وارونه نمایی حقیقت؛ منطقی کهنه و بیاعتبار
جعل تاریخی سالم بودن بنزین تولیدی در چند سال گذشته در پتروشیمیهای داخل حکایتی است که تنها دروغگویان و بوقچیهای تبلیغاتی بلوک زر و زور و تزویر یا به تعبیر ژیژک «طبقه نوکیسه جدید» میتوانند موفق به انجام آن گردند.اصل ماجرا چندان پیچیده نیست، بلکه تلاقی آن با منافع متراکم و فاسد بلوک قدرت – بلوک زر و زو و تزویر – است که به پیچیده شدن آن دامن میزند.
به گزارش خبرگزاری برنا،اقتصاددانان سیاسی در تحلیلهای خود تلاش میکنند تا نقطه تلاقی سیاست و اقتصاد و تأثیر متقابل این دو بر یکدیگر را مورد بررسی قرار دهند. در نگاه برخی از اقتصاددانان سیاسی برای فهم سیاست و اقتصاد باید به لایههای پنهان سیاست و اقتصاد توجه کرد. به بیان دیگر استدلال ساده این اقتصاددانان این است که انحصار در حوزه سیاسی ناگزیر به نوعی تالیهای فاسد خود را در زمینه اقتصاد نیز بر جای میگذارد. اگر بخواهیم این مساله را در شکل معادله ساده اقتصادی بیان کنیم باید گفت به همان اندازه که شاهد انقباض در حوزۀ سیاست باشیم، به همان نسبت در حوزه اقتصاد نیز شاهد رشد و تجربه فساد خواهیم بود. تجربه بشری و گزارشهای رسمی نهادهای بینالمللی مختلف نیز مؤید این نکته است. در لیست فاسدترین اقتصادهای جهان عموما کشورهایی را در صدر لیست مشاهده میکنیم که در حوزه سیاست نیز با تعاریف دمکراتیک به همان میزان ناآشنایند که یک روزنامه نگار تندروی لاطائل باف از منطق.
غرض از این رودهدازی و اطاله کلام اظهار فضل نبوده و نیست؛ بلکه خواهان آنیم که با تکیه بر این مقدمه خواننده اهل نظر و هوشیار را به متن یکی معضله این روزهای سیاست ایرانی راهنما شویم. این معضل چیزی نیست جز وارونه نمایی حقیقت؛ آن هم وارونه نمایی مطلق حقیقت.
این روزها شبکههای رسانهای بلوک قدرت یا به تعبیر بهتر – بلوک زر و زور و تزویر – چنان آشکار به وارونهنمایی و جعل حقیقت میپردازند؛ که بهترین نمونه تاریخی آن، تنها میتواند کوششهای گوبلز برای سرپوش گذاشتن بر جنایتهای آلمان نازی در جنگ جهانی دوم باشد. جعل تاریخی سالم بودن بنزین تولیدی در پتروشیمیهای داخل در چند سال گذشته حکایتی است که تنها دروغگویان و بوقچیهای تبلیغاتی بلوک زر و زور و تزویر یا به تعبیر ژیژک «طبقه نوکیسه جدید» میتوانند آن را انکار کنند.
اصل ماجرا چندان پیچیده نیست، بلکه چنانچه پیشتر گفتیم تلاقی آن با منافع متراکم و فاسد بلوک قدرت – بلوک زر و زو و تزویر – است که به پیچیده شدن آن دامن میزند. اما روایت ساده ماجرا:
بالاخره دوران بیتدبیری احمدی نژادی به معجزهای سرمدی پایان پذیرفت و با روی کار آمدن روحانی، به حکم عقل سلیم دولت کوشید تا تولید بنزین غیراستاندارد از پتروشیمیها را بتدریج متوقف کند. حجت دولت در این زمینه نیز موافق با هر عقل سلیمی است چراکه مصرف و توزیع چنین بنزینی در چند سال گذشته باعث آسیب جدی به سلامت شهروندان شده بود.
