نیلوفر پارسا: «کلینیک رویا» را در روزهای جنگ با امید ساختیم؛ از تجربه شخصی مادر شدن تا خلق یک پزشک
نیلوفر پارسا بازیگر سریال «کلینیک رویا» درباره دلایل حضورش در این پروژه به خبرنگار گروه فرهنگ و هنر برنا؛ گفت: اولین چیزی که من را جذب کرد، فضای فیلمنامه بود؛ هم جهان قصه و هم فضاسازیای که آقای کاظمی و آقای مهرگان در نگارش ایجاد کرده بودند. این فضای فانتزی که قرار بود در دل قصه شکل بگیرد، برایم خیلی جذاب بود.
وی ادامه داد: نقشی هم که به من پیشنهاد شد، بسیار خاص و چندبعدی بود و جای کار زیادی داشت. علاوه بر این، همکاری با گروهی که در پروژه حضور داشتند، از کیومرث مرادی گرفته تا سایر اعضای گروه برایم بسیار ارزشمند بود. به نظرم وقتی فیلمنامه خوب، نقش جذاب و گروه حرفهای کنار هم قرار بگیرند، هر بازیگری برای حضور در پروژه ترغیب میشود.
پارسا درباره نخستین مواجههاش با فیلمنامه گفت: اولین حسی که به من دست داد، یادآوری فضایی شبیه دزد عروسکها یا شهر قصه بود. خیلی صادقانه اگر بخواهم بگویم، احساس کردم با جهانی مواجه هستم که سالهاست مشابهش را بهویژه در تلویزیون، ندیدهایم.
وی افزود: شاید حدود ۲۰ یا ۳۰ سال باشد که چنین فضایی در تلویزیون نداشتیم و همین برای من جذاب بود؛ اینکه قرار بود اثری با این حالوهوا در مدیوم تلویزیون ساخته شود. همین مسئله باعث شد احساس تعلق خاطر ویژهای نسبت به پروژه پیدا کنم.
این بازیگر درباره شخصیت «مینا پذیرش» که در این سریال ایفای آن را برعهده دارد، توضیح داد: مینا پذیرش یک شخصیت کاملا چندبعدی است. در عین جدی بودن، سرسخت بودن و چهارچوب داشتن، یک جهان زنانه و هنری هم دارد. موسیقی کلاسیک گوش میدهد، نقاشی روی کاشی میکشد و، چون تنهاست، برای خودش دنیای خاصی ساخته است.
وی ادامه داد: ما در بیمارستان از او شخصیتی محکم، جدی و سختگیر میبینیم، اما وقتی وارد خانه و خلوتش میشویم، لایههای لطیفتر و زنانهاش را میبینیم. به نظرم این شخصیت نماینده زنانی است که در جامعه، در عین جدیت و اقتدار در کار، زنانگی و اصالت خودشان را حفظ کردهاند.
پارسا افزود: مینا پذیرش اصلا شخصیت بدجنسی ندارد؛ فقط در کارش جدی است. اگر بعضی آدمها اطرافش او را تحریک نکنند، اتفاقا شخصیت بسیار مهربانی دارد. همین بالا و پایینها و پیچیدگیها برای من جذاب بود.
وی درباره نزدیکی شخصیاش به فضای سریال نیز گفت: زمانی که این پروژه به من پیشنهاد شد، فقط سه ماه از مادر شدنم گذشته بود. همین مسئله باعث شد با فضای زایشگاه و موقعیت زنان داستان احساس همذاتپنداری عمیقی داشته باشم.
این بازیگر ادامه داد: برای من جالب بود که خیلی زود بعد از تجربه مادر شدن، حالا باید نقش پزشکی را بازی کنم که با زنانی در همان شرایط مواجه میشود. این فضا برایم کاملا ملموس و قابل لمس بود.
پارسا درباره آماده شدن برای این نقش توضیح داد: بخش مهمی از نزدیک شدن من به شخصیت، از تجربه شخصیام میآمد. علاوه بر آن، دوستان پزشک، ماما و متخصص زیادی داشتم که از آنها کمک گرفتم. اما فقط قرار نبود یک پزشک را بازی کنم؛ قرار بود یک کاراکتر خلق شود.
وی افزود: نوع راه رفتن، نگاه کردن، دیالوگ گفتن و حتی فیزیک شخصیت برای ما طراحی شده بود. من با کمک سجاد مهرگان، کیومرث مرادی و گروه، کمکم به جهان مینا پذیرش نزدیک شدم.
