نقد و بررسی سینمای فاسبیندر در شب پایانی هفته فرهنگی آلمان
به گزارش خبرگزاری برنا،در ابتدای این برنامه که در دو بخش سخنرانی و پخش فیلم برگزار شد فرناز قربانی مسئول پروژههای فرهنگی سفارت آلمان و انستیتو گوته، هدف از برگزاری هفته فرهنگی آلمان را ارائه اطلاعاتی در مورد زمینههای مختلف هنری و ادبی دهههای 60 تا 80 میلادی آلمان عنوان کرد. وی با بیان اینکه از جنبههای مختلفی نیازِ پرداختن به سینمای فاسبیندر احساس میشد، برگزاری این برنامه را دیباچهای بر آشنایی با آثار این فیلمساز آلمانی و پرداختن به موج نو سینمای آلمان دانست و اظهار امیدواری کرد که در سال آتی به همین منوال به دیگر چهرههای تاثیرگذار این سینما نیز پرداخته شود.
در ادامه راینر بوتز دبیر فرهنگی سفارت آلمان در معرفی راینر فاسبیندر، او را از جمله انسانهای یاغی و سرکشی معرفی کرد که در شکستن تابوها نقشی برجسته ایفا کردهاند. وی با اشاره به تاثیرگذاری فراوان فاسبیندر در عرصه هنر و توانمندیهای او در خلق و ارائه آثار سینمایی، به اهمیت تلاشهای او در دوران پس از جنگ جهانی در جامعه آلمان اشاره کرد و گفت: در دوران پس از جنگ جهانی دوم جامعهی آلمان دچار بحرانی هویتی بود و تلاشهای افرادی همچون فاسبیندر توانست تغییراتی شگرف در جامعه آن روزِ آلمان پدید آورد. وی در پایان سخنان خود ضمن ابراز خشنودی از برگزاری هفته فرهنگی آلمان در خانه هنرمندان ایران، با تشکر از کارشناسان حاضر در برنامه از تلاشهای آنها که در میان انبوه دادهها امکان جهتیابی صحیح برای مواجهه و آشنایی با آثار فاسبیندر را برای مخاطب فراهم میآورند، قدردانی کرد.
سخنران بعدی مراسم حسن دزواره بود که در ابتدای سخنان خود توضیحاتی را در خصوص بیوگرافی فاسبیندر بهعنوان یکی از معتبرترین و معروفترین فیلمسازان موج نو سینمای آلمان ارائه داد. وی با تشریح دوران سخت کودکی فاسبیندر، از تاثیر شرایط زندگی وی بر آشنایی او با سینما و شکلگیری نوع خاص نگاه فاسبیندر به سینما گفت و از عصیانگری و تابوشکنی بهعنوان بارزترین ویژگی او یاد کرد. دزواره با توصیف تمایلات بهشدت مذهبی مردم مونیخ و منطقه باواریا و تجربه تئاتری فاسبیندر در بستر اجتماعی آن دوران، نگرش ضدفاشیستی و ضدراستگرایی او و توجه خاص وی به گروههای تحت ستم در جامعه همچون زنان، مهاجران و.. را در شکلگیری آثار هنری وی بسیار موثر دانست. از نظر این منتقد سینمایی، فاسبیندر به عرصههایی از جامعه ورود کرد که پیش و پس از او بسیاری از افراد شهامت پرداختن به آنها را نداشتند. وی حساسیت این مسائل را آنچنان زیاد دانست که فاسبیندر را با حملات شدید مذهبیون و اخلاقگرایان آن دوران آلمان مواجه ساخت. دزواره در پایان سخنان خود با اشاره به عمر کوتاه اما پربار فاسبیندر که آثار سینمایی، تلویزیونی و تئاتری فراوانی را در کارنامه او برجای گذاشت، عنوان نابغهی دیوانه را شایسته چنین شخصیتی دانست.