در این میان گزارش مراکز کارشناسی از جمله « وزارت بهداشت، وزارت نفت و سازمان حفاظت محیط زیست هم حاکی از آلوده و غیر استاندارد بودن بنزین تولیدی در پتروشیمیها بوده است که طی چند سال گذشته و تا اواسط سال گذشته – فاصله میان سالهای 92-89 - در سطح وسیع تولید میشد. حتی بر تحقیقات برخی ناظران بینالمللی نیز برآسیب زا بودن این نوع بنزین تأکید داشت».
در این رابطه، یوسف رشیدی، سرپرست مرکز ملی هوا و تغییر اقلیم سازمان حفاظت محیط زیست و همچنین مدیرعامل پیشین شرکت کنترل کیفیت هوای تهران درمیزگردی درباره آزمایش بنزین پتروشیمیها گفت: « شرکت کنترل کیفیت هوای تهران در همان سال ۹۱ نمونههایی از بنزین توزیع شده در تهران را به آزمایشگاهی در آلمان فرستاد و نتیجه آزمایشها سرطانزا بودن بنزین پتروشیمیها را تأیید کرد ».
به نقل از رشیدی « بر اساس نامه رسمی شرکت پالایش و پخش فرآوردههای نفتی میزان بنزن موجود در بنزین پتروشیمیها طی سالهای 89 تا 92 تا 40 برابر حد مجاز بوده است. گفتنی است در بنزینهای استاندارد برخوردار از گواهی یورو4 میزان بنزن یکدرصد و موارد آروماتیک 35درصد حجمی است. جالب آنکه طی سالهای 89 تا 92 میزان گستردهای از رفورمیت و پیرولیز در ترکیب بنزین پتروشیمی بهکار رفته است که در رفورمیت میزان بنزن بین 8 تا 10 درصد بوده و ترکیبات آروماتیک آن بین 56 تا 62 درصد است. در بنزین پیرولیز نیز بنزن بین 30 تا 40 درصد حجمی و آروماتیک نیز بین 60 تا 65 درصد گزارش شده است. دکتر یوسف رشیدی همزمان با اشاره به سرطانزابودن بنزن تاکید دارد که آمار کودکان سرطانی رشد قابل توجهی در طول سه سال داشته است».
رشیدی افزود: « ترکیبات آروماتیک موجود در بنزین شامل بنزن، تولوئن و زایلین است که این ترکیبات همان مواد سرطانزای موجود در بنزین محسوب میشود که بسیار خطرناکند. سرپرست مرکز ملی هوا و تغییر اقلیم سازمان حفاظت محیط زیست، خواب آلودگی، گیجی، سردرد، ناهوشیاری، تحریک پوست، چشمها و سیستم تنفسی، اختلالات خونی، اثر بر مغز استخوان و کم خونی، خونریزی بیش از حد، اختلالات کروموزومی، آسیب به سیستم ایمنی و سرطان خون را از جمله اثرات سوء بنزن برشمرد.
لیکن دولت پاکدستان -و پاکان تاریخ!- نه تنها این گزارشها را رد میکرد بلکه بر استاندارد بودن آن اصرار میورزید؛ این در حالی است که خاطره پرده دود عظیمی که بر فراز تهران و سایر کلانشهرها خیمه زده بود،از یاد هیچ ایرانی باریک اندیشی پاک نخواهد شد.
یکبار دیگر صورت مسأله را مرور میکنیم دولتی به حکم عقل سلیم از تولید فرآوردهای که سلامت شهروندانش را نشانه گرفته است جلوگیری میکند. این امر مطابق با عقل سلیم درست در همین مرحله به دلیل تلاقی آن با منافع و رانتهای کلان اقتصادی از دست رفته بلوک زر و زور، وجه سوم این مثلث شوم یعنی تزوریر را به کار میدارد و سعی در قلب، جعل و وارونمایی حقیقت در زمینه تولید بنزین آلوده در پتروشیمیهای داخل کشور دارند تا از این طریق در وهله اول نمایانگر وجدان خفته خود باشند و در وهله دوم تسکینی بر قلب شکسته سوداگران مرگ، یقه بستههایی چشم و دل کور که منافع ملی را جز در پای منافع حزبی و گروهی و شخصی قربانی نمیکنند، باشند.