واردات بیرویه از چین و ترکیه مانعی برای ارائه الگوهای پوشش ایرانی
نزدیک شدن به فصل بهار و کنار گذاشتن لباسهای گرم و همچنین برپایی نمایشگاه لباسی که در روزهای پایانی سال جاری از سوی وزارت ارشاد برگزار میشود، باعث شد تا دقایقی را با "فاطمه بهرامی" عضو شواری فرهنگی دانشگاه هنر و طراح لباس و عضو کارگروه طراحی مد و لباس وزارت ارشاد به گفتوگو بنشینیم و از کم و کیف تلاشهای واحد هنر جهاد دانشگاهی برای سامان دادن به پوشش ایرانی خبر بگیریم.
این در حالی است که جهاد دانشگاهی در سالهای قبل ایده استفاده از خطوط نستعلیق را بر روی لباسها مطح کرد و برای دومین دوره نیز درحال برگزاری جشنواره طراحی تیشرت با استفاده از نمادهای ایرانی است.
برگزاری جشنواره طراحی تیشرت با نمادهای ایرانی ایده ای جالب و قابل توجه بوده و از قرار با استقبال خوبی نیز مواجه شده است. شما فعالیتهای دیگری نیز در حوزه مد و لباس دارید. به عبارتی چه اقداماتی برای ملی شدن این ایدهها انجام دادهاید؟
در این راستا چند گروه فعال در عرصه مد و لباس را در کشورهای دیگر شناسایی کردیم و توانستیم از نظر خبررسانی و اطلاع رسانی با آنها مرتبط شده و از اخبار دانشگاههای مرتبط به ویژه در طراحی و چاپ پارچه مطلع شویم. به عنوان نمونه در مالزی با گروهی آشنا شدیم که طراحی و تولید پوشاک اسلامی را راه اندازی کردند و با هم مرتبط شدیم.
برای جشنواره تیشرت هم این ارتباط ها برقرار شد تا از نوع طراحیهای آنها و بازار فروش و... آگاه شویم و بدانیم جایگاه تیشرت در دنیا چگونه است و آیا جایگاهی دارد یا حرفی کهنه شده است. بر این اساس دریافتیم که انتخاب تیشرت برای طراحی به جا بوده است و حالا آنها منتظر و مشتاق هستند تا این جشنواره برگزار شود. حتی یک گالری و موسسه هنری در استرالیا منتظر است نتایج کار را در قالب عکس برایشان بفرستیم تا اطلاع رسانی در این زمینه داشته باشند.
آیا درخواست سایر کشور ها در این رابطه از سوی شما با استقبال مواجه شد؟
بله، چون قصدما معرفی فرهنگ و ارزش های ایرانی به سایر کشورهای دنیا است. علاوه بر این وقتی با کشورهای دیگر ارتباط گرفتیم، دریافتیم که آنها نیز بسیار مشتاق هستند تا بدانند در حوزه طراحی لباس در ایران چه میگذرد، همچنین ما نیز برنامههای ماندگاری در سطح ملی داریم و میخواهیم برنامهها و تولیدات تنها در سطح تهران نباشد.
در این چند سال اخیر کارهای مختلفی در حوزه طراحی لباس مناسب به ویژه برای بانوان صورت گرفته است و شاهد برگزاری جشنواره و نمایشگاههایی را هم بوده ایم، اما در نهایت اتفاق چندانی در حوزه پوشش بانوی ایرانی به وقوع نمی پیوندد، به نظر شما ایراد از کجاست؟
تولید کنندگان ما یا وارد ارائه مدلهای خاص میشوند که به دلیل قیمت بالا تنها قشر خاصی توان استفاده از آنها را دارند یا اصلا وارد این حوزه نمیشوند و به کارهای بازاری بسنده میکنند. مسئله دیگر هم افزایش میزان واردات از کشور چین و ترکیه است. علاوه بر آن مد جدید تابع سلیقه است و حتی اگر کیفیت بالایی هم داشته باشد درصورتی که همه مردم از آن استقبال نکنند تولید کننده متضرر میشود. البته این وضعیت در همه بازارها وجود دارد و برندهای معروف دنیا هم دو شاخه دارند. یکی بازاری و عمومی که تنوع ندارد و یکی هم کارهای شاخص و بوتیکی که مشتریهای خاص خود را دارد.