در ادامهی برنامه احسان رسولاف که کتاب «فاسبیندر، زندگی و آثار یک نابغهی یاغی» را در دست ترجمه دارد، به ضرورت پرداختن به سینمای موج نو آلمان پرداخت. وی با بیان اینکه سینمای موج نو آلمان در مقایسه با موج نو سینمای فرانسه، انگلستان و.. کمتر مورد توجه قرار گرفته است، به ویژگیهای بستر اجتماعی آلمانِ آن دوران از جمله فشارهای سیاسی شدید، اوضاع اقتصادی اسفناک، تنگناهای فراوان در عرصه اجتماع و شکافها و تضادهای عمیق اشاره کرد و شباهت وضعیت آن دوران آلمان با شرایط کنونی در برخی از نقاط جهان و منطقه خاورمیانه را دلیل اصلی اهمیتِ پرداختن به سینمای موج نو آلمان و فاسبیندر دانست. رسولاف دلیل انتخاب کتاب «فاسبیندر، زندگی و آثار یک نابغهی یاغی» برای ترجمه را علاقه شخصی و موثق بودن کتاب مورد نظر عنوان کرد و در پایان سخنان خود بخشهایی از مقدمه این کتاب را برای حاضرین قرائت کرد.
بخش بعدی برنامه پخش بخشهایی از دو فیلم «علی: ترس روح را می خورد» و «ازدواج ماریا براون» اثر راینر فاسبیندر بود و پس از آن مریم جلالی بهعنوان سخنران پایانی مراسم به تشریح نکات برجسته این دو فیلم و سینمای فاسبیندر پرداخت. وی پس از بیان ویژگیهای سینمای موج نو آلمان و در توصیف دو فیلم به نمایش درآمده، به تحولات صورت گرفته در سینمای فاسبیندر اشاره کرد و گفت: فاسبیندر به سینمایی اعتقاد داشت که از قابلیت جذب مخاطب عام نیز برخوردار باشد؛ او در ساخت فیلمهایش با تکیه بر تکنیکهایی همچون فاصلهگذاری و بهرهگیری از دیگر تکنیکهای سینمایی، تلاش میکرد مدام به مخاطب خود یادآوری کند که در حال تماشای فیلم است و از این طریق باورپذیری او در رابطه با فیلم را به چالش کشیده و مخاطب را به تفکر در خصوص مشکلات اجتماعی وادار سازد. جلالی با اشاره به دگرسازیها و برچسبزدنهایی که در سینما و بهخصوص سینمای آمریکا انجام میشود، ویژگی دیگر فاسبیندر را توجه خاص به اقلیتهای قومی، نژادی، جنسیتی... و ضدیت با دگرسازی دانست. جلالی دغدغه اصلی موج نو سینمای آلمان را ضدیت با فاشیسم و گوشزد کردن خطر آن عنوان کرد که همواره بشریت را تهدید کرده و بنابراین هیچگاه نباید بهدست فراموشی سپرده شود. وی یکی دیگر از مسائل مورد توجه فاسبیندر را اشکال گوناگون استعمار و سوءاستفاده از انسان دانست و گفت: در فیلمهای فاسبیندر روابط انسانی و خانوادگی به شکلی پیچیده به نمایش در میآیند و همین امر موجب میشود مخاطب گاهی اوقات نتواند با کاراکترهای فیلم همذاتپنداری کند. وی در رد اتهام ضدزن بودنِ فاسبیندر، با این استدلال که رویکرد فاسبیندر اصولا تمامی انسانها را دربر میگیرد گفت: در سینمای فاسبیندر مسائلی همچون عشق، رستگاری بشر و.. هیچگاه سرنوشت روشنی پیدا نمیکنند و بطور کلی میتوان نوعی بدبینی نسبت به انسان را در نگاه فاسبیندر مشاهده کرد. جلالی در پایان سخنان خود با اشاره به مرگ عجیب فاسبیندر، مرگ وی را به نوعی مترادف با مرگ سینمای نو آلمان دانست.