نوآیند گردشگری سمنان؛ وقتی «گذر» میتواند به «مقصد» بدل شود
دکتر بنیاسدی با درج یادداشتی در برنا نوشت: سمنان در ذهن عمومی هنوز «میانراه» است؛ شهری که از آن عبور میکنیم، نه مقصدی که برایش برنامه میریزیم. این تصویر، اما با واقعیت تاریخی سمنان سازگار نیست. سمنان قرنها یکی از گرهگاههای مهم جاده ابریشم بوده؛ جایی برای توقف، تبادل، گفتوگو و شکلگیری روایت. اگر امروز این نقش کمرنگ شده، مسئله نه فقر جاذبه است و نه کمبود ظرفیت، بلکه فقدان یک مدیریت مقصد گردشگری منسجم و آیندهنگر است؛ مدیریتی که بتواند این همه تنوع طبیعی و فرهنگی را به یک «تجربه قابل زیست» برای گردشگر تبدیل کند.
وی ادامه داد: از نظر ظرفیت، سمنان استانی استثنایی است. تنوع اقلیمی کوه، کویر و جنگل، در کنار میراث تاریخی و فرهنگی، آن را به یکی از کاملترین بستههای بالقوه گردشگری کشور بدل کرده است. کویرهای بکر با آسمانهای کمنظیر برای گردشگری نجومی، ارتفاعات البرز و روستاهای کوهستانی، جنگل ابر، بافتهای تاریخی سمنان، بسطام و دامغان، مساجد ارزشمند و بیشترین تعداد کاروانسراهای ثبت جهانیشده، همگی نقاط قوت آشکارند. افزون بر این، زبان سمنانی و «جزیره گویشها»، آیینها و روایتهای بومی، و نظام سنتی آبیاری سمنان—که ظرفیتی جدی برای ثبت جهانی دارد—لایهای عمیق از میراث ناملموس را شکل میدهند.
وی نوشت:، اما این همه ظرفیت، چرا هنوز به مزیت رقابتی پایدار تبدیل نشده است؟ پاسخ را باید در شیوه مدیریت جستوجو کرد. آنچه امروز در سمنان کمتر دیده میشود، مدیریت مقصد گردشگری به معنای واقعی کلمه است. مدیریت مقصد یعنی نگاه به استان بهعنوان یک کل منسجم؛ شبکهای از جاذبهها، زیرساختها، خدمات، روایتها و ذینفعان که باید هماهنگ عمل کنند. در غیاب این نگاه، هر جاذبه بهصورت جزیرهای معرفی میشود و تجربه گردشگر، پراکنده و ناپیوسته باقی میماند.
دکتر بنیاسدی در نوشتهی خود تاکید کرد: جاده ابریشم نمونهای روشن از این خلأ مدیریتی است. این مسیر تاریخی، یک برند جهانی است؛ اما در سمنان، کاروانسراها، شهرهای تاریخی و مسیرهای کهن، اغلب بدون پیوند روایی و مدیریتی معرفی میشوند. مدیریت مقصد گردشگری میتوانست این عناصر را در قالب یک «مسیر تجربه» زنده کند؛ مسیری که گردشگر نهفقط بناها را ببیند، بلکه منطق توقف کاروانها، نقش آب، زبانها و آیینهای محلی را بفهمد. بدون این مدیریت، حتی ثبت جهانی کاروانسراها نیز به تنهایی اثرگذاری محدودی خواهد داشت.
وی توضیح داد: در حوزه گردشگری خلاق، نقش مدیریت مقصد حتی پررنگتر میشود. گردشگری خلاق یعنی مشارکت فعال گردشگر در فرهنگ زنده مقصد؛ شنیدن زبان سمنانی از زبان راوی محلی، آشنایی با آیینها، لمس دانش بومی آب در کویر، و تجربه روایتهای محلی جاده ابریشم. این نوع گردشگری، ذاتاً پراکنده و خودجوش نیست؛ نیازمند چارچوب، سیاستگذاری و هماهنگی است. مدیریت مقصد باید میان جامعه محلی، فعالان فرهنگی، شهرداریها و بخش خصوصی پیوند ایجاد کند تا این تجربهها استاندارد، قابل دسترس و پایدار شوند.
او نوشت: یکی از نقاط ضعف جدی، کمرنگ بودن نقش جوامع محلی در تصمیمسازی است. مدیریت مقصد گردشگری، بدون مشارکت واقعی مردم محلی، عملاً ناقص میماند. زبانها، آیینها و نظامهای سنتی مانند آبیاری، داراییهای مردماند، نه صرفاً منابع اداری. اگر مدیریت مقصد نتواند مردم را به ذینفعان اصلی تبدیل کند، هم میراث ناملموس آسیب میبیند و هم گردشگری به فعالیتی سطحی و ناپایدار تقلیل مییابد.
او در نوشتهی خود ادامه داد: از سوی دیگر، مدیریت مقصد باید بتواند از تنوع اقلیمی سمنان، یک مزیت راهبردی بسازد. کویر، کوهستان و جنگل، هرکدام بهتنهایی جذاباند، اما ارزش افزوده واقعی زمانی ایجاد میشود که این اقلیمها در قالب بستهها و مسیرهای ترکیبی تجربه شوند. این کار، نه با تبلیغ پراکنده، بلکه با برنامهریزی مقصد، طراحی مسیر، زمانبندی سفر و روایتپردازی حرفهای ممکن است. این دقیقاً همان جایی است که نبود مدیریت مقصد، به از دست رفتن فرصتها منجر شده است.
مدیر امور گردشگری و راه ابریشم شهرداری سمنان در متن خود اینگونه تحلیل کرد: نوآیند گردشگری سمنان، اگر بخواهد از شعار فراتر رود، باید بر مدیریت مقصد گردشگری استوار شود؛ مدیریتی که سه وظیفه اصلی دارد: نخست، بازتعریف هویت گردشگری استان بر پایه جاده ابریشم، تنوع اقلیمی و میراث ناملموس. دوم، هماهنگسازی بازیگران مختلف—از نهادهای دولتی تا بخش خصوصی و جامعه محلی—در یک چارچوب مشترک؛ و سوم، حرکت بهسوی گردشگری خلاق و تجربهمحور، بهجای اتکای صرف به بازدیدهای کوتاه و عبوری.
بنی اسدی در پایان خاطر نشان کرد: سمنان بیش از آنکه به جاذبه جدید نیاز داشته باشد، به مدیریت تازه نیاز دارد؛ مدیریتی که بداند چگونه از زبان، آب، آیین، کویر و کاروانسرا، یک روایت واحد بسازد. اگر این نوآیند مدیریتی شکل بگیرد، سمنان میتواند دوباره همان نقش تاریخی خود را بازی کند: نه فقط مسیری برای عبور، بلکه مقصدی برای مکث، فهم و بازگشت. در نهایت، پرسش اصلی همین است: آیا زمان آن نرسیده که مدیریت مقصد گردشگری را از حاشیه به متن آینده سمنان بیاوریم؟






