به امید روزی که هیچ کودکی از نعمت تحصیل، آگاهی، پویایی و رشد محروم نباشد
به گزارش خبرگزاری برنا،موسسه مردم نهاد تعالی به منظور بسط و گسترش آگاهی ، پویایی و رشد در جامعه ،در سال 86 با همت جوانان داوطلب ایرانی تاسیس شد تا از این طریق سهمی در تعالی اجتماع داشته باشد. جوانان تعالی برای ارتقای سطح آگاهی در جامعه،کودکان را به عنوان گروه هدف آموزشی خود انتخاب کرده اند و تلاش دارند تا با آموزش مفاهیمی چون مسئولیت پذیری ، تعهد ، خلاقیت ، تعهد به خلق نتیجه و… برای کودکان و نوجوانان بسط آگاهی در جامعه را گسترش دهند. این موسسه تلاش دارد تا کودکان را با مسیر درست زندگی کردن آشنا کنند.
در طول این سالها بیش از 800 کودک و نوجوان از خدمات آموزشی و فرهنگی موسسه تعالی به صورت مستمر و یا موقت بهره بردهاند. در ابتدا به منظور برگزاری كلاسهای مهارتهای زندگی برای دانش آموزان تحت پوشش و مادران آنها به خانههایشان مراجعه میشد ولی در سالهای بعد با توسعه یافتن و شناختهتر شدن فعالیتهای این گروه در مناطق مورد مراجعه، محل برگزاری كلاسها به فضاهای عمومی مثل سرای محله، خانه سلامت و مدارس انتقال یافت كه این موضوع منجر به ساماندهی بهتر و اثرگذاری بیشتر این دورهها شد در راستای حرفهایتر شدن این فعالیتها كلاسهای رفع اشكال و كمك درسی توسط معلمان داوطلبی كه در این زمینه با موسسه تعالی اعلام همكاری كرده بودند نیز به برنامههای آموزشی این گروه اضافه شد. در خلال كلاسهای آموزشی و فرهنگی، برگزاری برنامههای بازدید از مراكز تاریخی و مهم شهر تهران نیز در دستور كار این گروه قرار گرفت؛ با این هدف كه تجربه بصری این دانش آموزان در این بازدیدها مكمل تجربههای شناختی آنها در کارگاه های مهارتهای زندگی شود.
یکی دیگر از برنامه های آموزشی و موثر موسسه تعالی ، "جشنواره کودکان شاد" است. این جشنواره که یک برنامه آموزشی- تفریحی است در قالب یک اردوی تابستانی، از زمان تاسیس موسسه در سال 86 تا کنون، هر ساله برای کودکان و نوجوانان برگزار می شود. هدف از برگزاری این برنامه این است که کودکان و نوجوانان در فضایی شاد و پویا به تجربه کردن زندگی از دیدگاه تعالی بپردازند. در این برنامه سعی می شود که آنها تجربه کنند که چطور می توانند با گذشتن از ترس ها و باورهای محدود کننده خود که امکان رشد و پویایی را از انسان می گیرد به خواسته های خود برسند. شناخت و مواجهه با این موانع که برخی فقط ذهنی هستند و نه عینی، می تواند باعث بروز توانایی ها و پتانسیل هایی شود که عرصه جدیدی از امکانات و موفقیت ها را پیش روی فرد بگذارد. به طور مثال؛ گذشتن از باور محدودیت زمان ( من وقت ندارم!)، کمبود امکانات، ناتوانی، نداشتن اراده ( من نمی توانم! ) ، سستی و تنبلی، ضعف هایی مانند؛ خجالت و کم رویی، خود کم بینی در عرصه های اجتماعی، نداشتن عزت نفس در ارتباط های جمعی، عدم کنترل خشم و مدیریت احساسات و در نتیجه آن عدم ارتباط موثر در زمینه های مختلف از جمله تحصیل ،رابطه با خانواده و دوستان و...
این تجربه چگونه حاصل می شود؟
جشنواره کودکان شاد، با داشتن کارگاه های آموزشی و برنامه های سرگرم کننده، تداعی کننده سفری است هدفمند. نقش مربی در این اردو ترغیب و اموزش مفاهیم مسئولیت پذیری، اهمیت و حس مالکیت در گروه، مشارکت در امور اجرایی برنامه ها، پیگیری افراد تیم در برنامه های جمعی و آموزش مفاهیم زندگی در حین آموزه های کارگاهی است. مربیان از ابتدای برنامه در تمامی ساعات همراه شاگرادان خود هستند. همزمان با اجراء کارگاه کودکان ، برای مادران نیز کارگاه های آموزشی و مهارتهای زندگی برگزار می شود.
انتقال موثر این مفاهیم برای کسانی بهتر میسر می شود که تجربه آن را داشته باشند. بنابراین همه ساله، دو ماه قبل از اجرای اردو، گروه اجرا کننده برنامه، تحت آموزش هایی قرار می گیرد تا با تجربه "خواستن توانستن است"، ابتدا این آموزه ها را روی خود تمرین کنند و بعد فضای تجربه این آموزه ها را برای کودکان فراهم کنند. انجام امور اجرایی در قالب کار تیمی، برای گروه اجراکننده یک کارگاه آموزشی و توانمند سازی محسوب می شود. افراد در این راستا با مفاهیمی همچون مسئولیت پذیری، کارگروهی، تعهد به خلق نتیجه، خلاقیت، برنامه ریزی و مدیریت نیروی انسانی ، به صورت عملی آشنا می گردند و طی بازه زمانی دو ماهه توانایی های خود را گسترش می دهند و با موانع بسیاری در خلق برنامه ها مواجه می شوند . با گذراندن این کارگاه آموزشی اعضاء در ستاد اجرایی به این باور می رسند که با توانایی های فردی و با نیروی اراده و خواستن، می توان از هر مانعی گذشت و نتایج مورد نظر را خلق کرد . 
آموزش؛ شاید یكی از مهمترین فصلِ تمایزهای انسان در سلسله مراتب وجود باشد. نعمتی انسانی كه نتیجهاش رشد و تكامل و عبور از ایستایی در تجربه تکرار نشدنی هستی است. حلقه ارتباطی كه اگر از گردونه ارتباطهای انسانی حذف شود نتیجه آن به فراموشی سپرده شدن میراث فرهنگی و تمدن تاریخ بشر است. تجربه آدم اول بودن (نا آگاهی) ، تجربهایست كه یك فرد برای ادامه زیست چارهای ندارد جز اینكه در خلاً، مسیر پر فراز و نشیب گذر از آدمیت به انسانیت را طی كند. چه بسیارند كودكان و نوجوانانی كه همین شهرهای متمدن و امروزی تجربه آدم اول بودن(نا آگاهی)دارند، در همین نزدیكی ما، فارغ از اینكه در كدام منطقه و با چه سطحی از اقتصاد زندگی میكنند.تجربه یك انسان رها شده در شهرهایی كه غنی از میراثهای فرهنگی و تمدنی هستند،در نتیجه یك حلقه ارتباطی محجور مانده به نام؛ آموزش