اهمیت نقش حل مسئله خلاقانه در افزایش تاب‌آوری روانی در شرایط جنگ

|
۱۴۰۵/۰۱/۰۴
|
۱۳:۲۵:۱۰
| کد خبر: ۲۳۲۳۷۲۲
اهمیت نقش حل مسئله خلاقانه در افزایش تاب‌آوری روانی در شرایط جنگ
برنا - گروه علمی و فناوری: یک پژوهشگر علوم شناختی معتقد است در شرایط بحران‌هایی مانند جنگ توانایی حل مسئله خلاقانه می‌تواند افراد را از وضعیت قربانی منفعل خارج کرده و به فاعلانی چاره‌جو تبدیل کند.

شقایق چیت‌ساز، استادیار موسسه آموزش عالی علوم شناختی و متخصص حوزه علوم شناختی و خلاقیت در یادداشتی به بررسی نقش حل مسئله خلاقانه (Creative Problem Solving - CPS) در مواجهه با بحران‌هایی مانند جنگ پرداخت و تاکید کرد که این توانایی برای شهروندان صرفا یک مهارت ذهنی نیست بلکه ابزاری حیاتی برای بقا و حفظ سلامت روان محسوب می‌شود.

به گزارش برنا، به گفته او در چارچوب روان‌شناسی شناختی این توانایی به افراد کمک می‌کند تا از موقعیت قربانی منفعل خارج شوند و به فاعل چاره‌جو تبدیل شوند؛ تغییری که نقش مهمی در حفظ تاب‌آوری شناختی در شرایط بحرانی دارد.

چیت‌ساز در ادامه چهار کارکرد مهم این سازه شناختی را در تقویت تاب‌آوری توضیح داده است.

شکستن تصلب کارکردی

او نخستین کارکرد حل مسئله خلاقانه را شکستن تصلب کارکردی (Overcoming Functional Fixedness) عنوان می‌کند. به گفته وی، در شرایط عادی افراد اشیا و موقعیت‌ها را تنها بر اساس کاربرد‌های معمول آنها می‌شناسند؛ برای مثال یخچال صرفا وسیله‌ای برای سرد نگه داشتن مواد غذایی تلقی می‌شود اما در شرایط جنگ و بحران که زیرساخت‌هایی مانند برق، آب یا سوخت دچار اختلال می‌شوند این نوع تفکر محدودکننده می‌تواند مانع یافتن راه‌حل شود.

به اعتقاد این پژوهشگر علوم شناختی حل مسئله خلاقانه به افراد امکان می‌دهد کاربرد‌های جدیدی برای منابع محدود بیابند. برای نمونه افراد ممکن است با وسایل ساده یک سیستم ابتدایی تصفیه آب خانگی یا منبع نور اضطراری طراحی کنند.

او تاکید می‌کند که چنین فرایندی تاثیر مستقیمی بر تاب‌آوری روانی دارد؛ زیرا زمانی که فرد بتواند با امکانات محدود راه‌حلی عملی پیدا کند، مغز پیام توانمندی دریافت می‌کند. این احساس توانایی از ایجاد حس بن‌بست و فروپاشی روانی جلوگیری می‌کند.

مقابله با درماندگی آموخته‌شده

چیت‌ساز در بخش دیگری از یادداشت خود به مفهوم درماندگی آموخته‌شده (Learned Helplessness) اشاره می‌کند؛ مفهومی که نخستین‌بار توسط مارتین سلیگمن در روان‌شناسی مطرح شد. بر اساس این نظریه زمانی که افراد احساس کنند کنترلی بر شرایط محیطی ندارند به تدریج دچار انفعال و افسردگی می‌شوند.

به گفته او در شرایط جنگ بسیاری از رخداد‌ها مانند بمباران یا کمبود منابع خارج از کنترل مستقیم افراد است. در چنین وضعیتی حل مسئله خلاقانه به افراد کمک می‌کند تمرکز خود را بر بخش‌هایی از واقعیت بگذارند که هنوز قابل کنترل است.

برای مثال فرد ممکن است نتواند جلوی وقوع جنگ را بگیرد اما می‌تواند راهی خلاقانه برای آموزش یا سرگرم کردن کودکان در پناهگاه طراحی کند.

این متخصص علوم شناختی می‌گوید چنین تمرکزی بر راه‌حل‌های کوچک اما عملی باعث ترشح دوپامین در مغز و تقویت احساس خودکارآمدی (Self-efficacy) می‌شود؛ عاملی که یکی از ارکان اصلی تاب‌آوری شناختی به شمار می‌رود.

بازقاب‌بندی شناختی

چیت‌ساز سومین کارکرد حل مسئله خلاقانه را بازقاب‌بندی شناختی (Cognitive Reframing) می‌داند. به گفته او، این فرایند در سطوح پیشرفته‌تر تفکر خلاق رخ می‌دهد و طی آن فرد به جای درک یک موقعیت دشوار صرفا به عنوان تهدید آن را به صورت مسئله‌ای برای حل شدن بازتعریف می‌کند.

او در توضیح این مفهوم مثالی ارائه می‌دهد: به جای تمرکز بر ترس از تاریکی در پناهگاه می‌توان این وضعیت را فرصتی برای طراحی بازی‌های کلامی یا فعالیت‌های خلاقانه دانست که فضای پناهگاه را برای کودکان قابل تحمل‌تر می‌کند.

به گفته این پژوهشگر این تغییر زاویه دید نه تنها تجربه ذهنی فرد از بحران را تغییر می‌دهد بلکه اثرات عصب‌شناختی نیز دارد؛ به گونه‌ای که فعالیت آمیگدالا (مرکز پردازش ترس در مغز) کاهش می‌یابد و در مقابل فعالیت قشر پیش‌پیشانی که مسئول تفکر منطقی و تصمیم‌گیری است افزایش پیدا می‌کند.

تقویت شبکه‌های تاب‌آوری اجتماعی

در بخش پایانی این یادداشت چیت‌ساز به نقش حل مسئله خلاقانه در سطح جمعی اشاره می‌کند و می‌گوید این مهارت می‌تواند زمینه شکل‌گیری شبکه‌های تاب‌آوری اجتماعی را فراهم کند.

به گفته او زمانی که افراد به صورت جمعی برای حل مشکلات تلاش می‌کنند راهکار‌های تازه‌ای برای همبستگی اجتماعی پدید می‌آید؛ برای مثال ایجاد سیستم‌های محلی برای اشتراک غذا، همکاری در تامین منابع یا طراحی روش‌های اطلاع‌رسانی در شرایط قطع اینترنت.

او تاکید می‌کند که چنین تعاملاتی علاوه بر حل مسائل عملی نقش مهمی در سلامت روان جامعه دارد؛ زیرا حل مشکلات به صورت جمعی احساس انزوا را کاهش می‌دهد.

به گفته این متخصص علوم شناختی پژوهش‌ها نشان می‌دهد پیوند‌های اجتماعی قوی یکی از مهم‌ترین عوامل پیش‌بینی‌کننده برای کاهش احتمال ابتلا به اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) در میان غیرنظامیان در شرایط جنگی است.

انتهای پیام/

نظر شما
captcha
پیشنهاد سردبیر