. همچنین وی در روزهای ۶ تا ۹ آذر ۱۳۸۶ به عنوان سرپرست گروه عارف کنسرتی در تهران برگزار کرد که حمیدرضا نوربخش به عنوان خواننده در آن شرکت داشت.
در سال ۱۳۸۶، پس از حضور پرویز مشکاتیان در کنسرت محمدرضا شجریان، رابطهٔ این دو استاد موسیقی ایرانی که بیش از یک دهه تیره بود، مجدداً برقرار شد. همچنین، در مراسم جشن خانه موسیقی در ۲۳ مهر ۱۳۸۶، لوح تقدیر از یک عمر فعالیت هنری توسط محمدرضا شجریان به عنوان رئیس شورای عالی خانهٔ موسیقی به پرویز مشکاتیان داده شد.
از آثار مشکاتیان، کتابهای فراوانی منتشر شدهاست. از این کتابها میتوان به اثرهای بیست قطعه برای سنتور، گل آئین، گل آوا، مجموعه تصانیف، بیداد، لاله بهار اشاره نمود.
درگذشت
پرویز مشکاتیان در تاریخ ۲۹ شهریور سال ۱۳۸۸ در منزلش در تهران و در سن ۵۴ سالگی بر اثر نارسایی قلبی درگذشت.
مشکاتیان بارزترین صفات موسیقی عصر خود و پیش از خود را داراست و این عناصر در قوام و دوام موسیقی اش سهمی عمده دارند. اندیشه و احساس را در ترکیبی موزون به کار می بندد، آشنائی او به ادبیات کلاسیک وعرفان و فلسفه و ادبیِّات معاصر و دید بسیط سیاسی و اجتماعی و شناخت و درک صحیح او از نیاز جامعه به موسیقی بازتاب دهندۀ واقعیت های زمانه از وی هنرمندی ساخته است که آثارش شعور جامعه را مخاطب قرار می دهد و به اندیشیده وا می دارد.
خود او در مورد سبک اش می گوید:
«اگر من را صاحب سبک بدانید نگاهم در سازندگی مانند اتفاقاتی بود که در شعر ما افتاد و استبداد عروضی برداشته شد من هم از تسلسل ردیفی گذشته ام. یعنی هیچ کدام از کارهای من در یک دستگاه نیست بعضی کارها مثل "بیداد" حتی در یک گوشه است چون آن لحظه گوشۀ بیداد گویای ضربان زبان من بوده است ولی در دیگر موارد دنبال آن نبوده ام که باید تسلسل ردیفی دستگاهی حفظ شود و زمانی که در شعر شنا می کنم اگر لازم باشد از دوازده دستگاه موسیقی هم می گذرم. در آلبوم "قاصدک" و یا قطعۀ "چکاد" شش دستگاه عوض شده است که همین جا بگویم به هیچ روی با تصمیم قبلی نبوده است. اولین بار این اتفاق در "آستان جانان" افتاد که باز در دستگاه شور و متعلقات آن رخ داد، دومی در قطعۀ چکاد آلبوم "دستان" بود.»
بی تردید یکی از زیباترین آثاری که او خلق کرده قطعۀ «خزان» است.خزان تصویر انسانی ست که به اسرارآمیزترین فصل حیات خود رسیده است به حیرانی در معبر حسرت گذشته و ستیز با حال و هراس آینده. این جا نبض زمان بی دریغ تر و بی رحمانه تر می تپد. خزان، فصل وحشت درخت است از ریزش برگ و هجوم باد.
امروز او دیگر در میان ما نیست. دردها و غصه ها و اندیشه هایش را دیگر با ما در میان نخواهد گذاشت و ما را با خود به گشت و گذار در «کوچه باغ ترنّم» نخواهد برد. 
دل ام برای سنتور می سوزد زیرا دیگر هرگز پنجه هائی به مهربانی و لطافت جادوئی انگشتان پرویز مشکاتیان پرده های پرنیان اش را نوازش نخواهند کرد!
مطلب از این قرار است:
چیزی فسرده است و نمی سوزد
امسال
در سینه
در تنم!»
گزارش از : باران بن یاسین