نتانیاهو و سقف آرمانی خلع سلاح در برابر رویکرد واشنگتن
اظهارات نخستوزیر اسرائیل، درباره خلع سلاح غزه، بار دیگر این پرونده را به صدر اخبار منطقه بازگرداند. نتانیاهو که خود از سوی دادگاه بینالمللی کیفری به اتهام جنایات جنگی تحت تعقیب است، با صراحتی بیسابقه اعلام کرد غزه نه تنها نباید سلاح سنگین داشته باشد، سلاحهای سبکی، چون کلاشینکف، آرپیجی و خمپاره نیز باید تحویل داده شود. او بر "راه آسان" برای دستیابی به این هدف تأکید کرد، بیآنکه مشخص سازد این راه آسان چیست. این موضعگیری در حالی صورت میگیرد که منابع آگاه از تهیه پیشنویسی آمریکایی خبر میدهند که رویکردی کاملا متفاوت و مرحلهای را دنبال میکند.
کنت کاتزمن، پژوهشگر ارشد مسائل امنیت بینالملل، در گفتوگو با الجزیره جزئیات بیشتری از موضع آمریکا فاش کرد. به گفته او، واشنگتن پیشنویسی را تهیه کرده که بر خلع سلاحهایی متمرکز است که توانایی تهدید مستقیم اسرائیل را دارند؛ یعنی موشکها، راکتها، خمپارهاندازها و کارگاههای تولید مهمات. در این سند، سرنوشت سلاحهای سبک مانند کلاشینکف به مراحل بعدی موکول شده. این پیشنویس که پیشتر نیویورک تایمز نیز از آن خبر داده بود، به حماس اجازه میدهد به عنوان یک تشکل مسلح محدود با سلاحهای انفرادی به حیات ادامه دهد، مشروط بر آنکه توانایی حمله به اسرائیل را از دست بدهد. این رویکرد، بر خلاف موضع اسرائیل، به دنبال حذف کامل حماس از معادله غزه نیست.
این شکاف راهبردی میان تلآویو و واشنگتن، ریشه در ملاحظات سیاسی و میدانی متفاوت دارد. محمد هلسه، کارشناس مسائل اسرائیل، معتقد است که نتانیاهو بیش از آنکه به دنبال یک ترتیب امنیتی مشخص باشد، اسیر گفتمان پیروزی و مطالبات ائتلاف راستگرای خود شده است. جامعه اسرائیل پس از عملیات هفتم اکتبر ۲۰۲۳ و به دنبال آن جنگ غزه، به شدت به سمت گفتمان امنیتی سختگیرانه گرایش پیدا کرده است. نتانیاهو برای بقای سیاسی خود نیازمند ارائه "تصویر نهایی" واضحی از شکست حماس است. او به دنبال صحنهای نمادین، مشابه تسلیم شدن نیروهای دشمن در برابر دوربینهاست تا به هواداران خود اثبات کند که به وعده "نابودی حماس" عمل کرده است. این نیاز داخلی، چارچوب مذاکرهای او را به شدت محدود کرده و او را به اتخاذ مواضعی فراتر از خواستههای میدانی سوق میدهد.
در مقابل، رویکرد آمریکا که توسط کاتزمن تشریح شد، بیش از آنکه متأثر از فضای سیاسی داخلی اسرائیل باشد، ناشی از تجربه دههها مداخله در خاورمیانه و درک محدودیتهای قدرت نظامی است. واشنگتن به خوبی میداند که خلع سلاح کامل یک جنبش سیاسی-اجتماعی با پایگاه مردمی گسترده، نه تنها غیرممکن، بلکه خطرناک است. تجربه عراق پس از سقوط صدام حسین در سال ۲۰۰۳، زمانی که پل برمر فرمانده وقت نیرئت ائتلاف موقت با صدور فرمان شماره ۲، ارتش عراق را منحل و خلع سلاح گسترده را بدون ایجاد جایگزین سیاسی فراگیر اجرا کرد، به هرجومرجی انجامید که زمینهساز ظهور داعش شد. آمریکا ظاهراً از این تجربه تاریخی درس گرفته و به دنبال راهحلی است که ضمن تأمین امنیت اسرائیل، غزه را به سمت بیثباتی مطلق سوق ندهد.
روزنامه تایمز آو ایزرائل به نقل از یک منبع آگاه اسرائیلی فاش کرده تلآویو به واشنگتن اعلام کرده برای پیشبرد چشمانداز ترامپ در منطقه، انجام عملیات نظامی دیگر در غزه "ضروری" است. این نشان میدهد اسرائیل به دنبال تغییر وضعیت میدانی پیش از هرگونه توافق است. اما آنچه در نهایت تعیینکننده خواهد بود، نه خواست آرمانی نتانیاهو و نه حتی پیشنویسهای آمریکایی، که واقعیتهای میدانی و توانایی طرفین برای تحمیل آنهاست. ارتش اسرائیل میداند جمعآوری صدها هزار قبضه سلاح سبک که در جنگهای چریکی در تونلها و محلات مسکونی پراکنده شدهاند، بدون یک توافق سیاسی جامع با حضور حماس یا حداقل چراغ سبز آن، غیرممکن است.
انتهای پیام/



