گزارش برنا از نشست پنجم موسیقی و رسانه
حال روزنامهنگاری موسیقی در ایران بد است
پنجمین نشست تخصصی ˝موسیقی و رسانه˝ با حضور چند تن از روزنامهنگاران با سابقه این عرصه عصر دیروز (جمعه) در پژوهشگاه فرهنگوهنر جهاد دانشگاهی برگزار شد.
به گزارش خبرنگار موسیقی برنا، در ابتدای این نشست افشین داورپناه دبیر برگزاری سلسلهنشستهای تخصصی "موسیقی و رسانه" اظهار كرد: امروز موسیقی جدا از رسانه نیست و موسیقی بدون رسانه تقریبا میشود گفت كه بیمعنا است.
وی ادامه داد: تعداد كنسرتهای برگزارشده طی سال در سراسر ایران بسیار معدود است و حتی در برخی از شهرستانها، در طول سال كنسرتی برگزار نمیشود. اغلب كنسرتهای موسیقی در شهر تهران برگزار میشود كه آن هم، تعداد زیادی نیست و بیشتر به صورتی موردی برگزار میشود. در این شرایط مردم آثار موسیقیایی مورد علاقه خود را تنها از طریق رسانهها میشنوند.
این پژوهشگر در ادامه با مقایسه شرایط موسیقی و رسانه در ایران و جهان ابراز كرد: تصور میكنم در ایران موضوع موسیقی و رسانه مهمتر از سایر كشورهای دنیا باشد چرا كه ایرانیها موسیقی را فقط از رسانهها میشوند و این موضوع، نقش رسانه را در حوزه موسیقی دارای اهمیتی دوچندان میكند.
داورپناه در ادامه بیان كرد: در دانشكدههای خبر ما برخلاف آنكه موسیقی در جامعه ایرانی اهمیت زیادی دارد، موضوعی را تحت عنوان ژورنالیسم موسیقی تدریس نمیكنند. این نقیصه به وضعیت كنونی موسیقی كه دارای ابهامات است، باز میگردد. موسیقی در كشور ما دچار شرایط دیگرگونهای است كه مجال ژورنالیسم و پژوهش را درعرصه این هنر نمیدهد.
وی به وجود مجلهای انگلیسی با قدمت 160 ساله به عنوان نخستین مجله تخصصی موسیقی در دنیا یاد كرد و ادامه داد: دیدگاههای نقادانه اهالی موسیقی نسبت به موسیقی كلاسیك غربی در آن دوران سبب شد تا لزوم یك رسانه تخصصی برای ایراد نقد به شرایط روز موسیقی، ضروری به نظر برسد. باید توجه داشت كه در غرب، تفكیكی بین ژورنالیسم موسیقی و صنعت موسیقی صورت نمیگیرد اما در ایران وضعیت كاملا متفاوت است.
در ادامه این مراسم سید علیرضا میرعلینقی روزنامهنگار و پژوهشگر موسیقی با ارائه تاریخچه مختصری از روزنامهنگاری در حوزه موسیقی عنوان كرد: متاسفانه امروز برخی از روزنامهنگاران عرصه موسیقی تبدیل به كارگزاران هنرمندان موسیقی شدهاند. در این شرایط ما به جای آنكه شاهد مطبوعات باشیم كه در آن به ارتقای فرهنگ و هنر جامعه تلاش میكنند، جایگاهی میبینیم كه در آن افراد به تبلیغ خود میپردازند. در نتیجه اگر آن رسانه روزی تعطیل شود یا روزنامهنگار موسیقیاش در آنجا فعالیت نكند، كسی احساس كمبود در آن حوزه را احساس نمیكند.
وی به تفاوت نقد یك اثر موسیقایی ضبطشده و موسیقی زنده اشاره كرد و در ادامه گفت: نقد در ایران زمانی متجلی و شكوفا میشود كه تكثر آرا در رسانههای ما دائما در جریان باشد. مردم اگر چیزی را بخواهند بزرگترین ضامن بقای آن چیز خواهند بود اما اگر این گونه نباشد، سوبسیدهای دولتی كارساز نمیشود. بنابراین نقدها مردمی و در جهت ارتقای سطح سواد فرهنگی باشد. از طرفی جامعه هنر موسیقی نیز باید در قبال نقدها بردباری و خویشتنداری از خود نشان دهد.
