هوش مصنوعی راهی تازه برای تحول علوم شناختی در ایران/ حمایت بدون سقف ستاد برای جهش فناوریهای عصبی
زهرا وجدانی: در دهههای اخیر علوم شناختی بهعنوان یکی از میانرشتهایترین و اثرگذارترین حوزههای علمی نقش فزایندهای در ارتقای سلامت فردی و اجتماعی، بهبود کیفیت زندگی مردم و توسعه نظامهای نوین تشخیصی و درمانی ایفا کرده است. این حوزه با تمرکز بر مطالعه سازوکارهای ذهن، مغز، شناخت، رفتار و کارکردهای عالی انسانی بهطور مستقیم با مسائل بنیادینی همچون سلامت روان، بیماریهای عصبی، توانبخشی شناختی، آموزش، یادگیری و حتی تصمیمگیریهای اجتماعی و اقتصادی گره خورده است. همزمان با پیشرفت شتابان علوم شناختی، ظهور و گسترش فناوریهای نوین بهویژه هوش مصنوعی افقهای تازهای را پیشروی این حوزه گشوده و امکان تحلیل دادههای پیچیده عصبی، ارتقای دقت تصویربرداری مغزی، توسعه ابزارهای هوشمند تشخیصی و طراحی مداخلات نوین شناختی را فراهم کرده است.
در این میان کشورهای مختلف با سرمایهگذاری هدفمند در تلاقی علوم شناختی و هوش مصنوعی تلاش میکنند جایگاه خود را در نقشه علم و فناوری آینده تثبیت کنند. ایران نیز در سالهای اخیر با درک اهمیت راهبردی این حوزه گامهایی جدی برای توسعه علوم و فناوریهای شناختی برداشته است. ستاد علوم و فناوریهای شناختی معاونت علمی، فناوری و اقتصاد دانشبنیان ریاستجمهوری بهعنوان نهاد سیاستگذار و حامی اصلی این حوزه نقش خود را در هدایت، حمایت و همافزایی فعالیتهای علمی، پژوهشی و فناورانه ایفا میکند. در این گزارش با تکیه بر گفتوگوی اختصاصی با "عطاالله پورعباسی"دبیر ستاد علوم و فناوریهای شناختی معاونت علمی ریاستجمهوری به بررسی رویکردها، برنامهها و اقدامات این ستاد در زمینه کاربست هوش مصنوعی در علوم شناختی و توسعه این حوزه در کشور میپردازیم.

علوم شناختی؛ پیوند علم، سلامت و زندگی روزمره
علوم شناختی مجموعهای از دانشهای بههمپیوسته شامل عصبشناسی، روانشناسی شناختی، زبانشناسی، علوم رایانه، فلسفه ذهن و هوش مصنوعی است که با هدف درک عمیقتر کارکردهای ذهن و مغز انسان شکل گرفته است. اهمیت این حوزه تنها به پژوهشهای نظری محدود نمیشود بلکه دستاوردهای آن بهطور مستقیم در زندگی روزمره مردم نمود پیدا میکند؛ از تشخیص و درمان اختلالات عصبی و روانی مانند آلزایمر، پارکینسون، افسردگی و اختلالات یادگیری گرفته تا بهبود فرآیندهای آموزشی، طراحی محیطهای کاری سالمتر و ارتقای توانمندیهای شناختی در طول عمر.
در حوزه سلامت، علوم شناختی به پزشکان و متخصصان این امکان را میدهد که با اتکا به دادههای دقیقتر مغزی و رفتاری رویکردهای درمانی شخصیسازیشدهتری ارائه دهند. تصویربرداریهای پیشرفته مغزی، آزمونهای شناختی استاندارد و تحلیل الگوهای رفتاری همگی ابزارهایی هستند که در پرتو این دانش توسعه یافتهاند. از سوی دیگر افزایش بار بیماریهای عصبی و روانی در جوامع امروزی ضرورت توجه راهبردی به این حوزه را دوچندان کرده است؛ ضرورتی که بدون بهرهگیری از فناوریهای نوین پاسخگویی به آن دشوار خواهد بود.
نقش تحولآفرین هوش مصنوعی در علوم شناختی
هوش مصنوعی بهعنوان یکی از پیشرانهای اصلی انقلاب صنعتی چهارم تاثیر عمیقی بر علوم شناختی گذاشته است. الگوریتمهای یادگیری ماشین و یادگیری عمیق امکان تحلیل حجم عظیمی از دادههای پیچیده عصبی و شناختی را فراهم کردهاند؛ دادههایی که پیش از این پردازش و تفسیر آنها با روشهای سنتی بسیار زمانبر یا حتی غیرممکن بود.
