شهادت؛ فرجام سرخ فیلسوف مجاهد

|
۱۴۰۴/۱۲/۲۸
|
۰۱:۰۵:۵۳
| کد خبر: ۲۳۲۲۲۸۳
شهادت؛ فرجام سرخ فیلسوف مجاهد
برنا - گروه سیاسی: شهادت علی لاریجانی در قامت دبیر شورای عالی امنیت ملی، نقطه پایان بر زیست مردی بود که صبر استراتژیک را با حکمت سیاسی درآمیخت. او که سال‌ها ستون فقرات عقلانیت در نظام بود با نثار جان خود در اوج بحران‌های منطقه‌ای، ثابت کرد که دکترین اعتدال او نه یک تاکتیک برای بقا، بلکه ایمانی عمیق به شکوه ایران بود که سرانجام با خون تعمید یافت.

تاریخ معاصر ایران، چهره‌های اندکی را به خود دیده است که توانسته باشند میان فلسفه، قدرت و اخلاق، پیوندی استوار و دیرپا برقرار کنند. علی لاریجانی که همواره از او به عنوان یکی از استراتژیست‌های ارشد و بازیگران کلیدی حاکمیت جمهوری اسلامی یاد می‌شد، در حالی به مقام رفیع شهادت نائل آمد که حضورش در جایگاه دبیر شورای عالی امنیت ملی، نمادی از عقلانیت صیانت‌گر در برابر تنش‌های فزاینده بین‌المللی بود.

درک ابعاد سنگین این فقدان، تنها با مرور مناصب رسمی او ممکن نیست؛ بلکه باید دکترین سیاسی او را که بر پایه ثبات‌گرایی اعتدالی و رواداری ساختاریافته استوار بود، با دقتی وافر بازخوانی کرد.

از حجره فلسفه تا کرسی مصلحت

علی لاریجانی فرزند بیوت علم و فقاهت بود، اما آنچه او را از هم‌نسلانش متمایز می‌کرد، تسلط خیره‌کننده‌اش بر فلسفه غرب و شرق و درک عمیق از زیرساخت‌های فکری جهان مدرن بود. این پیشینه ذهنی باعث شد تا او در تمام ادوار مدیریتی‌اش، از صداوسیما گرفته تا دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی و ریاست مجلس، نگاهی سیستمی و کل‌نگر به مسائل داشته باشد.

سیاست برای او، نه عرصه تقابل‌های احساسی و شعارزده، بلکه علم تدبیر مقدورات برای تامین منافع ملی بود. لاریجانی به خوبی درک کرده بود که در جهان پیچیده امروز، اقتدار سخت بدون تکیه بر منطق نرم و دیپلماسی هوشمند، فرساینده و پرهزینه خواهد بود. او همواره تلاش می‌کرد تا میان آرمان‌های اصیل انقلاب و واقعیت‌های گریزناپذیر بین‌المللی، پلی مستحکم بنا کند.

مجلس به مثابه لنگرگاه ثبات

دوران طولانی ریاست او بر قوه مقننه، تجلی عینی سیاست‌ورزی میانه در یکی از جنجالی‌ترین دهه‌های تاریخ پس از انقلاب بود. در روز‌هایی که فضای سیاسی کشور به شدت دوقطبی شده بود، لاریجانی مجلس را به مرکز ثقل عقلانیت تبدیل کرد.

هنر او در اجماع‌سازی میان جریان‌های متکثر، از راست سنتی تا چپ مدرن، نشان از ظرفیت بالای او در پذیرش تنوع آرا داشت. او با سعه‌صدر و نوعی طنازی دیپلماتیک، تندی‌های جناحی را می‌گرفت و راه را برای مصالحه‌های بزرگ باز می‌کرد.

مدیریت داهیانه او در پرونده‌های سنگینی همچون برجام، گواهی بر این مدعاست که او حاضر بود اعتبار شخصی و سیاسی خود را در پیشگاه تاریخ بگذارد، اما اجازه ندهد کشور در بن‌بست گرفتار شود. برای لاریجانی، قانون فصل‌الخطاب بود و صیانت از جایگاه نهاد قانون‌گذاری، خط قرمز خلل‌ناپذیرش محسوب می‌شد.

رد صلاحیت و نجابت

نقطه عطف زیست سیاسی علی لاریجانی، مواجهه او با ناملایمات انتخاباتی در سال‌های اخیر بود. رد صلاحیت چهره‌ای که دهه‌ها ستون خیمه تصمیم‌گیری‌های کلان نظام بود، برای بسیاری شوک‌آور بود، اما واکنش او، تراز جدیدی از سنجیدگی سیاسی را تعریف کرد.

لاریجانی در اوج بی‌مهری‌ها، هرگز از جاده انصاف و وفاداری خارج نشد. صبوری او نه از سر انفعال، بلکه برخاسته از یک نجابت بود؛ نجابتی که به او اجازه نداد برای کسب قدرت، ساختار‌های قانونی نظام را تخریب کند.

او با متانت و در چارچوب نامه نگاری‌های مستدل، به دفاع از حق تعیین سرنوشت و حقیقت پرداخت، بدون آنکه گزکی به دست بدخواهان ایران بدهد. این دوران، او را از یک سیاست‌مدار صزف حکومتی به یک مصلح ملی در چشم افکار عمومی ارتقا داد؛ مردی که حتی در سایه ناملایمتی، مصلحت ایران را بر رنج شخصی ترجیح داد.

فرجام سرخ فیلسوف مجاهد

تقدیر الهی چنین رقم خورد که انتهای نامه نجیبانه زندگی او، به خون شهادت مزین شود. شهادت علی لاریجانی در قامت دبیر شورای عالی امنیت ملی، در میانه نبردی که برای حفظ کیان میهن و امنیت منطقه در جریان بود، مهر ابطالی بر تمامی قضاوت‌های ناعادلانه گذشته زد.

او که سال‌ها متهم به عافیت‌طلبی از سوی تندرو‌ها شده بود، در خط مقدم تصمیم‌سازی‌های پرخطر نظامی و امنیتی، جان خود را تقدیم آرمان‌های بلند ملی کرد. این شهادت، پیوندی ناگسستنی میان عقلانیت و ایثار ایجاد و ثابت کرد که مردان بزرگ، امنیت ملت را نه در کلام، که با نثار خون خویش و فرزندان‌شان تضمین می‌کنند.

ایران در سوگ صدای میانه

فقدان علی لاریجانی در این برهه حساس، ضایعه‌ای جبران‌ناپذیر برای جبهه خردورزی در ایران است. او نماد سیاستی بود که در آن هوش، صبر و رواداری با هم هم‌آغوش بودند. امروز که منطقه در شعله‌های جنگ طلبی آمریکا و صهیونیست جنایتکار می‌سوزد، بیش از هر زمان دیگری جای خالی مردی که قادر بود با زبان منطق با جهان سخن بگوید و در داخل، چتر وحدت را بر سر همه جریان‌ها بگستراند، احساس می‌شود. میراث واقعی او، نه مناصب حکومتی، بلکه فرهنگ گفت‌و‌گو و دکترین مصلحت‌شناسی است.

​تاریخ از علی لاریجانی به عنوان شهید راه عقلانیت یاد خواهد کرد؛ مردی که در عصر تندروی‌ها، هرگز از جاده انصاف خارج نشد و تا آخرین نفس، برای اعتلای ایران ایستادگی کرد. رضوان خدا بر او باد

انتهای پیام/

نظر شما
captcha
پیشنهاد سردبیر