ابوالحسن مختاباد روزنامهنگار و پژوهشگر موسیقی نیز در ادامه این مراسم بیان كرد: متاسفانه توقعی كه ما از روزنامهنگاری حرفهای در عرصه موسیقی داشتهایم تاكنون برآورده نشده است. روزنامهنگاران زیادی بودند كه در این عرصه با جدیت به فعالیت پرداختند اما زمانی كه احساس كردند تلاششان اثری در این حوزه نمیگذارد، روزنامهنگاری موسیقی را رها كردهاند و به سمت فعالیتهای دیگر و ژرفتر رفتهاند.
وی با اشاره به اینكه ما در ژورنالیسم موسیقی مشكلات پیشینی داریم كه ابتدا باید آنها حل شوند، ادامه داد: روزنامهنگاران ما در عرصه موسیقی یا به صورت تجربی این حرفه را آموختهاند یا اینكه به صورت تئوری صرف آن را فرا گرفتهاند و بدون تجربه در این عرصه هستند. در این شرایط نگاه حرفهای به روزنامهنگاری موسیقی صورت نمیگیرد.
مختاباد در ادامه بیان كرد: متاسفانه امروز ما شاهد روزنامهنگاری نشسته هستیم و كمتر خبرنگار عرصه موسیقی را میبینیم كه به سراغ منبع خبری خود برد تا از صحت و سقم اطلاعات ارائهشدهاش مطمئن شود. بنابراین میتوان گفت كه یكی از مشكلات روزنامهنگاری در عرصه موسیقی، بیتوجهی به مسائل اولیه روزنامهنگاری است. اغلب خبرنگاران عرصه موسیقی كمتر به مطالعات و اطلاعاتشان عمق و غنا میبخشند در نتیجه اشتباهات زیادی را در روزنامهنگاری موسیقی مواجه هستیم.
این روزنامهنگار، ایجاد چالش و تضاد در عرصه موسیقی را یكی از وظایف ژورنالیسم موسیقی عنوان كرد و افزود: این كار سبب میشود تا افراد مختلف در جامعه موسیقی وارد فضای رسانهای شود كه این امر به افزایش معرفت در جامعه موسیقی و كل جامعه منجر میشود.
وی با بیان اینكه روزنامهنگار موسیقی باید از پنجدرصد اطلاعات خود، صددرصد بهره را ببرد، ادامه داد: روزنامهنگاران اگر بتوانند شبكهای هنرمندان را به عنوان مشاور در كنار خود داشته باشند و ارتباط خوبی با آنان برقرار كنند، ضمن ایجاد توازن و بیطرفی در اخبار، مطالب درستی را نیز ارائه خواهند كرد.
مختاباد در ادامه بیان كرد: انسانها معمولا به منافع شخصی خود فكر میكنند. این موضوع در میان هنرمندان عرصه موسیقی نسبت به سایر هنرمندان بیشتر به چشم میخورد. روزنامهها با توجه به این موضوع، باید مراقب باشند تا اطلاعاتی كه از آنان میگیرد، درست و صحیح باشد و تحت تاثیر سخنانشان قرار نگیرند.
داورپناه در ادامه این نشست بیان كرد: فقر سواد موسیقایی در اغلب روزنامهنگاران عرصه موسیقی به چشم میخورد كه این امر ناشی از مشكلات موسیقی در جامعه است. از طرف دیگر روابط ناسالمی در عرصه شبكه ژورنالیسم ما دیده میشود. همچنین ابهامی كه ما در موضوع موسیقی شاهد هستیم، سبب شده است تا به ژورنالیسم موسیقی توجهی نشود. در نتیجه میتوان گفت كه وضع روزنامهنگاری موسیقی در ایران بد است.
در بخش دیگری از این نشست، ناصر مجرد ایرانی از روزنامهنگاران پیشكسوت كشور با ارائه تاریخچهای كوتاه و ذكر خاطراتی از تجارب خود در عرصه روزنامهنگاری ابراز كرد: در اواسط دهه سی، هنرمندان موسیقی رغبت زیادی به همكاری با مطبوعات و ارتباطات با آن داشتند؛ برخلاف برخی از هنرمندان امروز كه هر چه دارند از مطبوعات است اما این موضوع را فراموش كردهاند.