در حوزه تصویربرداری مغزی یا نوروایمجینگ هوش مصنوعی میتواند کیفیت تصاویر، دقت تشخیص و سرعت تحلیل دادهها را بهطور چشمگیری افزایش دهد. بهبود تفکیکپذیری تصاویر، شناسایی الگوهای پنهان در دادههای مغزی و پیشبینی روند پیشرفت بیماریها تنها بخشی از این کاربردهاست. علاوه بر این هوش مصنوعی در توسعه ابزارهای توانبخشی شناختی، نورواگمنتیشن (Neuro-Augmentation) و بهبود عملکردهای شناختی نیز نقش مهمی ایفا میکند.
کاربست هوش مصنوعی در علوم شناختی صرفا به معنای استفاده از یک ابزار فناورانه نیست بلکه نشاندهنده شکلگیری یک رویکرد نوین میانرشتهای است که میتواند مسیر پژوهش و درمان را دگرگون کند. همین اهمیت سبب شده است که نهادهای سیاستگذار علم و فناوری توجه ویژهای به این تلاقی راهبردی داشته باشند.
جایگاه ایران در توسعه علوم و فناوریهای شناختی
ایران در سالهای اخیر تلاش کرده است با ایجاد ساختارهای حمایتی و سیاستگذاری منسجم عقبماندگیهای احتمالی در حوزههای نوظهور علمی را جبران کند. علوم شناختی یکی از حوزههایی است که بهدلیل تاثیر مستقیم بر سلامت، آموزش و سرمایه انسانی در اولویت برنامههای کلان علمی کشور قرار گرفته است. ستاد علوم و فناوریهای شناختی معاونت علمی ریاستجمهوری با ماموریت توسعه زیستبوم شناختی کشور نقش محوری در این مسیر ایفا میکند.
این ستاد با تمرکز بر حمایت از پژوهشهای بنیادی و کاربردی، توسعه فناوریهای نوین، تربیت نیروی انسانی متخصص و ایجاد شبکهای از همکاریهای علمی و صنعتی تلاش میکند بستر لازم برای رشد این حوزه را فراهم آورد. یکی از محورهای جدید و مهم فعالیتهای ستاد، توجه به کاربست هوش مصنوعی در علوم شناختی است.

تمرکز ستاد علوم شناختی بر کاربستهای هوش مصنوعی
"عطاالله پورعباسی"دبیر ستاد علوم و فناوریهای شناختی معاونت علمی ریاستجمهوری در گفتوگو با خبرنگار علمی خبرگزاری برنا با اشاره به تمرکز گسترده جهانی بر هوش مصنوعی تاکید میکند که این ستاد نیز در بخشهایی که همپوشانی مستقیم با مسائل شناختی دارد بهطور جدی وارد عمل شده است. به گفته او رویکرد ستاد تمرکز بر "کاربستهای هوش مصنوعی" در حوزه علوم شناختی است؛ یعنی استفاده هدفمند از ظرفیتهای هوش مصنوعی برای حل مسائل مشخص شناختی و عصبی.
پورعباسی توضیح میدهد که یکی از اقدامات مهم ستاد در این زمینه تعریف و اعلام فراخوانهایی برای استفاده از ابزارهای هوش مصنوعی در توسعه فناوریهای عصبی است. این فراخوانها با هدف ارتقای فناوریهایی همچون تصویربرداری عصبی، بهبود روشهای تحلیل دادههای مغزی و توسعه ابزارهای مرتبط با بهبود شناختی و نورواگمنتیشن طراحی شدهاند. تمرکز اصلی بر آن بخشهایی از هوش مصنوعی است که میتوانند مستقیما به پیشرفت علوم شناختی و کاربردهای عملی آن کمک کنند.
تفکیک زیرساخت هوش مصنوعی و کاربستهای شناختی
یکی از نکات کلیدی که دبیر ستاد علوم شناختی بر آن تاکید دارد تفکیک میان توسعه زیرساختهای کلان هوش مصنوعی و کاربستهای تخصصی آن در حوزههای مختلف است. به گفته پورعباسی زیرساختهای اصلی و لایههای عمیق هوش مصنوعی در سطح معاونت علمی ریاستجمهوری بهصورت متمرکز و مجزا در حال توسعه است. این زیرساختها شامل توان پردازشی، دادههای کلان، پلتفرمها و چارچوبهای فنی است که برای رشد هوش مصنوعی در کشور ضروری محسوب میشود.
