داستانک/
مرد هرگز به سوارِ بر اسب نرسید
اسب به سمت میدان نبرد تاخت و مرد، هرگز به سوارِ بر اسب نرسید.
باشگاه جوانی برنا/ "دعوت" اثر ابوذر هدایتی از قم
مرد گفت: «دارم برای خانوادهام آذوقه میبرم.»
فرزند پیامبر نگاهش کرد.
مرد گفت: «آذوقه را که برسانم...»
فرزند پیامبر سوار بر اسب شد.
مرد گفت: «خیلی زود بر میگردم.»
اسب به سمت میدان نبرد تاخت و مرد، هرگز به سوارِ بر اسب نرسید.
* اثر منتخب سومین جایزه ادبی داستان کوتاه کوتاه عاشورایی
***
نظر شما