محیط‏های شغلی سازنده در بیان آیت‌الله مجتبی تهرانی

عوامل شیطانی در محل کسب حضور دارد

|
۱۳۸۹/۱۲/۰۷
|
۱۲:۴۵:۰۰
| کد خبر: ۲۳۰۲۶
عوامل شیطانی در محل کسب حضور دارد
آیت‌الله مجتبی‌تهرانی، گفت: آنچه در روایات آمده، در محل كسب جایی كه انسان پول در می‏آورد، عوامل شیطانی برای تحریك ابعاد شیطانی انسان فراهم است.

به گزارش خبرنگار اندیشه برنا، آیت‌الله مجتبی تهرانی در ادامه جلسه بیستم‌ونهم مبحث "غیرت مؤمن" به بررسی "تربیت در محیط شغلی" اشاره کرده است.

مروری بر مباحث گذشته
بحث ما راجع به تربیت به معنای روش رفتاری و گفتاری دادن بود. انسان به طور معمول و غالب در چهار محیط خانوادگی، آموزشی تحصیلی، رفاقتی و شغلی روش می‏گیرد. گفتیم كه سومین محیط، یعنی محیط رفاقتی قوی‏تر و اثرگذارتر از محیط‏های دیگر است و بحث ما به چهارمین محیط، یعنی محیط شغلی رسید. البته ما فضای پنجمی هم داریم كه حاكم بر محیط‏های چهارگانه است.
جلسه گذشته عرض كردم كه در باب محیط شغلی برای انسان در سه رابطه بحث می‏شود. یك؛ نفسِ شغل، دو؛ محیطی كه در آن كار می‏كند، سه؛ روابطی كه با افراد نسبت به آن كار پیدا می‏كند.
امّا اول كه جلسه گذشته وارد آن شدم، نفس شغل است. عرض كردم اگر چه بعضی از شغل‏ها حرام نیستند و از نظر شرعی، نسبت به آنها نهی الزامی نیست، امّا ممكن است در بُعدی از ابعاد انسان اثر سوء داشته باشند. در قالب اصطلاح فقهی می‏گویند نهی تنزیهی شده است و كراهت دارد. روایاتی را هم در باب شغل‏هایی كه بر انسان اثر تخریبی دارد و موجب تضعیف بُعد انسانی انسان یا بُعد معنوی انسان می‏شود مطرح كردند كه نمونه‏هایش را جلسه گذشته عرض كردم‏.

محیط‏های شغلی سازنده

1. فضای باز و سیر آفاق
بر عكس، شغل‏هایی داریم كه نقش سازندگی برای انسان دارد؛ لذا در آخر جلسه روایتی خواندم كه انبیای ما شغل زراعت را انتخاب می‏كردند. روایت از امام صادق(ع) بود كه حضرت فرمودند: "وَ مَا فِی الْأَعْمَالِ شَی‏ءٌ أَحَبَّ إِلَى اللَّهِ مِنَ الزِّرَاعَةِ وَ مَا بَعَثَ اللَّهُ نَبِیاً إِلَّا زَرَّاعاً إِلَّا إِدْرِیسَ ع فَإِنَّهُ كَانَ خَیاطاً " چون نمی‏خواهم به طور مفصّل بحث كنم فقط به عنوان نمونه بیان كردم و می‏خواستم این را عرض كنم كه نفسِ شغل هم در بُعد انسانی و هم در بُعد معنوی، روی انسان اثر می‏گذارد.

