نسخه انتحاری برای بازگشایی بورس
به گزارش برنا، پویان مظفری، تحلیلگر ارشد بازار سرمایه، در این گفت وگوی تفصیلی هشدار میدهد بازگشایی «گروه به گروه» یا «سلیقهای» نمادها، منجر به انتقال ناعادلانه فشار فروش به صنایع آسیبندیده و فروپاشی محاسباتی در صندوقهای سهامی و اهرمی خواهد شد. این تحلیلگر ارشد بازار سرمایه، تنها راه خروج از این بنبست را بازگشایی فراگیر با تکیه بر مدل «خوداظهاری ناشران» و اتخاذ تدابیری مانند «حجم مبنای بینهایت» برای تعیین تکلیف قراردادهای آپشن میداند.
چرا استراتژی بازگشایی «گروه به گروه» نمادها یک اشتباه استراتژیک است؟
وقتی سازمان بورس تصمیم میگیرد بازار را تکهتکه باز کند (مثلاً ابتدا دارو و غذا)، بخشی از فشار فروش انباشتهشده بازار که ناشی از ترس و نیاز به نقدینگی است، روی همین چند گروه تخلیه میشود. در حالی که این صنایع لزوماً آسیبی از حوادث اخیر ندیدهاند، اما به دلیل بسته بودن سایر نمادها، قربانی میشوند. این کار باعث قیمتگذاری کاملاً غلط در بازار شده و توازن عرضه و تقاضا را بر هم میزند.
بحران ارزش داراییها در صندوقهای اهرمی؛ چگونه بازگشایی ناقص، صندوقها را فلج میکند؟
معضل بزرگ بازگشایی نامتقارن، سرنوشت صندوقهای سرمایهگذاری است. وقتی نمادهای سنگین پورتفوی یک صندوق (مثل فولاد مبارکه) بسته بماند، خالص ارزش داراییها (NAV) قابل محاسبه نیست یا عددی «غلط» را نشان میدهد. این موضوع باعث میشود فشار فروش شدیدی روی خودِ صندوقها بیاید و آنها برای پاسخگویی به ابطالها، روی صنایع باز شده فشار مضاعف بیاورند؛ یک دومینوی ویرانگر که قیمتگذاری کل بازار را تحت تاثیر قرار میدهد، از طرفی در صورتی که این صندوقها برای بخش بسته سبد دارایی خود به سمت تعدیل قیمت روی بیاورند، باعث سیگنال دهی به بازار برای بخش بسته خواهد بود.
چرا ناظر بورس نباید بر اساس «صلاحدید شخصی» نمادها را ببندد؟
صنایع بورسی حلقههای یک زنجیره ارزش هستند. اگر ناظر بخواهد سلیقهای عمل کند و مثلاً «فولاد» را به دلیل آسیب مستقیم ببندد، با زنجیره بالادستی، پاییندستی و مثلا قطعهسازان چه خواهد کرد؟ تکلیف هلدینگهای بزرگی مثل «پارسان» یا «غدیر» که مالک پتروشیمیهای بسته هستند چه میشود؟ این دخالت سلیقهای، متد تصمیمگیری را مخدوش و بازار را پیشبینیناپذیر میکند.
مدل «توقف داوطلبانه»؛ راهکار جایگزین برای فرار از مداخله سازمان چیست؟
بهترین مسیر این است که بورس طبق مدل پیشین شرکتهای خودرویی عمل کند، این شرکتها وقتی بحث نرخگذاری محصولاتشان مطرح بود به دلیل ابهام بسته میشدند. یعنی بازار باز شود و صرفاً شرکتهایی که آسیب مستقیم دیدهاند یا به دلیل مسائل امنیتی و فنی ابهام دارند، خودشان درخواست توقف نماد بدهند. اینگونه «ناشر» مسئولیت توقف را بر عهده میگیرد، نه اینکه سازمان بازار را مهندسی کند.
معمای آپشنها؛ چرا فرمولهای جهانی در بورس ایران کار نمیکند؟
در دنیا، آپشنهای منقضیشده در زمان تعطیلی بازار، در اولین روز بازگشایی تسویه میشوند. اما در ایران به دلیل «دامنه نوسان» و «حجم مبنا»، قیمت واقعی سهم در روز اول کشف نمیشود و ممکن است چند روز طول بکشد تا سهم به تعادل برسد. تسویه آپشن در روز اول با قوانین فعلی، به معنای پایمال شدن حقوق یکی از طرفین معامله است. دو پیشنهاد برای تعیین تکلیف قراردادهای اختیار معامله (آپشن) شامل موارد زیر است. - سناریوی اول (حجم مبنای بینهایت): در روز بازگشایی، حجم مبنای دارایی پایه به اندازه کل سهام شرکت در نظر گرفته شود و دامنه نوسان باز باشد تا سهم در یک روز قیمتگذاری شود و قیمت واقعی برای تسویه آپشن بر مبنای آخرین قیمت معاملاتی به دست آید. - سناریوی دوم (تمدید تقویمی): به تعداد روزهای کاری که بازار به دلیل جنگ یا تنش بسته بوده، به تاریخ سررسید تمام قراردادهای آپشن اضافه شود تا حق معاملهگران برای مدیریت پوزیشنهایشان حفظ شود.
و سخن آخر؟
به هر روی راه منطقی و عملیاتی این است که کل بازار باز شود، مسئولیت توقف نماد به خود شرکتها (در صورت ابهام یا آسیب) واگذار گردد و برای آپشنها نیز یا سررسیدها تمدید شود و یا با مدل حجم مبنای بینهایت، تکلیف تسویه نهایی در روز اول روشن شود. هر راهکاری غیر از این، نقدشوندگی را با مشکل روبهرو کرده و اعتماد باقیمانده را نابود میکند
انتهای پیام/