در این چارچوب ستادهای تخصصی مانند ستاد علوم شناختی وظیفه دارند متناسب با نیازهای حوزه خود از این زیرساختها بهرهبرداری کنند. به عبارت دیگر ستاد علوم شناختی وارد توسعه هستههای بنیادی هوش مصنوعی نمیشود بلکه تمرکز خود را بر استفاده کاربردی از این فناوری در حل مسائل شناختی و عصبی قرار داده است. این رویکرد از منظر سیاستگذاری علم و فناوری میتواند از موازیکاری جلوگیری کرده و بهرهوری منابع را افزایش دهد.
فراخوان کاربست هوش مصنوعی در علوم شناختی
پورعباسی در پاسخ به این پرسش که آیا فعالیتهای ستاد در حوزه هوش مصنوعی تاکنون صرفا در حد فراخوان بوده است توضیح میدهد که با توجه به نوظهور بودن این موضوع یکی از نخستین اقدامات عملی ستاد انتشار فراخوان کاربست هوش مصنوعی در علوم شناختی بوده است. به گفته او این فراخوان از جمله اولین فراخوانهایی است که بهطور مشخص به تلاقی هوش مصنوعی و علوم شناختی میپردازد.
این فراخوان حدود آبانماه سال ۱۴۰۴ اعلام شده و همچنان ادامه دارد. بر اساس توضیحات دبیر ستاد علوم شناختی فراخوانهای سال ۱۴۰۴ این ستاد عموما تا پایان بهمنماه باز هستند و متقاضیان میتوانند در این بازه زمانی طرحها و پیشنهادهای خود را ارائه دهند.
چه کسانی میتوانند در فراخوانها شرکت کنند؟
یکی از ویژگیهای مهم فراخوان کاربست هوش مصنوعی در علوم شناختی گستره متنوع مخاطبان آن است. پورعباسی در اینباره توضیح میدهد که این فراخوان محدود به یک گروه خاص نیست و طیف وسیعی از فعالان علمی و فناورانه میتوانند در آن شرکت کنند. شرکتهای دانشبنیان و فناور، فناوران مستقل و پژوهشگران دانشگاهی همگی جزو مخاطبان این فراخوان محسوب میشوند.
پژوهشگرانی که در این حوزه طرحهای پژوهشی دارند میتوانند از مسیر بنیاد علم ایران اقدام کنند. در این حالت طرحهای پژوهشی با حمایت بنیاد علم ایران مورد بررسی قرار میگیرد. از سوی دیگر فناوران و شرکتهای دانشبنیان مستقیما از طریق ستاد علوم شناختی مورد حمایت قرار میگیرند و منابع مالی لازم برای توسعه فناوریهای پیشنهادی از محل اعتبارات ستاد تامین میشود. این تفکیک مسیر حمایتی امکان پوشش همزمان پژوهشهای بنیادی و توسعه فناوریهای کاربردی را فراهم میکند.

سازوکارهای حمایتی و سقف حمایتها
حمایت مالی یکی از مهمترین مولفههای موفقیت فراخوانهای علمی و فناورانه است. دبیر ستاد علوم شناختی در تشریح سازوکارهای حمایتی به تفاوت میان حمایت ازطرحهای فناورانه و پژوهشی اشاره میکند. به گفته او در حوزه حمایت از فناوری عملا سقف مشخص و ثابتی برای حمایتها در نظر گرفته نشده است. میزان حمایت بسته به ابعاد، پیچیدگی و سطح بلوغ فناوری متفاوت خواهد بود و ستاد میتواند متناسب با نیاز پروژه حمایتهای قابل توجهی ارائه دهد.
این رویکرد انعطافپذیر بهویژه برای فناوریهای پیشرفته و پرهزینه حوزه علوم شناختی و هوش مصنوعی اهمیت زیادی دارد؛ چرا که بسیاری از این پروژهها نیازمند سرمایهگذاریهای قابل توجه در زیرساخت، نیروی انسانی متخصص و تجهیزات پیشرفته هستند.
در مقابل برای بخش پژوهشی که با حمایت بنیاد علم ایران انجام میشود سقف مشخصی تعریف شده است. بر اساس توضیحات پورعباسی سقف حمایت از طرحهای پژوهشی در حوزه علوم شناختی پنج میلیارد تومان است. این میزان حمایت میتواند نقش مهمی در پیشبرد پژوهشهای میانرشتهای و تولید دانش بومی در این حوزه ایفا کند.
