امام برای صلح ۴ شرط داشت
فرمانده کل سپاه پاسداران در دوران دفاع مقدس شامگاه پنجشنبه سوم مهر در برنامه زنده تلویزیونی سطرهای ناخوانده حاضر شد و به مسائل و رویدادهای سالهای دفاع مقدس پس از آزادسازی خرمشهر اشاره کرد.
به گزارش گروه سیاسی خبرگزاری برنا، به نقل از پایگاه اطلاع رسانی مجمع، رضایی در چهارمین قسمت این برنامه با بیان خاطرات و ناگفته هایی از 8سال جنگ تحمیلی به تجلیل از مقاومت و رشادت مردم ایران و رزمندگان سرافراز پرداخت و گفت: ای کاش برادرم صیاد شیرازی، شهیدان همت و حمید باکری، احمدمتوسلیان، حسین خرازی، خلبان بابایی و اردستانی، نامجو در کنار من بودند و از آن روزها می گفتند.
رضایی در پاسخ به سوالی در خصوص مخالفت امام خمینی با ورود رزمندگان ایرانی به خاک عراق گفت: این دو بحث است که آیا امام مخالف ادامه جنگ بودند یا مخالف ورود به خاک عراق. امام دنبال منطق و استدلالی برای ادامه جنگ بودند. ما ورودمان را به خاک عراق را در عملیات بیت المقدس طراحی کرده بودیم و پیش از عملیات رمضان. در آن طرح ما بصره را بیت المقدس نامگذاری کرده بودیم. ما می خواستیم در آن عملیات جنگ را تمام کنیم اما زمانی که به مرز بین المللی رسیدیم، به دلیل کاهش توان نیروها، به سمت خرمشهر رفتیم و آنجا را آزاد کردیم. ما می خواستیم پشت شط العرب برسیم و بر روی صدام فشار بیاوریم. این حرفی که ایران تن به صلح نداد، درست نیست. همه هیات هایی که طرح صلح داشتند را به کشور راه دادیم. امام چهار شرط گذاشتند. خسارت های ما را بدهید. صدام تنبیه بشود، مرز بین الملل را به رسمیت بشناسید و اسرا هم برگردند. امام بارها می فرمود ما روی حرفی که زدیم، هستیم. ما هم آن چیزی که از ابتدا روی میز مذاکره داشتیم همان چهارشرط نخست امام بود. برخی نکات که در سخنرانی ها مطرح می شد، پشتوانه مذاکره بود. البته سقف خواست های ما، سقوط صدام بود.
دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام درباره حضور نیروهای ایرانی در لبنان و سوریه در زمان جنگ تحمیلی، گفت: آن زمان این احتمال از سوی آقای هاشمی مطرح شد که امکان دارد رژیم صهیونیستی، همزمان با ورود و حضور ایران در خاک عراق، به یکی از کشورهای عرب منطقه حمله کند و این همزمانی در افکار عمومی مردم مسلمان منطقه مفهوم پیدا کند. اتفاقا در آن سال اسرائیل به جنوب لبنان حمله کرد و ما به خاطر دفاع از مردم لبنان به آنجا نیرو اعزام کردیم. من و شهید صیاد و سردار رشید به سوریه رفتیم و با حافظ اسد دیدار کردیم و در خصوص حضور نیروهای ایران در سوریه و لبنان مذاکره کردیم که این حضور منتج به تشکیل حزب الله لبنان شد. زمانی که متوجه شدم که حضرت امام از اعزام نیرو به لبنان خبر نداشتند، از ایشان عذرخواهی کردم. بعد از آن، امام فرمودند: من نگران آن بودم که نکند آن جریان مغازه دار اصفهانی رخ دهد. پس از آن رهبر انقلاب با دستور امام برای اعزام نیروها ، چارچوبی را تعریف کردند و نظارت هم داشتند. البته اعزام این نیروها هیچ تاثیری در تاخیر عملیات رمضان نداشت.
دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام با تحلیل عملیات ها و دستاوردهای ایران در دوران تثبیت در سال ابتدای جنگ گفت: این که گفته شود که سپاهی ها بی تجربه بودند یا ارتشی ها مقاومت نکردند، تحلیل اشتباهی است.
ما با ابتکارمان دور زدن ارتش عراق بود. هر گاه ما نیروهای عراق را دور می زدیم در عملیات پیروز می شدیم. آنها در چند عملیات تک محاطه ما را با مهندسی تبدیل به تک جبهه ای کردند و منجر به پیروزی نیروهای ما نشد.