همانطور که اشاره مردید مدل های خاص با قیمت بالا به بازار عرضه می شود بنابرانی مصرف کنندگان آن محدود به قشر خاصی می شوند، آیا نمی توان برای افزایش اقبال عمومی این مدل ها را با قیمت کمتری به بازار عرضه کرد؟
نکته اینجاست که نمیتوان کار شاخص و خوب و باکیفیت را به قیمت نازل در یک حراجی خرید. برای پایین آمدن قیمت هم نیاز به حمایتهای خاص وجود دارد. به عنوان نمونه یک سازمان از طرحهای یک طراح حمایت و بخشی از هزینه را تقبل میکند تا با قیمت کمتری به بازار ارائه شود، اما تا زمانی این کار ادامه پیدا میکند که طرحهای طراح مقبول آن سازمان باشد و مدیر هم عوض نشود. چراکه با عوض شدن مدیر طراح حامی خود را از دست میدهد.
نکته دیگر رنگ لباسهاست... در این سالها شاهد بوده ایم که رنگهای مختلفی در اروپا مد شد و استفاده از آنها به ایران هم رسیده است. استقبال از رنگها در حالی صورت گرفت که طبیعت هر منطقه از ایران دارای رنگهای متنوعی است که در گذشته روی رنگ پوشش افراد آن منطقه تاثیر گذار بودهاست با این وجود توجه چندانی به این امر در داخل نه تنها از سوی استفاده کنندگان بلکه تولید کنندگان نیز نمی شود، بنابر این این سئوال مطرح می شود که مبنای ارائه رنگ سال چیست؟
در اروپا طراحهای درجه یک، دو و پایینتر وجود دارد همچنین مرکز پژوهشی پنتون هم تنها روی رنگ پژوهش میکند و رنگهایی را برای تمام اشیا ارائه میدهد از البسه گرفته تا مبلمان شهری، تابلوهای راهنما و ... . علاوه بر این تحقیقات مفصلی در این زمینه انجام میدهند و تمام رنگهایی که ارائه میدهند برگرفته از مسائل اجتماعی و روانی است. این در حالی است که ویژگیهای آب و هوایی نیز روی گرایش رنگ تاثیرگذار است.
مثالی در این باره می زنید؟
رنگ طلایی در کیف و کفش زمانی به اوج خود رسید که دنیا با بحران اقتصادی مواجه شد. در آمریکا و اروپا بانکها تعطیل و سازمانهای زیادی با ورشکستگی مواجه شدند. در این شرایط، طلایی توسط موسسه پنتون مطرح شد تا نیاز افراد جامعه به تملک و دارایی و طلا به عنوان یک سرمایه را اغنا کند. چراکه این نیاز در ناخودآگاه افراد وجود دارد و انسان وقتی دستش خالی است تمایل بیشتری به سمت چیزهایی که برق میزند، دارد. کسانی هم که تملک ذاتی و دورنی دارند کمتر سراغ اشیاء براق میروند. طراحها با مطرح کردن رنگ طلایی و براق میخواهند نیاز روانی را اغنا کنند تا به اوج نرسد. زمانی که بحران اقتصادی فروکش میکند تمایل به سمت نقرهای و خاکستری براق میرود. چیزی که تا سال گذشته مد شد. امسال کمی رنگها متفاوت میشود. پنتون پیشنهاد رنگهای خنثی و آرام و بدون تحرک را میدهد که تاثیر روانی آن بینظیر است.
کمی درباره تنوع گرایش به رنگ در مناطق مختلف ایران نیز توضیح می دهید زیرا اگرچه ما موسسه ای برای انجام پژوهش در این باره نداریم اما می توانیم به راحتی تنوع رنگ ها را در شهر ها و روستاها مشاهد کنیم.
در کشور ما لباسها و رنگهایی که در شمال استفاده میشود با لباسها و رنگهای جنوب کشور متفاوت است. این تفاوت در غذا و رنگ پوست هم تاثیرگذار است. شمالی ها آرامش دارند و به همین دلیل رنگهای آرام استفاده میکنند و حتی رنگهای جیغ آنها هم لطافت خاصی دارد. درحالی که در جنوب میل به رنگهای تند زیاد است. ما هم میتوانیم ارائه مد و رنگ داشته باشیم اما برای دستیابی به این امر باید روانشناسی مد و کالا مورد برسی قرار گیرد و بر مبنای مباحث موجود در رفتار و مواردی از این قبیل مد طراحی شود. چراکه هرچه این طراحی هوشمندانهتر باشد ماندگاری و پذیرش بیشتری دارد.