ایران بشارت ایده ضد استعماری
به گزارش خبرگزاری برنا، دکتر روحالله احمدزاده کرمانی پژوهشگر و هیئت علمی دانشگاه در نوشتاری تحلیلی با واکاوی دیدگاههای برخی پژوهشگران منتقد غرب و تأمل در تجربه تاریخی ملت ایران، میکوشد نشان دهد چگونه گفتمان استقلالطلبی ایرانی و برآمدن جبهه مقاومت، معادلات دیرپای قدرت در منطقه را به چالش کشیده و افق تازهای از مواجهه تمدنی میان ایدههای سلطه و آرمانهای رهایی را پیش روی جهان معاصر گشوده است.
دکتر روح الله احمدزاده کرمانی، پژوهشگر و هیئت علمی دانشگاه:
۱- شلومو زند، محقق یهودی کتابی دارد بنام «اختراع قوم یهود» که به فارسی هم ترجمه شده است و معتقد است هویت اسرائیل بیشتر یک ساخت مدرن غربی بر پایه ملیگرایی است. و رژیم اسرائیل را زاییده پروژه سیاسی تاریخ غرب میداند که با طراحی انگلیسیها و حمایت اروپا و آمریکا برای سلطه بر منطقه ۵ دریا (مدیترانه، دریای سرخ، دریای عرب، دریای سیاه تا دریای خزر) انجام پذیرفت تا اسرائیل در این منطقه ژئوپلتیکی تبدیل به یک بمب کناره جادهای و یک پایگاه نظامی قدرتمند شود، لذا از نظر او اسرائیل یک قلعه استاتیک جمعیتی نیست که یک پایگاه داینامیک انفجاری و نظامی است. زمانی صدراعظم آلمان گفته بود کارهایی که ما در پوزیشن لیبرال - دمکراسی نمیتوانیم انجام دهیم، اسرائیل قادر به انجام آن است. اساساً باید گفت اسرائیل برونسپاری جنگ های صلیبی آینده بود توسط تمدن غرب و امتداد سرکوب قیام اسپارتاکوس از ۷۰ سال پیش از میلاد تاکنون. آنچنان که نورمن فینکلشتاین، پژوهشگر ارشد هولوکاست معتقد است ۷ اکتبر قیام آزادیخواهی افراد در بند بود که مانند قیام اسپارتاکوس سرکوب و به شکل خونباری پاسخ داده شد و اسرائیل موجودیت مستقل و هویتی با عنوان حکومت جهانی تلمودی نیست بلکه بخشی از تمدن آمریکایی- اروپایی است با همان شیوههای استعماری.
۲- اما این غرب، کلونایزد و استعماری امروز در منطقه غرب آسیا به دیوار بلند و آهنینی بنام ملت ایران برخورد کرده است که در طول تاریخ خود استقلالطلب بوده و هیچگاه مستعمره نشده است حتی در دوره اوج استعمار در حدود سال ۱۹۰۰ که ۹۵ درصد جهان مستعمره غرب بوده است. بعد از تحقق انقلاب اسلامی ملت ایران، معنای مرکزی مطالبات ملی ایرانیان در «استقلال ملی» متبلور بود که جهان غرب را به چالش کشید. و این پروسه استقلالخواهی ملی در نهادسازی استقلال علمی، تکنولوژیک، فرهنگی، سیاسی و بویژه نظامی خود را بازتولید کرد و تبدیل به یک سامانه و نظم سیستمی و یکپارچه شد.
۳- تصور غربیها آن بود که با شهادت امام خامنهای (قدس الله نفسه)، این سیستم فرو خواهد پاشید و هرج و مرج و آنومی اجتماعی ایران را فرا خواهد گرفت و ساختار نظامی ایران متلاشی خواهد شد. اما آنچنان که طی ۳۰ روز اخیر مشاهده شد ساختار نظامی - امنیتی ایران مثل یک ساعت کوک شده و قاعده مند مبادرت به سرکوب تهدیدات خارجی نمود. طوریکه پایانی شد برای مدعیان داشتن ختم تکنولوژی نظامی در جهان و هیمنهی پوشالی بتمن کارتونی و افسانهای قدرت نظامی اول جهان دود شد و به هوا رفت.
۴- ملاحظه مهم دیگری که طی این چند روز جنگ، حیرت برانگیز بود، احیای ظرفیتهای جبهه مقاومت در لبنان، عراق و یمن بوده است. غربیها که تا چندی پیش جشن پایان تفکر و ساختار مقاومت را برگزار کرده بودند ناگهان آنها را در صف اول مبارزه دیدند. این همان ملاحظه مهمی بود که رهبر شهیدمان بارها تأکید داشتند که جبهه مقاومت یک آرمان است و پروسه ممتد در افکار و ذهن ملتهای منطقه جریان پیدا کرده است و با سرکوب مقطعی و ظاهری ارکان و رهبران آن و توان نظامیشان، از بین نخواهند رفت که ققنوسوار از خاکستر خود به پا خواهند خاست.
۵- نکته قابل توجه دیگر آن است که ما در منطقه شرق ایران از هند و پاکستان تا سریلانکا بالغ بر ۶۰۰ میلیون نفر جمعیت مسلمان و شیعه داریم و واکنش مسلمانان جنوب آسیا به واقعه شهادت رهبر ایران و نیز هجوم وحشیانه آمریکا و اسرائیل بسیار مهم و قابل تحلیل است و نشان از عمق نفوذ آرمان ملت ایران در استقلالخواهی ملتهاست.
و این نشان میدهد آرمانشهر ایران اسلامی غلبه گفتمانی پیدا نموده است بر ویرانشهر و دیستوپیای پاد-تمدن غربی و گواه آن است که امروز جمهوری اسلامی ایران ایده نور است در برابر ایده ظلمت و عصر پایان تاریخ: «يُخرجهم من الظلمات الی النور».
انتهای متن/