با جنایت ترامپ در بمباران مدارس، آیا پردههای تردید کنار زده شده است؟
به گزارش خبرگزاری برنا از قزوین؛ در یادداشت ولی الله حسین زاده فعال رسانه آمده است: دونالد ترامپ پیش از ورود به کاخ سفید، خود را رئیسجمهوری صلحطلب و مدافع حقوق بشر معرفی میکرد. سخن از تفاهم، مردمسالاری و آزادی میزد و خود را ناجی ملتها جلوه میداد.
با این حال، تجربه نشان داد که ادعاهای او بیش از آنکه بر مبنای وجدان انسانی باشد، ابزاری برای فریب افکار عمومی بود.
همراهی مستقیم ترامپ در جنگ دوازده روزه و نیز نقش آشکار او در تحمیل جنگی تازه و غیرقانونی علیه ایران، پرده از چهره واقعی وی برداشت. ادعای صلحطلبی رئیسجمهور آمریکا در بوته آزمون فرو ریخت و امید آن بخش از جامعه ایران و جهان که چشم به وعدههای او دوخته بودند، به یأس بدل شد.
در ایران نیز بخشی از جامعه که نسبت به رفتارها و رویکردهای حاکمیت انتقادهایی بهحق داشته و دارند و از اصلاح اساسی امور ناامید شده بود، نگاه خود را به اقدامات ترامپ دوخته بود. اما همراهی مستقیم وی در جنگ دوازدهروزه و سپس تحمیل جنگی دیگر ـ غیرقانونی، ناموجه و قلدرمآبانه ـ به ایران، ادعاهای دروغین او را بر باد داد.
جنایتی که وجدان بشریت را لرزاند
در نخستین ساعات تجاوز غیرقانونی آمریکا و اسرائیل به ایران در نهم اسفندماه، یکی از اهداف مورد حمله، مدرسهای دخترانه در میناب بود که منجر به شهادت بیش از ۱۷۰ دختر معصوم و بیگناه شد. همین جنایت کافی بود تا بسیاری از کسانی که به ترامپ خوشگمان بودند، از خواب غفلت بیدار شوند و دریابند که آزادی و دموکراسی را نمیتوان در سایهی گلولهی بیگانه جست.
نقض آشکار حقوق بشر در سایهی سکوت جهانی
تنها در چند روز نخست این جنگ نابرابر، تعدادی از بیمارستان ها و مراکز درمانی، مرکز هلال احمر، مدرسه، منزل مسکونی ، بنای تاریخی و زیرساخت ها هدف قرار گرفت. فهرستی طولانی از جنایاتی که آشکارا قوانین بینالمللی جنگ را نقض میکند، اما با سکوتی سنگین از سوی همان نهادهایی مواجه شد که مدعی پاسداری از حقوق بشرند.
ضرورت همبستگی ملی
امروز، زمان آن است که پردههای تردید از برابر چشمان جامعه کنار رود. آنان که عدالت و آزادی را در بیگانگان جستوجو میکردند، باید دریابند که دموکراسیِ صادرشده از لوله تفنگ بیگانه آن هم در چهرههایی همچون ترامپ و نتانیاهو هرگز جز ویرانی و تحقیر و در نهایت تجزیه ایران بزرگ به بار نخواهد آورد.
سخن پایانی
تجربه نشان داده است کسانی که به عهد و قانون پایبند نیستند، بهراحتی وعدههای خود را نیز زیر پا میگذارند. آنان نمیتوانند و نمیخواهند پیامآور آزادی و دموکراسی باشند. تاریخ بهروشنی گواهی میدهد که «منجیان دروغین»، روزی مورد نفرت همان مردمی قرار میگیرند که زمانی فریب شعارهایشان را خوردند؛ همانگونه که در عراق، لیبی، سوریه و چنین شد.
انتهای پیام