«جانشین»؛ قهرمانی که میان حافظه، خیانت و میدان جنگ گم می‌شود

|
۱۴۰۴/۱۱/۲۳
|
۰۹:۲۰:۵۵
| کد خبر: ۲۳۱۰۸۴۶
«جانشین»؛ قهرمانی که میان حافظه، خیانت و میدان جنگ گم می‌شود
برنا _ گروه فرهنگ و هنر: «جانشین» تازه‌ترین ساخته مهدی شامحمدی در چهل‌وچهارمین جشنواره فیلم فجر، سراغ زندگی شهید حسین املاکی، جانشین لشکر قدس گیلان می‌رود؛ فیلمی جنگی ـ امنیتی که با افتتاحیه‌ای قدرتمند و سوژه‌ای مهم آغاز می‌شود، اما در ادامه، میان خطوط مختلف داستانی سرگردان می‌ماند و بخشی از ظرفیت دراماتیک خود را از دست می‌دهد.

به گزارش خبرنگار گروه فرهنگ و هنر برنا؛‌ «جانشین» به تهیه‌کنندگی روح‌الله سهرابی و محصول بنیاد فرهنگی روایت فتح، دومین تجربه جدی شامحمدی پس از «مجنون» است؛ فیلمسازی که پیش‌تر نشان داده زبان سینما را می‌شناسد و می‌تواند از دل تاریخ دفاع مقدس، روایت‌هایی انسانی بیرون بکشد. این‌بار او سراغ عملیات «نصر۴» و زندگی شهید حسین املاکی رفته؛ فرمانده‌ای که کمتر در سینما به او پرداخته شده است.

فیلم با سکانسی حساب‌شده آغاز می‌شود: حسین املاکی با لباس مبدل در شهری کردنشین، مرکز فرماندهی حزب بعث را زیر نظر دارد. شامحمدی در همین دقایق نخست، با ایجاد کنتراست میان زندگی روزمره مردم و تصویر تکان‌دهنده اعدام‌شدگان، فضای ملتهب منطقه را بدون دیالوگ توضیح می‌دهد؛ نشانه‌ای روشن از تسلط کارگردان بر بیان تصویری.

ورود حسین و ناصر به مأموریت شناسایی و گره خوردن قصه به خانه تیمی منافقین در بانه، بستری برای یک درام امنیتی پرکشش فراهم می‌کند. گره اصلی اما شخصیت ناصر است؛ رزمنده‌ای که بعدها مشخص می‌شود خواهرش به منافقین پیوسته. تردید درباره وفاداری ناصر، با امتناع او از شلیک به خواهرش اوج می‌گیرد و پس از ناپدید شدن او و مجروح شدن حسین املاکی، به نقطه عطف مهم فیلم تبدیل می‌شود.

در این میان، حضور کاراکتر «مسعود» با بازی درخشان امیر آقایی یکی از نقاط قوت جدی فیلم است؛ نیروی اطلاعاتی سرد و باتجربه‌ای که از همان ابتدا به ناصر مشکوک است و به روایت وزن می‌دهد.

اما مشکل فیلم از جایی آغاز می‌شود که نمی‌تواند میان خطوط مختلف داستانی تعادل برقرار کند. روایت میان مأموریت امنیتی، بحران خانوادگی ناصر و وضعیت جسمی حسین مدام جابه‌جا می‌شود، بی‌آنکه همه این مسیرها به شکلی منسجم به هم گره بخورند.

فصل بازگشت حسین به گیلان و دوران نقاهتش در کنار خانواده، از تأثیرگذارترین بخش‌های فیلم است. اینجا با معرفی شخصیت «فرامرز» ـ یک گیله‌مرد آزادمنش و تک‌تیرانداز بالفطره ـ جان تازه‌ای به فیلمنامه دمیده می‌شود. با این حال، بازی گرفتن از دو دختر خردسال حسین چندان موفق نیست و بیش از حد تصنعی به نظر می‌رسد.

ضعیف‌ترین بخش فیلم، بازگشت ناگهانی حافظه حسین هنگام نجات دادن دخترش از رودخانه است؛ راه‌حلی ساده‌انگارانه برای گره‌ای مهم. در حالی که طبق خاطرات همسر شهید، بازیابی حافظه او روندی تدریجی داشته، فیلم ترجیح می‌دهد مسیر آسان‌تر و نمایشی‌تر را انتخاب کند؛ تصمیمی که از باورپذیری روایت می‌کاهد.

اگر سکانسی مانند رفتن بر سر مزار همرزم شهید ـ که در واقعیت عامل بازگشت خاطرات بوده ـ به فیلم اضافه می‌شد، نتیجه بسیار دقیق‌تر و انسانی‌تر از آب درمی‌آمد.

در پرده پایانی، «جانشین» دوباره جان می‌گیرد؛ نبرد حسین املاکی و نیروهایش در خاک عراق، همراه با درخشش کاراکتر فرامرز در نقش تک‌تیرانداز، پایانی قابل قبول برای فیلم رقم می‌زند؛ پایانی که نشان می‌دهد شامحمدی در طراحی صحنه‌های جنگی و ایجاد تعلیق بصری توانمند است.

«جانشین» با وجود سوژه ارزشمند، افتتاحیه قوی و چند شخصیت اثرگذار، به دلیل ناهماهنگی روایت و برخی انتخاب‌های ساده‌انگارانه در گره‌گشایی، به فیلمی کاملاً پخته تبدیل نمی‌شود. اثری که می‌توانست گامی بلند در بازنمایی قهرمانان کمتر دیده‌شده دفاع مقدس باشد، اما در نهایت به تجربه‌ای قابل احترام اما ناتمام بدل می‌شود.

انتهای پیام/

نظر شما
captcha
پیشنهاد سردبیر