کرمانشاهیان از مهربانترین مردمان مهر ایرانیان هستند
استاد ادبیات و از مشاهیر ادب پارسی ضمن مبارک خواندن ایام مهر در آیین باستان ایران گفت: علت کم رونقی مطالعه در جامعه کنونی این است که ما ایرانیان با منش و کنش ایرانی بیگانه شدهایم و جامه گذشته خود را از تن کنده و جامه نو ندوختهایم، ما نمیتوانیم جامه فرهنگ بیگانگان را برتن کنیم.
به گزارش خبرگزاری برنا در استان کرمانشاه، پرفسور میر جلالالدین کزازی در مراسم بازگشایی دهمین نمایشگاه کتاب کرمانشاه درباره 16 مهر گفت: روز شانزدهم مهرماه یک روز باشکوه در تاریخ ایران باستان است و جشن باستانی مهرگان در این روز برگزار میشده است و مهرگان یکی از کهنترین، شکوهمندترین و پایدارترین جشنهای ایرانیاست .
وی افزود: میتوان گفت پس از جشن نوروز که جشن فراگیر میهنی ایران است، برترین جشن که از فراسوی هزارهها تاکنون همچنان پاییده است، جشن مهرگان است. استاد ادبیات و از مشاهیر ادب پارسی گفت: این جشن در ایران امروز باشکوه دیرینه برگزار نمیشود و در سایه جشن نوروز مانده است.
کزازی ادامه داد: مهرگان هم در ایران کهن، هم در سدههای نخستین هجری جشنی بوده که آن را با شکوه بر میگزاردهاند.
وی افزود: اگر بخواهم تنها در ارج و ارزش این جشن نزد ایرانیان به یک نمونه بسنده کنم، میتوانم از مهرجان یاد بیاورم. مهرجان ریخت تازی شده مهرگان است، اما این واژه در زبان تازی نامی شده است برای هر جشن و تنها جشن مهرگان را به این نام نمیخوانند.
استاد ادبیات پارسی گفت: این کاربرد به تنهایی آشکار میدارد که این جشن تا چه پایه در سدههای پیشین گرامی بوده است.
کزازی با بیان این که جشن مهرگان در مهر روز از مهر ماه برگزار میشده است، گفت: از همین رو است که مسعود سعد سلمان در بیتی آکنده از مهر درباره این جشن سروده است “ روز مهر و ماه مهر و جشن فرخ مهرگان، مهر بفزای ای نگار مهرچهر مهربان“.
وی به آیینهای این جشن در دوران باستان اشاره کرد و افزود: در ایران کهن مهرگان مانند نوروز چندین روز به درازا میکشیده است. آن را به دو پاره بخش میکردند. مهرگان خرد و مهرگان بزرگ و آیینهایی در پیوند با جشن مهرگان در روزهای این جشن روایی داشته است.
استاد ادبیات پارسی گفت: در اسطوره های ایرانی که در شاهنامه بازتافته است جشن مهرگان در پیوند با فریدون یکی از نامورترین و بشکوهترین شهریاران نمادین و باستانی ایران است. هنگامی که فریدون بر ضحاک ماردوش که نماد گوهر بدی، پلیدی، زیان و ویرانگری است چیره میآید و او را به دماوند میبرد و در اشکفتی به بند میکشد، بر اورنگ فرمانروایی ایران بر مینشیند و بدین سان روزگار تباهی و تیرگی به پایان میآید تا روزگار راستی و روشنی آغاز شود.
کزازی ادامه داد: ایرانیان به پاس این رخداد بسیارخجسته آن روز را جشن میگیرند و این جشن تا سدهها و هزارهها همچنان میپاید.
وی با بیان این که از دیگر سوی مهر پیوندی سرشتین و ساختاری دارد با خورشید که نماد روشنی است، افزود: از همین رو است که واژه مهر در زبان پارسی در معنی خورشید هم به کار برده میشود.
استاد ادبیات پارسی گفت: از دیگر سوی مهر نام ایزد یا بغی است باستانی که در جشنهای اوستا سرودی بلند و شورانگیز در ستایش او دیده میشود.
کزازی ادامه داد: این ایزد، ایزد راستی و پیمان است، هر بامداد پیش از دمیدن خورشید برگردونه زرین خویش پهنههای سپهر را در مینوردد و جانهای پاک و تابناک را از گیتی که جهان تیرگی است و تن، به مینو میبرد که جهان جان و روشنی است.
وی تقارن شانزدهمین روز از ماه مهر را در آیین باستان ایران به واسطهی وجود جشن مهرگان روزی مبارک در افتتاحیهی نمایشگاه کتاب دانست و افزود: مهر ماه فرهنگیترین ماه در گاه شمار ایران است در این ماه دو تن از فرزانگان و سالاران سترک ادب پارسی فردوسی و حافظ گرامی داشته میشود.
استاد ادبیات پارسی گفت: مردم کرمانشاه به عنوان غنیترین مردمان فرهنگ و تمدن ایران، باید با نگاه ویژه مسئولین فرهنگی بیشازپیش با فرهنگ کتاب و کتابخوانی آشنا شوند.
کزازی ادامه داد: بیگانگی امروز جوانان کرمانشاهی با فرهنگ کتاب و کتابخوانی آسیبی است که به واسطه تهاجم فرهنگ بیگانگان به جامعهی جوان ما وارد شده است و قطعاً وجود این آسیب میطلبد که مسئولین ارشد استان با نگاهی ویژه و دغدغهمندی به این مقوله نگاه کنند.
وی افزود: نگاه فرهنگ مدار در پیشینهی این مرز وبوم هماره گواه ماندگار تاریخ در وجود فرهنگی غنی بوده و میطلبد تمام تلاش خود را در حفظ و پاسداری از این فرهنگ و اشاعهی هر چه بیشتر آن بکار گیریم.
استاد ادبیات پارسی گفت: شما کرمانشاهیان از مردمان مهراید نه این که خود من کرمانشاهیم، بلکه کرمانشاهیان را میشناسم از مهربانترین ایرانیاناند.
کزازی ادامه داد: کرمانشاه سرزمین مهر ایران خورد است و اگر میخواهید ایران را بشناسید بایستی اول کرمانشاه را شناخت.
وی افزود: دیگر اهمیت این روز این است که خواستگاه نماد شناسی استورهای چهرهگی فریدون شهریار نمادین و آئینی است که در آن فریدون بر ضحاک نماد زشتی، پلیدی، ددی و پلشتی دست یافت.
این استاد ادبیات گفت: ضحاک به این دلیل مغز جوانان ایرانی را از سرشان خارج میکرد که میخواست بنای فرهنگ و تمدن کشور را بخشکاند.
کزازی ادامه داد: انسان بیفرهنگ، نااندیشمند و تیره رای انسان نیست، انسان گویای اندیشمند است و سخن از اندیشه برمیخیزد و سنجش در فرهنگ اندیشه کتاب است.
وی افزود: این پلیدان و دشمنان کتاب هنوز هم در جهان هستند و واپسین آنان هیتلر با رسم کتابسوزان است.
این استاد ادبیات گفت: کتابخوانی در جامعه کم رونق است، ما ایرانیان چندی است خود را از یاد بردهایم و با منش و کنش ایرانی بیگانه شدهایم.
کزازی ادامه داد: ما در روزگار گذر برهنهایم و جامهای همسان با نیاز روزگار ندوختهایم که برتن کنیم.
وی گفت: نمیتوانیم این جامه را از بیگانگان بستانیم و باید از نو جامه ایرانی را بر تن کنیم به تمدن و فرهنگ خود برگردیم.