پویایی ورزش در میانهی میدان؛ از قدرشناسی تا فتح ساحل قارهکهن
این روزهای پرتلاطم جنگ تحمیلی که اولویت نخست، بیشک حراست از مرزها، مقاومت ملی و صیانت از جانِ انسانهاست، شاید ورزش موضوعی در حاشیه به نظر برسد. اما منطقِ کشورداری و حکمرانی هوشمندانه، روایتی دیگر دارد.
در دنیای امروز، ورزش تنها یک رقابتِ فیزیکی نیست؛ بلکه دقیقترین سنجه برای ارزیابی نشاط عمومی و صلابت یک ساختار در سختترین شرایط است.
اقدامِ معنادار وزارت ورزش و جوانان در روزهای پایانی سال ۱۴۰۴، مصداقِ بارز همین تفکر بود. در روزهایی که محدودیتهای امنیتی، امکانِ برپایی مراسمی تشریفاتی را سلب کرده بود، تصمیمِ وزیر ورزش و جوانان مبنی بر واریز مستقیم و فوریِ پاداش قهرمانان، پیامی روشن داشت: که قدرشناسی، فدایِ تشریفات نمیشود.
این حرکت ثابت کرد که حاکمیت، فرزندانِ افتخارآفرین خود را حتی در کوران حوادث، با نگاهی واقعبینانه میبیند.
اکنون در آغاز سال ۱۴۰۵، سالی که تقویمش لبریز از رویدادهای سرنوشتساز است، دستورِ صریح دکتر دنیامالی برای حضورِ پرقدرت کاروان ایران در بازیهای ساحلی سانیا فصل جدیدی از این اندیشه را ورق میزند.
اعزامِ تیمها به شرق آسیا در این برههی حساس، یعنی چرخِ ورزشِ ایران نه تنها متوقف نشده و آگاهانه در مسیرِ اقتدارِ ملی به پیش میرود.
تأکید بر حضورِ حداکثری و کیفی در این میادین بینالمللی، در واقع مخابرهی این پیام به جهان است که: «ایران زنده است، ورزش جاری است و ارادهی ما برای پیروزی، تحت تأثیر هیچ فشارِ خارجی سست نمیشود.»
اینجاست که نقش فدراسیونها کلیدیتر از همیشه جلوه میکند؛ آنها اکنون بازوانِ اجراییِ این درایت هستند تا در این شرایطِ سخت، با برنامهریزیِ دقیق، زمینهی آمادهسازی و اعزامِ شایستهی ورزشکاران را فراهم کنند.
ورزش در این نگاه، سنگری است برای حفظ سلامت روانِ جامعه و ابزاری برای نمایشِ ایستادگی. تعطیل نشدنِ رویاهای قهرمانی در کشاکشِ بحرانهای سیاسی، نشان از بلوغِ مدیریتی دارد که میداند «امید»، برندهترین سلاح یک ملت است. امروز، آمادهسازی برای بازیهای ساحلی سانیا، تمرینِ سربلندی و تداومِ حضورِ مقتدرانهی ایران در برابرِ چشمِ جهانیان است.
انتهای پیام/