وی با اشاره به اهمیت دادن جایگاه مطبوعات توسط هنرمندان موسیقی در چند دهه گذشته، با ذكر خاطرهای عنوان كرد: روزی به پیشنهاد من، قرار شد كه برای خانواده 1500 نفره روزنامه كیهان، كلاسهای آموزش آواز برقرار شود. استاد بنان پذیرفتند كه هفتهای یك جلسه به روزنامه بیایند و به علاقهمندان درس آواز دهند.
این روزنامهنگار قدیمی در ادامه سخنان گفت: مطبوعات در گذشته، با پرداختن به هنرمندان موسیقی، فضای رقابتی و جذابی برقرار میگیرند. در زمانی كه ترانه معروف «مرا ببوس» با صدای حسن گلنراقی منتشر شد، در هفته اول، یك میلیون نسخه از صفحات آن به فروش رفت و كار به جایی رسید كه هنرمندان موسیقی خود را زیر سایه این موضوع میدیدند. یكی از خوانندگان به مجلهای بیستهزار تومان پول داد تا عكس خود را روی جلد آن كار كند. بعد در كنار عكس خود این تیتر منتشر شده بود: «من ترانه گلنراقی را بهتر از خودش میخوانم»!
مجرد به ترانه معروف «آتش دل» اشاره كرد و افزود: شعر این ترانه 70 سال پیش به صورت اشتباه توسط استاد تاج اصفهانی خوانده شد و بعد از آن توسط 9 خواننده دیگر نیز اجرا شد اما هیچ منتقدی به این موضوع اشاره نكرد. تا اینكه سالار عقیلی به تازگی آن را به درستی اجرا و آقای حسن صدرسالك شاعر این ترانه، از این اتفاق ابراز خوشحالی كرد.
وی در ادامه با اشاره به انتقاداتی كه نسبت به عدم نقدنویسی موسیقی در ایران وجود دارد، بیان كرد: روزنامهها و مجلات برای آنكه توانایی مالی برای سفارش نقدنویسی ندارند، مجبور میشوند به منابع اینترنتی مراجعه كنند یا به گزارشنویسیهای ساده كه در كمترین زمان مهیا میشود اكتفا كنند. در نتیجه نمیتوان انتظار داشت كه نقدنویسی موسیقی در مطبوعات ما نمود بارزی داشته باشد.
آخرین نشست تخصصی «موسیقی و رسانه» امروز 7 اسفندماه ساعت 16 در پژوهشگاه فرهنگوهنر جهاد دانشگاه برگزار خواهد شد.
وی ادامه داد: تعداد كنسرتهای برگزارشده طی سال در سراسر ایران بسیار معدود است و حتی در برخی از شهرستانها، در طول سال كنسرتی برگزار نمیشود. اغلب كنسرتهای موسیقی در شهر تهران برگزار میشود كه آن هم، تعداد زیادی نیست و بیشتر به صورتی موردی برگزار میشود. در این شرایط مردم آثار موسیقیایی مورد علاقه خود را تنها از طریق رسانهها میشنوند.
این پژوهشگر در ادامه با مقایسه شرایط موسیقی و رسانه در ایران و جهان ابراز كرد: تصور میكنم در ایران موضوع موسیقی و رسانه مهمتر از سایر كشورهای دنیا باشد چرا كه ایرانیها موسیقی را فقط از رسانهها میشوند و این موضوع، نقش رسانه را در حوزه موسیقی دارای اهمیتی دوچندان میكند.
داورپناه در ادامه بیان كرد: در دانشكدههای خبر ما برخلاف آنكه موسیقی در جامعه ایرانی اهمیت زیادی دارد، موضوعی را تحت عنوان ژورنالیسم موسیقی تدریس نمیكنند. این نقیصه به وضعیت كنونی موسیقی كه دارای ابهامات است، باز میگردد. موسیقی در كشور ما دچار شرایط دیگرگونهای است كه مجال ژورنالیسم و پژوهش را درعرصه این هنر نمیدهد.
وی به وجود مجلهای انگلیسی با قدمت 160 ساله به عنوان نخستین مجله تخصصی موسیقی در دنیا یاد كرد و ادامه داد: دیدگاههای نقادانه اهالی موسیقی نسبت به موسیقی كلاسیك غربی در آن دوران سبب شد تا لزوم یك رسانه تخصصی برای ایراد نقد به شرایط روز موسیقی، ضروری به نظر برسد. باید توجه داشت كه در غرب، تفكیكی بین ژورنالیسم موسیقی و صنعت موسیقی صورت نمیگیرد اما در ایران وضعیت كاملا متفاوت است.
