«استخر»؛ وقتی خنده آرامآرام به مکث میرسد
به گزارش گروه فرهنگ و هنر برنا؛«استخر» سومین فیلم بلند سروش صحت که در چهلوچهارمین جشنواره فیلم فجر به نمایش درآمد، با وعدهی یک کمدی متفاوت و فلسفی وارد میدان میشود؛ فیلمی پرستاره که میخواهد از دل موقعیتهای ساده، درباره زندگی، عشق و فراموشی حرف بزند. اما آیا اینبار هم صحت موفق شده طنز را به معنا پیوند بزند؟
تماشای «استخر» بیش از آنکه شبیه دیدن یک کمدی کلاسیک باشد، شبیه قدم زدن در ذهن آدمهایی است که وسط روزمرگی ایستادهاند و ناگهان به پوچی، مرگ، تنهایی و دوست داشتن فکر میکنند. طنز فیلم نه از شوخیهای لفظی میآید و نه از موقعیتهای گلدرشت؛ بلکه از لحن دیالوگها، مکثها، نگاهها و فاصلههای میان جملهها ساخته میشود. جایی میخندی و چند ثانیه بعد، بیاختیار ساکت میشوی.
این همان جهان آشنای سروش صحت است؛ جهانی که در آن جملههای ساده تبدیل به فلسفههای کوچک زندگی میشوند. فیلم مدام یادآوری میکند که زندگی کوتاه است و پر از لحظههای «خندهدارِ جدی». تاکیدها، تکرارها، سکوتهای طولانی، خیالهایی که واقعی میشوند، لوکیشن شمال و حتی حضور گاو(!) همه امضای کارگردانی است که بلد است از بیمعناییهای روزمره، معنا بیرون بکشد. از این نظر، «استخر» ادامه مسیر «جهان با من برقص» و «صبحانه با زرافهها»ست.
اما مشکل دقیقاً همینجاست: «استخر» نسبت به دو فیلم قبلی صحت، ضعیفتر است.
با وجود ترکیب چشمگیر بازیگران از امین حیایی و سحر دولتشاهی گرفته تا پانتهآ پناهیها، کاظم سیاحی، علیرضا خمسه، بیژن بنفشهخواه، مجید یوسفی و مهران مدیری فیلم آنطور که باید جان نمیگیرد. حتی در گرفتن خنده هم چندان موفق نیست و ریتم بعضی سکانسها کش میآید.
فضای روایت بیشتر مردانه است و زنان در حاشیه میمانند. شخصیت «بهار» که باید یکی از محورهای احساسی داستان باشد، پرداختی سطحی دارد؛ دلیل جداییاش هرگز روشن نمیشود و همهچیز به یک «دوستت ندارم» ختم میشود. با این حال، اگر دقیقتر نگاه کنیم، همین زن تنها کسی است که علیه روزمرگی طغیان میکند. مرد داستان دنبال معنا میگردد، اما زن انگار خودِ معناست؛ بیهیاهو، بدون جستوجو.
فیلم تلاش میکند به زوجها تلنگر بزند: مراقب باشید عشق در جزئیات زندگی گم نشود. دیالوگهایی مثل «وقتی بهار دوستت داشت، حواست بهش نبود» یا جمله طلایی پسرک که میگوید «همه زندگی همین دو ثانیههاست»، دقیقاً قلب پیام فیلم را نشانه میروند.
از نظر فضاسازی، «استخر» واقعیتی کمی سورئال دارد؛ نه با جلوههای فانتزی، بلکه با رفتارهای عجیب، تصویرسازیهای ساده و موقعیتهایی مثل سیگار کشیدنِ خیالی با دودی که واقعاً از دهان بیرون میآید. البته تاکید زیاد روی سیگار یکی از ضعفهای فیلم است و آن را برای مخاطب نوجوان نامناسب میکند.
حضور سورنا صحت در اولین تجربه بازیگریاش، بیش از آنکه درخشان باشد، فاصله نسلی فیلم را پررنگ میکند؛ بهخصوص در سکانس مهمانی جوانها که تضاد نگاه نسلها به زندگی و معنا کاملاً به چشم میآید.
«استخر» فیلم بدی نیست، اما ناامیدکننده است. فیلمی که ایده دارد، امضا دارد، اما انرژی آثار قبلی کارگردانش را ندارد، سروش صحت همچنان بلد است از سکوتها و شوخیهای کوچک، حرفهای بزرگ بیرون بکشد، اما اینبار روایتش شُلتر از آن است که مخاطب را تا عمق همراه کند.
«استخر» بیشتر یادآوری است تا کشف؛ یادآوری اینکه زندگی از همین لحظههای معمولی ساخته شده است .اما برای فیلمی با این همه بازیگر و این همه انتظار، این یادآوری کمی سطحی است.
انتهای پیام/