اهمیت راهبردی این فراخوان برای آینده علوم شناختی
فراخوان کاربست هوش مصنوعی در علوم شناختی را میتوان نقطه عطفی در سیاستگذاری علمی کشور دانست. این فراخوان نهتنها به دنبال حمایت مالی از طرحهاست بلکه در سطحی کلانتر به ایجاد یک زیستبوم نوآوری در تلاقی دو حوزه راهبردی میاندیشد. پیوند میان پژوهشگران علوم شناختی، متخصصان هوش مصنوعی و شرکتهای فناور میتواند به شکلگیری شبکهای پویا از همکاریهای علمی و صنعتی منجر شود.
از سوی دیگر تمرکز بر کاربردهای عملی هوش مصنوعی در حوزههایی مانند تصویربرداری مغزی، بهبود شناختی و نورواگمنتیشن نشان میدهد که نگاه سیاستگذار صرفا معطوف به تولید مقاله یا دستاوردهای نظری نیست بلکه حل مسائل واقعی نظام سلامت و ارتقای کیفیت زندگی مردم در اولویت قرار دارد.

چالشها و الزامات پیشرو
با وجود فرصتهای گسترده توسعه کاربستهای هوش مصنوعی در علوم شناختی با چالشهایی نیز همراه است. نیاز به دادههای باکیفیت و استاندارد، کمبود نیروی انسانی متخصص میانرشتهای، مسائل اخلاقی و حقوقی مرتبط با دادههای مغزی و سلامت و ضرورت هماهنگی میان نهادهای مختلف از جمله چالشهایی است که باید بهطور همزمان مورد توجه قرار گیرد.
در این میان نقش نهادهایی مانند ستاد علوم و فناوریهای شناختی فراتر از حمایت مالی به سیاستگذاری هوشمندانه، تدوین چارچوبهای اخلاقی و تسهیل همکاریهای بینبخشی گسترش مییابد. گفتوگوهای مستمر با جامعه علمی و فناور، پایش نتایج فراخوانها و اصلاح مسیر بر اساس بازخوردها میتواند به اثربخشی بیشتر این برنامهها کمک کند.
تمرکز بر کاربست هوش مصنوعی در علوم شناختی بهویژه در حوزههایی مانند ارتقای تصویربرداریهای عصبی، تحلیل پیشرفته دادههای مغزی، بهبود شناختی و توسعه فناوریهای نورواگمنتیشن بیانگر تلاشی آگاهانه برای پیوند دادن دستاوردهای علمی با نیازهای واقعی نظام سلامت و زندگی روزمره مردم است؛ تلاشی که در صورت تداوم و تعمیق میتواند به افزایش کیفیت تشخیص، درمان و توانبخشی در اختلالات شناختی و عصبی منجر شود.
در عین حال تفکیک ساختاری میان توسعه زیرساختهای کلان هوش مصنوعی در سطح معاونت علمی و تمرکز ستاد علوم شناختی بر بهرهبرداری تخصصی از این زیرساختها نشاندهنده بلوغ نسبی در سیاستگذاری علم و فناوری کشور است. این الگو اگر بهدرستی اجرا و پایدار شود میتواند ضمن جلوگیری از موازیکاری و اتلاف منابع مسیر تبدیل پژوهشهای میانرشتهای به فناوریهای قابل استفاده و اقتصادی را هموار کند. فراخوان کاربست هوش مصنوعی در علوم شناختی و پیشبینی حمایتهای مالی انعطافپذیر برای فناوریها و حمایت تا سقف پنج میلیارد تومان برای طرحهای پژوهشی از ظرفیت بالایی برای شکلدهی به یک زیستبوم نوآوری واقعی برخوردار است؛ زیستبومی که در آن پژوهشگر، فناور و شرکت دانشبنیان در یک چرخه هدفمند با یکدیگر تعامل میکنند.
با این همه موفقیت این مسیر تنها به اعلام فراخوان و تخصیص منابع مالی محدود نمیشود بلکه به چگونگی اجرای سیاستها، کیفیت ارزیابی طرحها، دسترسی به دادههای معتبر، تربیت نیروی انسانی میانرشتهای و توجه جدی به ملاحظات اخلاقی و حقوقی در حوزه دادههای شناختی و عصبی وابسته است. پرسش اساسی اینجاست که آیا این رویکرد نوپا میتواند از سطح حمایتهای مقطعی عبور کند و به یک راهبرد پایدار و ملی تبدیل شود؛ راهبردی که نهتنها به توسعه فناوری بلکه به حل واقعی مسائل شناختی و سلامت جامعه بینجامد؟
انتهای پیام/