در ادامه این مراسم سید علیرضا میرعلینقی روزنامهنگار و پژوهشگر موسیقی با ارائه تاریخچه مختصری از روزنامهنگاری در حوزه موسیقی عنوان كرد: متاسفانه امروز برخی از روزنامهنگاران عرصه موسیقی تبدیل به كارگزاران هنرمندان موسیقی شدهاند. در این شرایط ما به جای آنكه شاهد مطبوعات باشیم كه در آن به ارتقای فرهنگ و هنر جامعه تلاش میكنند، جایگاهی میبینیم كه در آن افراد به تبلیغ خود میپردازند. در نتیجه اگر آن رسانه روزی تعطیل شود یا روزنامهنگار موسیقیاش در آنجا فعالیت نكند، كسی احساس كمبود در آن حوزه را احساس نمیكند.
وی به تفاوت نقد یك اثر موسیقایی ضبطشده و موسیقی زنده اشاره كرد و در ادامه گفت: نقد در ایران زمانی متجلی و شكوفا میشود كه تكثر آرا در رسانههای ما دائما در جریان باشد. مردم اگر چیزی را بخواهند بزرگترین ضامن بقای آن چیز خواهند بود اما اگر این گونه نباشد، سوبسیدهای دولتی كارساز نمیشود. بنابراین نقدها مردمی و در جهت ارتقای سطح سواد فرهنگی باشد. از طرفی جامعه هنر موسیقی نیز باید در قبال نقدها بردباری و خویشتنداری از خود نشان دهد.
ابوالحسن مختاباد روزنامهنگار و پژوهشگر موسیقی نیز در ادامه این مراسم بیان كرد: متاسفانه توقعی كه ما از روزنامهنگاری حرفهای در عرصه موسیقی داشتهایم تاكنون برآورده نشده است. روزنامهنگاران زیادی بودند كه در این عرصه با جدیت به فعالیت پرداختند اما زمانی كه احساس كردند تلاششان اثری در این حوزه نمیگذارد، روزنامهنگاری موسیقی را رها كردهاند و به سمت فعالیتهای دیگر و ژرفتر رفتهاند.
وی با اشاره به اینكه ما در ژورنالیسم موسیقی مشكلات پیشینی داریم كه ابتدا باید آنها حل شوند، ادامه داد: روزنامهنگاران ما در عرصه موسیقی یا به صورت تجربی این حرفه را آموختهاند یا اینكه به صورت تئوری صرف آن را فرا گرفتهاند و بدون تجربه در این عرصه هستند. در این شرایط نگاه حرفهای به روزنامهنگاری موسیقی صورت نمیگیرد.
مختاباد در ادامه بیان كرد: متاسفانه امروز ما شاهد روزنامهنگاری نشسته هستیم و كمتر خبرنگار عرصه موسیقی را میبینیم كه به سراغ منبع خبری خود برد تا از صحت و سقم اطلاعات ارائهشدهاش مطمئن شود. بنابراین میتوان گفت كه یكی از مشكلات روزنامهنگاری در عرصه موسیقی، بیتوجهی به مسائل اولیه روزنامهنگاری است. اغلب خبرنگاران عرصه موسیقی كمتر به مطالعات و اطلاعاتشان عمق و غنا میبخشند در نتیجه اشتباهات زیادی را در روزنامهنگاری موسیقی مواجه هستیم.
این روزنامهنگار، ایجاد چالش و تضاد در عرصه موسیقی را یكی از وظایف ژورنالیسم موسیقی عنوان كرد و افزود: این كار سبب میشود تا افراد مختلف در جامعه موسیقی وارد فضای رسانهای شود كه این امر به افزایش معرفت در جامعه موسیقی و كل جامعه منجر میشود.
وی با بیان اینكه روزنامهنگار موسیقی باید از پنجدرصد اطلاعات خود، صددرصد بهره را ببرد، ادامه داد: روزنامهنگاران اگر بتوانند شبكهای هنرمندان را به عنوان مشاور در كنار خود داشته باشند و ارتباط خوبی با آنان برقرار كنند، ضمن ایجاد توازن و بیطرفی در اخبار، مطالب درستی را نیز ارائه خواهند كرد.
