روایت یک فاجعه؛ شهدای دانشآموز میناب، قربانیان جنگ ترکیبی علیه ایران
به گزارش خبرنگار برنا هرمزگان، در تاریخ ۹ اسفند ۱۴۰۴، همزمان با نخستین ساعات جنگ نابرابر آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ملت بزرگ ایران، منطقه میناب در استان هرمزگان صحنه یکی از دلخراشترین جنایتهای جنگی علیه کودکان بیگناه شد. دبستان و پیشدبستانی دخترانه «شجره طیبه» در ساعت ۱۰:۴۵ صبح مورد اصابت مستقیم موشکهای متجاوز قرار گرفت .
در لحظه انفجار، دانشآموزان در کلاسهای درس مشغول فراگیری علم و زندگی بودند. غافل از اینکه آسمان آبی میناب، ناگهان به کام آنها آتش و دود و خون میریزد. پیکرهای کوچک و بیجان زیر آوار ماند و فریادهای بیصدایشان تا آسمان برخاست. آماری که نخستین ساعات از ۱۴۸ شهید حکایت میکرد، با پایان یافتن عملیات آواربرداری، به عدد حیرتانگیز و غمانگیز ۱۶۵ دانشآموز و ۹۵ مجروح رسید؛ آماری که دل هر انسان آزادهای را به درد میآورد.
فرشتههایی که جایشان در کلاس خالی ماند
پس از گذشت ۲۴ ساعت از حادثه، روایتهای تلخ و شیرینی از دل این فاجعه بیرون میآید. یکی از امدادگران حاضر در صحنه با چشمانی اشکبار به خبرنگار میگوید: وقتی آوار را کنار زدیم، دو دانشآموز را در آغوش هم پیدا کردیم. گویا در آخرین لحظات، همکلاسیهایشان را بغل کرده بودند یکی از آنها کتاب ریاضیاش را محکم به سینه چسبانده بود و از روی اسم روی کتاب، شناسایی شد.
داستان این فرشتههای کوچک به همین جا ختم نمیشود. در یکی از کلاسهای مخروبه، دفتر مشق نیمهکاره یک دانشآموز شهید پیدا شد که آخرین انشایش با عنوان «اگر من یک بال داشتم» بود. او نوشته بود: اگر یک بال داشتم، به آسمان پرواز میکردم و از خدا میخواستم که جنگ تمام شود. این انشا حالا نماد آرزوی برآوردهنشده هزاران کودک ایرانی در برابر توحش مدرن شده است.
دنیا سکوت کرد، اما خون آنها فریاد زد
در حالی که ایران اسلامی در سوگ فرزندان دلیر خود نشسته است، استاندار هرمزگان در جمع خبرنگاران با اشاره به سکوت مجامع بینالمللی در قبال این جنایت گفت: این حمله وحشیانه ثابت کرد مدعیان دروغین حقوق بشر که دم از آزادی و کودک میزنند، در عمل تمام قواعد بینالمللی را زیر پا گذاشتهاند. آنها به جای رویارویی با نیروهای مسلح، مدارس و درمانگاههای ما را هدف قرار دادند.
بسیاری از خانوادههای مینابی که صبح آن روز فرزندان خود را با لبخند راهی مدرسه کردند، شامگاه در صفهای طولانی مقابل سردخانه بیمارستان منتظر ماندند تا پیکرهای پارهپاره دخترانشان را شناسایی کنند. پدری که دو فرزند خود را در این واقعه از دست داده بود، با صدایی گرفته گفت: دختران من رفتند تا بمانند. آنها درس شهادت را در مکتب حضرت فاطمه (س) آموختند و امروز با خونشان ثابت کردند که تا آخرین قطره پای این انقلاب و کشور میایستند.
واکنش جهانی؛ محکومیت یا سکوت معنادار؟
در حالی که خبرگزاریهای منطقهای همچون آناتولی و منابع خبری جهان اسلام این فاجعه را پوشش دادند و خواستار محاکمه عاملان آن شدند، رسانههای غربی در اقدامی معنادار از انعکاس گسترده آن خودداری کردند . این در حالی است که تصاویر هوایی از مدرسه هدفگرفتهشده، بهوضوح فقدان هرگونه تأسیسات نظامی در نزدیکی آن را نشان میدهد و بر عمدی بودن حمله به غیرنظامیان صحه میگذارد.
در داخل کشور، پیامهای تسلیت از سوی مراجع عظام تقلید، علما، شخصیتهای کشوری و لشکری و اقشار مختلف مردم صادر شد. شهر میناب این روزها به یکپارچه هیئت عزاداری تبدیل شده است؛ تصاویر پدرانی که تابوتهای صورتی و سفید را روی دست گرفتهاند، نه فقط در هرمزگان، که در دل تکتک ایرانیها موجی از حزن و انقلاب ایجاد کرده است.
مدرسه شجره طیبه میناب، دیگر نه یک مرکز آموزشی، که زیارتگاهی برای عاشقان حقیقت و مظلومیت شده است. این ۱۶۵ شهید دانشآموز، با خون پاک خود برگ دیگری از جنایات آمریکا و رژیم صهیونیستی را ورق زدند و نشان دادند که جنگ آنها علیه ملت ایران، جنگی تمامعیار با کودککشی و نسلکشی است.
خبرنگار: راضیه سالاری