اكثر انبیا چوپان بودند
حالا می‏خواهم بروم سراغ بخش دوم، یعنی محیطی كه انسان در آن شاغل است. در باب اثر گذاری محیط روی انسان، بحث مفصّلی وجود دارد، امّا من چاره‏ای ندارم جز این كه اشاره كنم و رد شوم. هر محیطی كه انسان در آن باشد، هم نقش سازندگی و هم نقش تخریبی دارد. هیچ ارتباطی هم با كار انسان ندارد. ممكن است شغل تو خوب باشد امّا محیطی كه داری در آن كار می‏كنی، خوب نباشد.
مثلاً در مورد نقش سازندگی شغل زراعت، همین روایتی است كه حضرت فرمودند: "مَا بَعَثَ اللَّهُ نَبِیاً إِلَّا زَرَّاعاً " انبیا زراعت می‏كردند. شما اگر بروید در تاریخ انبیا نگاه كنید، می‏بینید كه اكثر انبیا چوپان بودند، هم زراعت می‏كردند و هم چوپانی؛ یعنی بیابان‏گرد بودند. تا به حال فكر كردید كه چرا اینها سر به بیابان گذاشته بودند؟ پیغمبر اكرم ما هم وقت نزول وحی، تنها، در غار حراء بودند. مثال می‏زنم كه كمی ذهن‏هایتان را آماده كنم. خودِ پیغمبر هم چوپانی می‏كرد.
بیابان محیطی سازنده است
چرا انبیا شغل زراعت و چوپانی را انجام می‏دادند؟ چون محیط این شغل‏ها یك محیط زنده كننده بُعدِ معنوی انسان است. من در باب زراعت راجع به نفسِ شغل بحث كردم، امّا حالا راجع به نفسِ شغل نیست، اینها را با هم تفكیك كنید. ظاهراً زراعت در بیابان است، كسی در حیاط خانه‏ یا پشت‏بامش زراعت نمی‏كند. چوپانی هم همین‏طور است، در خیابان‏ها چوپانی نمی‏كنند، هیچ وقت گله‏ حیوانات را در خیابان‏های شهر نمی‏آورند. محیط بیابان برای انبیا نقش سازندگی داشته است.

مشاهده بیابان سیر آفاقی است
ما در باب بُعد معرفتی‏مان یك سیر داریم كه باید در آن قدم گذاشت و پیش رفت. من همان تعبیر قرآنی را می‏گویم. سِیری داریم كه این سِیر، سطح معرفتی انسان را بالا می‏برد، این سیر هم با مشاهده است. تعبیری در آیه شریفه است كه می‏فرماید: "سَنُریهِمْ آیاتِنا فِی الْآفاقِ وَ فی‏ أَنْفُسِهِمْ حَتَّى یتَبَینَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَق " بزرگان این تعبیر قرآنی را در قالب اصطلاح می‏ریزند و می‏گویند: سِیر آفاقی و سِیر انفسی. سِیر آفاقی همین محیط‏هایی است كه گفتیم اثر سازندگی دارند و اینها شهود است؛ "سَنُریهِم آیاتنا فی الآفاق و فی أنفسهم " قرآن سیر در آفاق را قبل از انفس می‏آورد و می‏گوید ما آیات خود را نشان می‏دهیم، پس مسأله شهود مطرح است.

تأثیر دیداری این مشاغل
در باب تربیت، هم مسأله دیداری، هم گفتاری و هم شنیداری است. در اینجا بحث دیداری است. خداوند در بیابان‏ها، دارد در بُعد دیداری و در بُعدِ معنوی، پیامبرش را پرورش می‏دهد. در بیابان زخارف مادّی نیست، جاذبه‏های مادّی نیست كه من را به خودش جلب كند، منطقه‏ای آرام كه هیچ رابطه‏ای با مظاهر مادّیت ندارد، چشم انسان دارد می‏بیند. انسان در این محیط، به خصوص در شب‏هایش كه نگاه می‏كند، پِی به عظمت خالقش می‏برد.

ارتباط با خدا در محیط‏های باز و وسیع
پیغمبرها راه می‏افتادند در بیابان‏ها چوپانی می‏كردند، خودشان را در بُعد معرفتی‏ تربیت می‏كردند. سیر آفاقی داشتند. انتخاب این شغل، برای سیرِ آفاقی‏ او است. از مظاهر دنیایی و مادّی و از جلوات مادّیت منقطع می‏شدند. كوه را نگاه می‏كردند، آسمان را نگاه می‏كردند، هرجا را نگاه می‏كردند، می‏گفتند: "جلّ الخالق "، "العظمةُ لله "؛ این محیط شغلی برای شخص سازنده است.