مختاباد در ادامه بیان كرد: انسانها معمولا به منافع شخصی خود فكر میكنند. این موضوع در میان هنرمندان عرصه موسیقی نسبت به سایر هنرمندان بیشتر به چشم میخورد. روزنامهها با توجه به این موضوع، باید مراقب باشند تا اطلاعاتی كه از آنان میگیرد، درست و صحیح باشد و تحت تاثیر سخنانشان قرار نگیرند.
داورپناه در ادامه این نشست بیان كرد: فقر سواد موسیقایی در اغلب روزنامهنگاران عرصه موسیقی به چشم میخورد كه این امر ناشی از مشكلات موسیقی در جامعه است. از طرف دیگر روابط ناسالمی در عرصه شبكه ژورنالیسم ما دیده میشود. همچنین ابهامی كه ما در موضوع موسیقی شاهد هستیم، سبب شده است تا به ژورنالیسم موسیقی توجهی نشود. در نتیجه میتوان گفت كه وضع روزنامهنگاری موسیقی در ایران بد است.
در بخش دیگری از این نشست، ناصر مجرد ایرانی از روزنامهنگاران پیشكسوت كشور با ارائه تاریخچهای كوتاه و ذكر خاطراتی از تجارب خود در عرصه روزنامهنگاری ابراز كرد: در اواسط دهه سی، هنرمندان موسیقی رغبت زیادی به همكاری با مطبوعات و ارتباطات با آن داشتند؛ برخلاف برخی از هنرمندان امروز كه هر چه دارند از مطبوعات است اما این موضوع را فراموش كردهاند.
وی با اشاره به اهمیت دادن جایگاه مطبوعات توسط هنرمندان موسیقی در چند دهه گذشته، با ذكر خاطرهای عنوان كرد: روزی به پیشنهاد من، قرار شد كه برای خانواده 1500 نفره روزنامه كیهان، كلاسهای آموزش آواز برقرار شود. استاد بنان پذیرفتند كه هفتهای یك جلسه به روزنامه بیایند و به علاقهمندان درس آواز دهند.
این روزنامهنگار قدیمی در ادامه سخنان گفت: مطبوعات در گذشته، با پرداختن به هنرمندان موسیقی، فضای رقابتی و جذابی برقرار میگیرند. در زمانی كه ترانه معروف «مرا ببوس» با صدای حسن گلنراقی منتشر شد، در هفته اول، یك میلیون نسخه از صفحات آن به فروش رفت و كار به جایی رسید كه هنرمندان موسیقی خود را زیر سایه این موضوع میدیدند. یكی از خوانندگان به مجلهای بیستهزار تومان پول داد تا عكس خود را روی جلد آن كار كند. بعد در كنار عكس خود این تیتر منتشر شده بود: «من ترانه گلنراقی را بهتر از خودش میخوانم»!
مجرد به ترانه معروف «آتش دل» اشاره كرد و افزود: شعر این ترانه 70 سال پیش به صورت اشتباه توسط استاد تاج اصفهانی خوانده شد و بعد از آن توسط 9 خواننده دیگر نیز اجرا شد اما هیچ منتقدی به این موضوع اشاره نكرد. تا اینكه سالار عقیلی به تازگی آن را به درستی اجرا و آقای حسن صدرسالك شاعر این ترانه، از این اتفاق ابراز خوشحالی كرد.
وی در ادامه با اشاره به انتقاداتی كه نسبت به عدم نقدنویسی موسیقی در ایران وجود دارد، بیان كرد: روزنامهها و مجلات برای آنكه توانایی مالی برای سفارش نقدنویسی ندارند، مجبور میشوند به منابع اینترنتی مراجعه كنند یا به گزارشنویسیهای ساده كه در كمترین زمان مهیا میشود اكتفا كنند. در نتیجه نمیتوان انتظار داشت كه نقدنویسی موسیقی در مطبوعات ما نمود بارزی داشته باشد.
آخرین نشست تخصصی «موسیقی و رسانه» امروز 7 اسفندماه ساعت 16 در پژوهشگاه فرهنگوهنر جهاد دانشگاه برگزار خواهد شد.
نظر شما