خودروهای ناقص در پارکینگها، مردم در صف انتظار/ اینجا حق با مشتری نیست!
در سالهای اخیر، سطح اعتماد عمومی به شرکتهای خودروسازی داخلی به شکل محسوسی کاهش یافته و بخش قابل توجهی از افکار عمومی این صنعت را فاقد اعتبار حرفهای و پاسخگویی مؤثر میداند. در چنین فضایی، تداوم فروش و درآمدزایی این شرکتها بیش از آنکه مبتنی بر رضایت مشتری باشد بر ساختار انحصاری بازار استوار شده است ساختاری که انتخاب را برای مصرفکننده محدود کرده و عملا امکان رقابت و جایگزینی را از بازار گرفته است.
در چنین شرایطی، دو شرکت بزرگ خودروسازی یعنی ایرانخودرو و سایپا تا توانستهاند از اهرم فشار به نام قیمت استفاده کرده و خودروهای عمدتا بیکیفیت یا با کیفیتی متوسط را بر سر مشتریان خود هوار کنند. نمونه روشن این رفتار، افزایش چندباره قیمتها در سال جاری بدون توجه به مشکلات مالی و تحریمهاست. نبود بازار رقابتی و راهی برای اعتراض، مشتریان را مجبور به خرید از این دو خودروسازی کرده است.
بیایید به یک مثال جزئیتر بپردازیم. سایپا در قالب طرحهای متقاضیان عادی، حمایت از خانواده و جوانی جمعیت، از ساعت ۱۰ صبح روز سهشنبه تا پایان امروز شرایط فروش فوقالعاده خود را اعلام کرده و موعد تحویل ۹۰ روزه را وعده داده است. این در حالی است که طرحهای فروش قبلی هنوز به سرانجام نرسیده و به بسیاری از مشتریان اعلام شده تحویل خودروها به تعویق افتاده است. اگر خودروهای پیشین هنوز تحویل نشده، چگونه ثبتنام جدید انجام میشود؟
یکی از مشتریان که هنوز خودروی خود را تحویل نگرفته، به برنا گفت: «ما اردیبهشت ثبتنام کردیم و ۲۲۰ میلیون تومان واریز کردیم. آن زمان قیمت کوئیک ۴۲۰ میلیون تومان بود و موعد تحویل آذرماه اعلام شد. قیمت چند بار بالا رفت و در نهایت بیش از ۵۰۰ میلیون شد. قرار بود ۲۰ روز پس از تسویه خودرو تحویل شود اما هنوز خبری نیست و تاریخ مشخصی اعلام نشده است.»
انباشت گسترده خودروهای ناقص در پارکینگها یکی دیگر از چالشهای جدی است. خودروهایی که باید به دست مشتری برسند، عملاً به داراییهای منجمد تبدیل شده و بخش قابل توجهی از سرمایه در گردش شرکت در چرخه تولید و فروش قفل شده است. اطلاعات دریافتی نشان میدهد بخش زیادی از خودروهای دپو شده در پارکینگها به دلیل کمبود قطعات وابسته به یک قطعهساز بزرگ زمینگیر شدهاند. این بخش عمده کسری قطعات به اقلامی مربوط است که طی سالهای گذشته بهصورت متمرکز و شبهانحصاری واگذار شده و امکان جایگزینی سریع تأمینکننده وجود ندارد.
از منظر ساختاری، مشکل فقط کمبود قطعه نیست. تمرکز تولید و انحصار تأمین باعث شده کوچکترین اختلال در تولید یا مسائل مالی و لجستیکی کل چرخه تکمیل خودرو را زمینگیر کند. این ساختار برخلاف منطق تابآوری زنجیره تأمین است و یک گلوگاه واحد کل صنعت را تحت تأثیر قرار داده است.
پیامد این وضعیت تنها محدود به پارکینگها نیست بازار خودرو نیز تحت تأثیر است، فاصله قیمت کارخانه و بازار افزایش یافته و سوداگری تقویت شده است. اگر این ساختار اصلاح نشود، دپوی خودروهای ناقص به یک بحران مقطعی محدود نخواهد ماند و به الگویی تکرارشونده تبدیل میشود.
به نظر میرسد شرکتهای خودروسازی علاوه بر افزایش کیفیت خودروها باید به سراغ مشتریمداری و برنامهریزی صحیح بروند، زیرا بدقولیها و تمرکز بر قیمتگذاری، حتی همین اندک اعتبار باقیمانده را نیز تهدید میکند.