2. محیط زندگی و محدودیت‏های تربیتی
این یك محیط، در مقابل، محیطی است كه در آن مظاهر شیطانی است. یعنی آن بُعد شیطانی من را تحریك و زنده می‌كند. شغلم بد نیست، محیط شغلی‏ام بد است. این محیط، روی انسان نقش دارد. دقیقاً در معارف ما اینها آمده است. حالا من به عنوان نمونه عرض می‏كنم كه ما هم از نظر محیط شغلی و هم از نظر شهری در انتخاب شهر، به روایاتی برخورد می‏كنیم كه عجیب است. ما روایاتی داریم كه از سعادت شخص این است كه شغل او در شهر خودش باشد. روایت از زین‏العابدین(ع) است: "قَالَ عَلِی بْنُ الْحُسَینِ: إِنَّ مِنْ سَعَادَةِ الْمَرْءِ أَنْ یكُونَ مَتْجَرُهُ فِی بَلَدِهِ وَ یكُونَ خُلَطَاؤُهُ صَالِحِینَ وَ یكُونَ لَهُ وُلْدٌ یسْتَعِینُ بِهِم " از سعادت فرد این است كه محل كسب و كارش در شهر خودش بوده و با نیكان رفت و آمد داشته باشد و فرزندانی داشته باشد كه كمك‏كارش باشند.

شهر خود و آبروداری
به طور غالب این‏طور است كه اگر انسان در همان محیطی كه زندگی كرده است، شغل او باشد، یك سنخ تقیدات دارد. گاهی تقیدات انسان در ربط با اعتقادات دینی‏اش است، گاهی نه خیلی متدین نیست، امّا در آن محیط، حساب آبرویش را می‏كند. یك سنخ از خلاف‏كاری‏ها را نمی‏كند برای‏این‏كه از محیط زندگی‏اش شرم می‏كند. اگر شغلش در محیط‏ زندگی‏اش باشد، یك سنخ خلاف‏كاری را نمی‏كند، این قید و بندها وجود دارد.
اگر از این محیط به یك محیط دیگر رود بالأخره همان هواهای نفسانی، همان ابعاد حیوانی در او وجود دارد. می‏شود مثل یك مرغ از قفس آزاد شده، خصوصاً اگر محیط هم خراب باشد. ممكن است كه هر خلافی را مرتكب شود كه اگر در شهر و محله خود بود، هیچ‏گاه مرتكب آنها نمی‏شد. من مسأله را خیلی ساده كردم كه همه متوجه شوند.

جابه‏جایی شغلی و تحصیلی مخرب است
این نكته كه عرض می‏كنم، در محیط شغلی كه هست هیچ؛ در محیط تحصیلی هم هست كه به آن اشاره كرده بودم. این از ظرائف معارف ما است كه فرد از محیط خانوادگی‏اش به محیط دیگر نرود. آنجا كه رفت خلاف كردن، برایش آسان می‏‏شود. این جابه‏جایی‏ها نقش تخریبی دارد. آن محیط بیابیان، آنجا نقش سازندگی بود، بُعد معرفتی را بالا می‏برد، اینجا ببین چه كار دارد می‏كند؟!

شغل در شهر خود مانع پرده‌دری است
از سعادت شخص این است كه كارش در شهر خودش باشد و از شهرخودش بیرون نرود. روی این حساب نشده است. آیا می‏توان هركس را به هرجا فرستاد؟ می‏دانید این كارها منشأ فساد است؟ برخی افراد از معارف دینی بی¬خبر هستند و با این كاهایشان جامعه را هم به فساد می‏كشند. "قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ: ثَلَاثَةٌ مِنَ السَّعَادَةِ الزَّوْجَةُ الْمُؤَاتِیةُ وَ الْأَوْلَادُ الْبَارُّونَ وَ الرَّجُلُ یرْزَقُ مَعِیشَتَهُ بِبَلَدِهِ یغْدُو إِلَى أَهْلِهِ وَ یرُوح " سه چیز مایه خوشبختی است؛ همسر همراه، فرزندان نیكوكار و شغلی كه در شهر فرد باشد و فرد پس از كار، نزد خانواده‏اش رفته و با آنها خوش باشد. چنین شخصی، صبح‏ها چشمش در خانواده‏اش باز می‏كند و بعد به سر كار می‏رود. شب هم سر خانه و زندگی‏اش بر می‏گردد. آیا باز هم ممكن است خطا كند و به بیراهه برود؟
بعضی‏ها می‏گویند: اسم فرزندم برای كار یا تحصیل، در فلان‏جا در آمده است؛ چه كار كنیم؟ گویا از این معارف، دور هستند. بگذار سر خانه و زندگی‏اش باشد. حداقل این است كه آن حُجب و حیایی كه در منطقه خودش هست، مانع می‏شود كه یك سنخ كارهای خطا را برای حفظ آبرویش انجام دهد. همین خوب است كه با این كار، پرده حیا را ندرد.
اگر او از شهرش برود و برگردد، دیگر آدم سابق نیست. عین مرغ از قفس پریده است. همین منطقه شهر خودش، برایش یك قفس است. اینجا ملاحظه می‏كند، امّا اگر رفت جای دیگر، ملاحظه نمی‏كند، بعد هم پرده دری می‏كند، مگر می‏شود به این زودی درستش كرد. خراب كردن آسان است، ساختن خیلی سخت است. لذا ما می‏بینیم در روایت، فقط محیط را می‏گوید، آن هم محیطی كه انسان می‏خواهد در آن محیط با مسائل مادّیت رو به رو شود.