پارسا درباره جنس روایت «کلینیک رویا» گفت: به نظرم این سریال خیلی شبیه خود زندگی است؛ شلوغ، عجیب، پراتفاق و گاهی حتی خندهدار. همین امروز که با شما صحبت میکنم، از صبح اتفاقات عجیب زیادی برایم افتاده؛ از یک ماجرای پلیسی و دردسر گرفته تا رفتوآمدهای عجیب و دیدارهای ناگهانی.
وی ادامه داد: زندگی واقعی همینقدر شلوغ و غیرقابل پیشبینی است و کلینیک رویا هم دقیقا همین فضای واقعی را به تصویر کشیده؛ در عین حال که یک کمدیـدرام شیرین هم دارد.
این بازیگر با اشاره به هارمونی میان شخصیتهای سریال گفت: شخصیتها خیلی واقعیاند و هرکدام دقیقا در جای درست خودشان قرار گرفتهاند. اتفاقا جذابیت مینا پذیرش برای من این بود که باید کمی متفاوتتر و متمایزتر از بقیه شخصیتها بازی میشد.
پارسا درباره همکاری با سجاد مهرگان نیز اظهار کرد: به نظرم سجاد مهرگان یک تئوریسین و عملگرای فوقالعاده است. ما برای تکتک سکانسها تمرین داشتیم؛ یعنی به تعداد سکانسهایی که قرار بود بازی کنیم، تمرین میکردیم.
وی ادامه داد: پیش از هر سکانس، زمان زیادی صرف گفتوگو درباره شخصیتها میشد. حتی سر صحنه موسیقی مخصوص همان سکانس را برای ما پخش میکردند تا وارد فضای نقش شویم.
پارسا تاکید کرد: من در تمام سالهایی که کار کردهام، کمتر کارگردانی با این میزان هوش، سواد، همراهی و دقت دیدهام. سجاد مهرگان حتی درباره نوع گوش دادن شخصیت، کتابهایی که میخواند یا موسیقی مورد علاقهاش با من صحبت میکرد.
وی افزود: برای مثال توضیح میداد که مینا پذیرش در عین علاقه به موسیقی کلاسیک، عاشق تهران قدیم، ضربالمثلهای قدیمی و نقاشی روی کاشی هم هست و همه این ویژگیها باید در بازی دیده شود. همین مسئله کار را هم جذابتر میکرد و هم سختتر.
این بازیگر درباره حضور در اثری که تغییرات اجتماعی در گذر زمان را روایت میکند نیز گفت: من در این پروژه سه مقطع زمانی مختلف را بازی کردم و این برایم بسیار جذاب بود. مخاطب در سریال با تغییرات دهههای مختلف، از نوع لباس پوشیدن گرفته تا فضای مدرسهها، خانهها و روابط اجتماعی مواجه میشود.
وی ادامه داد: هر دوره جذابیتها و ویژگیهای خودش را دارد و این تغییرات اجتماعی، قصه را زندهتر و ملموستر میکند.
پارسا در بخش دیگری از صحبتهایش درباره روزهای تولید سریال در شرایط جنگی اظهار کرد: ما در شرایط سخت سر کار میرفتیم، اما امید باعث میشد ادامه بدهیم. در آن روزها مهمترین مسئله برای ما این بود که اثری ساخته شود که حال مردم را بهتر کند.
وی افزود: به نظرم جامعه از هنرمند انتظار هنر دارد؛ انتظار دارد هنرمند با اثرش کنار مردم بایستد. لزوما همدلی فقط در انتشار یک ویدئو یا بیان یک جمله در فضای مجازی خلاصه نمیشود.
این بازیگر تاکید کرد: گاهی یک بازیگر با کاری که انجام میدهد، با لبخندی که به مخاطب هدیه میدهد و با اثری که میتواند برای دقایقی ذهن مردم را از دغدغهها دور کند، همدلیاش را نشان میدهد.
پارسا در پایان گفت: امیدوارم مردم با دیدن کلینیک رویا حتی برای لحظاتی کوتاه حال بهتری پیدا کنند و بتوانند از فضای سنگین این روزها فاصله بگیرند؛ چون فکر میکنم همین، مهمترین وظیفه هنر در روزهای سخت است.
انتهای پیام/