بعد از عملیات بیت المقدس و آزادسازی خرمشهر، آمریکایی ها، کمک اطلاعاتی از قبیل عکس های هوایی را به دست صدام می رساندند. عکس هایی که شماره ماشین های ما در آن قابل خواندن بود.
رضایی خطاب به مجریان برنامه گفت: من به نسل سومی ها، می خواهم نکته مهمی را بگویم، باید مشخص کنیم که هدف از این جلسات چیست و در این نوع برنامه های می خواهیم چه کنیم. آیا قصد ما درس گرفتن از تاریخ و جنگ است؟ برخی از سوالات برای رفع ابهام است ، اما نباید این همه گفتگوی ما را شامل شود. فرض کنید همه ابهامات را پاسخ دادیم. تازه می رسیم به نقطه سر خط، باید بپرسیم که پس پیام جنگ چه می شود؟ چرا ایران در جنگ شکست نخورد؟ باکری و باقری چطور باکری و باقری شدند. سوال ها باید به دستاوردهای جنگ برسند. باید ببینیم که چطور یک جوان دانشگاهی به یک ژنرال تبدیل شد. آینده این کشور در دست نسل سوم و چهارم است. انقلاب و امام راهی را برای ما باز کردند که اگر این راه بسته شود بزرگترین آسیب به ما متحمل می شود. این راه انقلاب و جنگ بود. دشمنان ما، همیشه در پی ابهام افکنی هستند. تردیدها نمی گذارند جوانان در مسیری که باید باشند، پیشرفت کنند. بسیاری از فرماندهان جنگ در جوانی به فرماندهی منصوب شدند، من خودم در 27 سالگی از امام حکم گرفتم.
محسن رضایی در خصوص سخنان شهید حسن باقری که در بخشی از این برنامه، پخش شد گفت: در صحبت های شهید باقری، صداقت موج می زد، قدرت دعوا کردن در آن حس می شد. توجه داشته باشید او با فرمانده گردان ها با این صراحت گفتگو می کند. او بر روی جزییات، با این حساسیت و جدیت حرف می زد. این رفتار و طرز گفتگو در میان فرماندهان جوان در جنگ جریان داشت.
وی در خصوص برخی ناگفته های جنگ و اینکه چرا برخی مطالب بیان نمی شود گفت: باید سوال کرد که چرا این جنگ ناگفته دارد. علت اینکه من تا بحال کتاب خاطره ننوشته ام این است که نمی خواهم مسائل جنگ شخصی و سیاسی شود. زیاد پیش می آید که مساله ای را سالها در دل نگه می دارم اما وقتی بیان می کنم، صریح و با صداقت آن را به همه می گویم. احتمال می دهم با انتشار بعضی از مطالب، برخی ها از آنها سو استفاده سیاسی و جناجی خواهند کرد. از طرفی من شرمم می شد که عده زیادی از برادران و همرزمانم شهید شدند ولی من در کنار خانواده ام نشستم. با نگاشتن خاطره و کتاب در پیشگاه برادری که در جنگ موثر بوده و شهید شده، و خاطره ای از او نوشته نشده، شرمنده می شوم.
البته این سالها نوشتن را شروع کرده ام و حتی عنوان یکی از این کتاب ها را «آنکه گفت پایان» انتخاب کردم اما هنوز تصمیم به انتشار نگرفته ام. البته فرمایش مقام معظم رهبری برای من انگیزه شده است. ایشان در سالهای اخیر به فرماندهان و رزمندگان توصیه کردند که خاطراتتان را بگویید و مکتوب کنید.
محسن رضایی در پاسخ به سوالی که به تفاوت دیدگاه های فرماندهان ارتش و سپاه اشاره داشت گفت: اینکه اختلاف بین سپاه و ارتش بوده طبیعی است. جنس این اختلاف سیاسی و جناحی نبود. از جنس دو نگاه و دیدگاه متفاوت بود. خوشبختانه رابطه من و شهید صیاد مبتنی بر درک متقابل وی از بسیج و من از ارتش بود.
سطرهای ناخوانده در گروه حماسه و دفاع شبکه یک ساخته شده و قرار است در شامگاه جمعه نیز برنامه دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام، در مورد خاطرات و ناگفته های خویش در موضوع فرماندهی جنگ و ماه های پایانی جنگ تحمیلی با مردم ایران و کارشناسان برنامه به گفتگو بنشیند.