یادداشتی بر سینمای کودک به مناسبت «روز جهانی کودک»؛

تمام کودکانه های سینمای ایران بر پرده نقره ای

|
۱۳۹۳/۰۷/۱۶
|
۱۲:۴۲:۵۰
| کد خبر: ۲۲۷۳۷۷
تمام کودکانه های سینمای ایران بر پرده نقره ای
دهه 70 سینمای کودک ایران با شخصیت‌های عروسکی مانند «جوجو و میو» و «کلاه‌قرمزی و پسرخاله» آغاز می‌شود و این روند کند تا سال 92 ادامه پیدا می کند.

به گزارش خبرگزاری برنا،دو دهه 60 و 70 را دوران رونق سینمای کودک ایران می‌دانند. این ژانر در دهه 80 و اوایل دهه 90 چیزی در چنته نداشت اما در این دو دهه هم می‌توان از آثاری نام برد که مخاطبان را راضی نگه داشتند.در واقع یکی از دلایل سقوط سینمای کودک در دهه 80و90 شمسی تبدیل شدن این سینما به بنگاهی اقتصادی است که سعی می‌کند با بهره گیری از نوستالژیهای سابق، مردم را به سینما بکشانند و به فروشهایی میلیاردی برسند. در یک قیاس نه چندان کارشناسانه می‌توان دریافت که نسخه های جدید در قیاس با نسخه قدیمی سینمای کودک در دهه 60تا چه میزان غیر جذاب و باورناپذیرند.ولی با این اوصاف هستند فیلمها یی در سینمای کودک دهه 80و90شمسی که به ذات هنر وفادار مانده است.


اولویت اول این فیلمسازان توجه به مسائل اساسی کودکان بوده است نه فروش میلیاردی گیشه فیلمشان. در زیر به برخی فیلم های سال های اخیر سینمای کودک پرداخته می شود.



اگر بخواهیم فهرستی از نوستالژیک‌ترین آثار سینمای سه دهه اخیر ایران تهیه‌ کنیم بدون شک فیلم‌های عصر طلایی سینمای کودک و نوجوان جای مهمی در این فهرست دارند. چه‌کسی می‌تواند شهر موش‌ها، گلنار، دزد عروسک‌ها، کلاه قرمزی، الو الو من جوجوام، بچه‌های آسمان و چندین فیلم خاطره‌انگیز دیگر را در میان محبوب‌ترین فیلم‌های سینمای ایران قرار ندهد؟


درک مخاطب سینمای کودک و نوجوان امروز در ایران که خوشبختانه به دلیل فراگیری رسانه ای موجود در دنیا ، فاصله چندانی با همین مخاطب در حتی کشورهای پیشرفته و صنعتی ندارد ، از دیگر عناصری است که تقریبا نزد فیلسازان این عرصه کمتر به چشم می خورد.مخاطبی که بسیار و فراتر از انتظار ما هوشمند و به روز است .
 
مخاطبی که به دلیل همان گستردگی عناصر ارتباطی که باعث شده حتی دوران موسوم به عصر انفجار اطلاعات را نیز پشت سر بگذاریم (در حالی که بسیاری از دست اندرکاران سینمای ما حتی آن عصر پیشین را نیز درنیافته اند) دیگر حتی جهان خیالی "جنگ دنیاها" را برنمی تابد که فضای کهنه فانتزی آن را به شکل و شمایل به روزتر حتی در فیلم هایی مثل "کاپیتان اسکای و دنیای فردا" و "روز استقلال" هم دیده است . پس حتی امثال اسپیلبرگ و دریم ورکس هم با همه کارشناسان و متخصصان مخاطب شناس خود هم بعضی مواقع خود را نمی توانند به سرعت سرسام آور تغییر سلیقه و ذائقه این مخاطب بی قرار امروز برسانند و در محاسباتشان اشتباه می کنند و البته معمولا هم به اشتباهاتشان اعتراف کرده و سعی نمی کنند با سرهم بندی و توجیهات من أرآوردی ، خود را از مهلکه به درببرند.

اما از سینمای کودک که بگذریم و بخواهیم به سینمای نوجوان برسیم ، بدون هیچگونه بد بینی و تلخ نگری تقریبا با هیچ مواجه می شویم. به تعدادی فیلم در حد انگشتان فقط یک دست در طول 25 سال سینما پس از پیروزی انقلاب برای نوجوانان می رسیم . طیفی که به شهادت آمار تا چندی پیش دومین طیف سنی افراد این سرزمین بود و اینک به دلیل کاهش نسبی جمعیت کودکان و رشد کودکان پیشین که بیشترین جمعیت را داشتند به سن نوجوانی ، اینک پرجمعیت ترین قشر سنی در این کشور هستند . طیفی که به دلائل مختلف از جمله خصوصیات نامشخص و بسیار مبهم و در حال گذر سنین مابین کودکی و جوانی که برعکس آن دو دوره ویژگی شناخته شده و تعریف شده ای نداشته و مجموعه ای از تاثیر پذیرترین روحیات متغیر سنین مختلف را دربرمی گیرد به علاوه نوعی سرگشتگی جایگاهی در میان کودک بودن و جوان بودن ، دارای حساسیت های خاصی از درون و برون می گردد که بسیاری از ساختار روانی و شخصیتی وی را در سالهای بعد رقم می زند. اما در ایران و لااقل در میان سینماگران این حساسیت کمتر مورد عنایت قرار گرفته که تاکنون به جز دو سه فیلمساز ، آنهم در سطح محدود ، تلاش بیشتری برای پرداختن به این قشر سنی صورت نگرفته است.

