سردار مهربانی؛ روایت یک فرمانده که دلها را فتح کرد
به گزارش برنا، چهره سردار دلها در حافظه جمعی ایرانیان، ترکیبی است از صلابت و مهربانی. روایتهای متعدد از برخوردهای ساده، بیتکلف و انسانی او با مردم عادی، نشان میدهد این مهربانی یک ژست تبلیغاتی یا رفتار مقطعی نبود، بلکه بخشی از منش تثبیتشده او محسوب میشد. فرماندهی که میتوانست در بالاترین سطوح تصمیمگیری امنیتی باشد، همانقدر هم توان شنیدن درد دل یک خانواده داغدار یا یک رزمنده گمنام را داشت.
حاج قاسم سلیمانی قدرت را به زبان مردم ترجمه میکرد. این ترجمه نه در سخنرانیهای پرطمطراق، بلکه در کنش روزمره معنا مییافت. دیدار با خانواده شهدا، نشستن کنار محرومان، تماسهای شخصی و پیگیریهای بیسر و صدا، همگی نشان میداد امنیت در نگاه او بدون پیوند عاطفی با جامعه امکانپذیر نیست. همین پیوند بود که سرمایه اجتماعی پیرامون نام او ساخت، همان سرمایهای که با هیچ دستور اداری یا ساختار رسمی ایجاد نمیشود.
رفتار مهربانانه این شهید والامقام، ریشه در فهم عمیق او از انسان داشت. این فهم انسانی باعث شد در سختترین شرایط، مرز میان دشمن مسلح و مردم عادی را بهروشنی تشخیص دهد. روایتهای میدانی از سوریه و عراق، بارها بر تاکید او بر حفظ جان غیرنظامیان و احترام به کرامت انسانی صحه گذاشتهاند.
شخصیت شهید سلیمانی در سپهر عمومی ایران، فراتر از یک چهره نظامی تعریف شد. جامعهای که سالها با بحرانهای مختلف اقتصادی و اجتماعی دستوپنجه نرم کرده، در او تصویری از «اقتدار آرام» دید؛ اقتداری که فریاد نمیزند و فاصله نمیسازد. همین ویژگی بود که او را به چهرهای قابل لمس برای لایههای مختلف جامعه بدل کرد.
ادبیات رفتاری فرمانده سپاه قدس، ادبیات گفتوگو بود، نه تحکم. حتی در روایت همرزمانش، نوع مواجهه او با نیروهای تحت فرمان، مبتنی بر احترام و اعتماد متقابل توصیف میشود. این سبک رهبری، کارآمدی را افزایش میداد، چون افراد احساس میکردند بخشی از یک هدف مشترکاند، نه ابزار اجرای دستور. چنین الگویی یکی از مولفههای اصلی رهبری موثر است.
شهادت حاج قاسم، لحظهای عاطفی در تاریخ معاصر ایران رقم زد، اما واکنش جامعه به این واقعه، حامل پیام مهمتری بود. حضور گسترده مردم در آیینهای تشییع و یادبود، صرفا واکنش احساسی به یک ترور نبود؛ نشانهای بود از پیوندی عمیق میان یک فرمانده و جامعه. این پیوند، محصول سالها رفتار منسجم، صادقانه و مردمی بود که حالا در فقدان او به شکلی جمعی بروز پیدا کرد.
تحلیل شخصیت این بزرگمرد بدون توجه به عنصر مهربانی، تحلیلی ناقص خواهد بود. مهربانی او نه نقطه ضعف، بلکه مکمل قدرتش بود. همین ویژگی، تصویر او را در ذهن افکار عمومی از یک فرمانده صرف به یک «مرجع اخلاقی-اجتماعی» ارتقا داد. جامعه ایرانی در او نمونهای از امکان همزیستی قدرت و اخلاق را مشاهده کرد، امکانی که در فضای پرتنش سیاست و امنیت، کمیاب و ارزشمند است.
سالگرد شهادت سپهبد سلیمانی، فرصتی است برای بازاندیشی در الگوی رابطه قدرت با مردم. یاد او یادآور این واقعیت است که امنیت پایدار، بدون سرمایه عاطفی و اجتماعی دوام نمیآورد. میراث اصلی حاج قاسم، شاید نه فقط در میدانهای نبرد، بلکه در همان لبخندهای ساده، تماسهای بیواسطه و احترام عمیقی نهفته باشد که به مردم نشان داد هنوز میتوان قدرتمند بود و در عین حال، انسانی ماند.
انتهای پیام/