3. محیط فریفته‏شدن نسبت به مظاهر دنیا
اینجا اصلاً با شغل كاری نداریم. جای پول در آوردن است، گفتیم بحث ما درباره محیط شغلی است. شغل هم كه می‏گوییم، یعنی شخص می‏خواهد معیشتش را با این كار و حرفه بگذراند. سر و كارش با مسائل مادّی است. جایی كه برای مسائل مادّی آماده شده، خیلی باید مراقبت شود كه جلوات مادّیت زیادی نداشته باشد و انسان را فریب ندهد. محیط كاری، شما را فریب ندهد و -نعوذ بالله‏- ریشه‏های رذایل اخلاقی را در شما زنده نكند، زیاده‌طلبی نیاورد، حرص و آز نیاورد.

بازارها جولان‏گاه شیطان
به تعبیری كه در روایات است، در محل كسب كه جایی است كه انسان پول در می‏آورد، عوامل شیطانی برای تحریك ابعاد شیطانی انسان فراهم است؛ حواست را باید در این محیط جمع كنی! من به كَسب كاری ندارم، در مورد محیط كَسب بحث می‏كنم.
ما در باب محیط كسب، روایات متعدده داریم. به عنوان نمونه روایتی است از پیغمبر كه فرمودند: "قَالَ رَسُولُ اللَّهِ: شَرُّ بِقَاعِ الْأَرْضِ الْأَسْوَاقُ " شرترین جا در میان قطعه‏های زمین، مركزی است كه می‏خواهی با مسائل مادّی رو به رو شوی و مال به دست بیاوری، "وَ هِی مَیدَانُ إِبْلِیسَ " و این قطعه جولان‏گاه شیطان است. "یغْدُو بِرَایتِهِ وَ یضَعُ كُرْسِیهُ وَ یبُثُّ ذُرِّیتَهُ " اینجا شیطان می‏آید و كرسی‏اش را می‏گذارد و بعد هم بچه‏هایش را در محیط پراكنده می‏كند. بعد هم هر كسی را متناسب با خودش فریب می دهد؛ یكی كم می‏گذارد، یكی دروغ می‏گوید و ... "فَبَینَ مُطَفِّفٍ فِی قَفِیزٍ أَوْ سَارِقٍ فِی ذِرَاعٍ أَوْ كَاذِبٍ فِی سِلْعَةٍ " همه طور كلك می‏زند برای این كه پول در بیاورد.

پاداش یك سبحان‌الله در بازار
باز روایتی دیگر از پیغمبر اكرم است كه فرمودند: "رُوی عن رسول الله (صلی‏الله‏ علیه‏ وآله ‏وسلم) قال: السوقُ دارُ سهوٍ و غفله " محل كسب، جایی است كه آدم در آن غفلت می‏كند، "فمن سبَّحَ فیها تسبیحهً كتب له بها الف الف حسنه " اگر انسان در این محیط، یك سبحان الله بگوید، یك میلیون حسنه برایش نوشته می‏شود. یعنی اگر آدم به جایی برود كه مظاهر مادّیت او را جذب می‏كند و از خدا بی‌خبر می‏شود و به یاد خدا باشد بسیار ارزش دارد.
"محیط " این كار را می‏كند. اینجا بحث شغل نیست، فرق بگذارید! جاذبه محیط مادّیت، انسان را می‏سازد و تخریب می‏كند. همین یك تسبیح كه یك میلیون به حساب می‏آید، جهت این است كه این یك تسبیح بسیار ارزنده است، چون دیگر از خدا غافل نشده است، محیط نمی‏تواند بُعد معنوی او را تخریب كند. حتّی علی (ع) در عهد نامه‏ای كه به مالك‌اشتر می‏نویسد، همین مطالب را توضیح می‏دهد، كه دیگر در حوصله بحث نیست. 

نظر شما
captcha
پیشنهاد سردبیر