این در حالی است که بنا به آمار تقریبا 70 تا 80 در صد تولیدات سینمای روز دنیا به فیلم های به اصطلاح تین ایجری (همان حدود سنی نوجوانی) اختصاص داشته و دارد و البته این 70 تا 80 درصد لزوما همگی فیلم های آموزشی و تربیتی به مفهوم رایج ما نبوده اند بلکه بیشتر ولو در فضاهای فانتزی و حتی هراسناک فقط به نوعی دلمشغولی ها و روحیات تین ایجری را مورد توجه قرار داده اند ولو در حد یکی دو پاراگراف سینمایی .



اما در این میان بسیاری هم به علائق و سلائق و روابط تین ایجری پرداخته اند که به هرحال و به انحا مختلف مورد توجه نوجوانان قرار گرفته است. فیلم هایی که گزینه های ذهنی به شدت متفاوت این طبقه سنی را به تصویر کشیده و مورد بررسی قرار داده ولو به طور سطحی و غیر تخصصی و حتی غیر واقعی اما از آنجا که به هر صورت به تین ایجرها پرداخته حداقل به لحاظ صوری هم که شده این طیف را راضی کرده است از فیلم هایی مانند "پای آمریکایی" و " رفیق ماشینم کو؟" و "آلتر بوی " تا "قانونا موطلایی" و "دیوانه / زیبا" و "صدایت را بلند کن " و تا حتی امثال "جیغ" و "می دانم تابستان گذشته چه کردی" و..... که از این میان فیلم های بارزش و مهمی هم در می آید ، مثل "دیوار نوشته های آمریکایی" جرج لوکاس یا "دانی دارکو"ریچارد کلی و یا "دنیای شبح" تری زوییگوف براساس قصه مصور دانیل کلاوز که نامزد دریافت جایزه اسکار هم شد.

اما واقعا تکلیف نوجوانان یا همان تین ایجرها با سینمای ایران چیست ؟ در دورانی که سالهای دفاع مقدس بود و بسیار ی از نوجوانان این دیار درگیر جنگ بودند ، این نیاز و دلمشغولی در بسیاری از فیلم های دفاع مقدس به درستی مورد توجه قرار گرفت که برخی آنها به همین دلیل از قابل اعتنا ترین فیلم های تاریخ سینمای ایران شناخته شدند مانند "پرواز در شب" و " سقای تشنه لب" و "سرباز کوچک " و "قله دنیا" و ....



اما در سالهای بعد از جنگ و خارج از ژانر سینمای دفاع مقدس در واقع خلایی برای نسل نوجوان در سینما بوجود آمد که تا امروز به هیچوجه سعی در حتی توجه به آن نشده است. تقریبا این قشر مهم از مخاطبان سینمای ایران همواره به فراموشی سپرده شده اند و سهمی خاص از سینما ندارند . از همین روست که ناچارا به تولیدات آن سوی آبها گرایش می یابند که حداقل به خاطر تفاوت های فرهنگی و ارزشی طبعا و قطعا تاثیرات مطلوبی بر آنها نداشته ، حتی آنها را دچار نوعی دوگانگی روحی و روانی می گرداند. این خلا آنها را به سوی هر فیلمی که بتواند به نوعی تخلیه روحی بگرداندشان ، می کشاند از انواع حادثه ای و پر زد و خورد گرفته تا تخیلی و ترسناک و فیلم های به غایت اجق وجقی ....، سینمای ایران در مقابل این به اصطلاح هجمه آنطرفی ها که با خوش بینانه ترین نگاه لااقل اینطرفی نیستند ، چه کرده است؟ سینمایی که مدعی است به لحاظ تولید فیلم در جهان ، مقام یازدهم را دارد و در زمره 3-4 سینمای صنعتی دنیا قرار دارد ، چه میزان از فیلم هایش را به نوجوانان و تین ایجرها اختصاص داده است؟ این سینما چه تصویری از نوجوان ایرانی را نزد جهانیان به نمایش گذارده است؟ آیا از همین رو نیست که اساسا تصویری از نوجوان امروز ایرانی از طریق سینمای ما وجود ندارد و بابت همین کاستی است که گاها تحلیل های نادرست و به شدت مغلوط از این نوجوان در آن سوی دنیا بوجود می آید؟

سینمای ایران به جز "لنگرگاه" در سالهای دور و "مصائب شیرین " و "بچه های بد" و همچنین سه گانه رسول صدر عاملی (که اغلب هم مورد اعتراض مدعیان روح و روان نوجوان بوده اند) چه دستاورد دیگری در مجموعه صدها تولید سینمایی اش در طی این سالها برای نوجوانان داشته است در حالی که بازهم نیمی از قیم شناخته شده ای به نام "کانون پرورش کودکان و نوجوانان" و همچنین جشنواره ای با عنوان "جشنواره کودکان و نوجوانان" به اسم این قشر است.



پس این سوال رقت انگیز باقی می ماند که اگر در زمینه سینمای کودک به دنبال نقایص و کاستی ها و کمبودهایش هستیم اما در حیطه سینما نوجوان اساسا سینمایی وجود ندارد که کاستی هایش را تحلیل کنیم ! یعنی اصلا صورت مسئله را باید پاک شده قلمداد کرد؟!!


یادداشت : بیژن زمانی

نظر شما
captcha
پیشنهاد سردبیر