سه کارگاه، یک روایت
(این گزارش در دو بخش منتشر میشود)
فریبا نباتی: صبح گرم چهارشنبه ۲۰ خرداد، در یکی از روزهای هفته صنایع دستی، مسیر تور رسانهای به سه کارگاه متفاوت اما همسرنوشت در استان البرز ختم میشود. سه کارگاه که هر کدام بخشی از هویت صنایع دستی ایران را بر دوش میکشند. بوی چوب تراشخورده در یک کارگاه، عطر گیاهان رنگزا و بوی خاک در کارگاهی دیگر، روایتگر سالها تجربه، عشق به هنر و البته دشواریهای ماندن در مسیری است که بیش از هر چیز به صبر و تعهد نیاز دارد.
مهمتر از چوبهایی که تراشیدم شاگردانی هستند که صاحب کارگاه شدند
صدای دستگاههای خراطی در میان قطعات چوب پیچیده است. اینجا کارگاه یاسر یامی، هنرمند و مدرس خراطی چوب است؛ مردی که نزدیک به سه دهه از عمر خود را پای این هنر گذاشته و امروز یکی از چهرههای شناختهشده این رشته در استان البرز به شمار میرود.
او در میان ابزارها و نمونه آثار چوبی خود، از روزهایی میگوید که فعالیت حرفهایاش را آغاز کرده است. از سال ۱۳۷۶ تاکنون در حوزه خراطی چوب فعالیت داشته و از سال ۱۳۸۵ نیز در کرج مشغول کار و آموزش است. کارگاهی که اکنون خبرنگاران در آن حضور دارند، تنها بخشی از فضای فعالیت اوست. یامی از کارگاه بزرگتری در کمالشهر نیز یاد میکند، فضایی مجهز که بیشتر برای تولید مورد استفاده قرار میگیرد و انواع دستگاهها و تجهیزات نجاری در آن مستقر است.
اما آنچه بیش از تولید برای او اهمیت دارد، آموزش است. وقتی از دستاوردهای سالهای فعالیتش سخن میگوید، بیش از تعداد آثار ساختهشده، به هنرجویانش اشاره میکند. به گفته او، بخش قابل توجهی از کسانی که در دورههای آموزشیاش شرکت کردهاند، امروز خود صاحب کارگاه یا کسبوکار مستقل هستند.
او با افتخار از دهها دوره آموزشی برگزارشده و صدها هنرجو از نقاط مختلف کشور یاد میکند؛ از خوزستان و کرمان گرفته تا شهرهای شمالی ایران.
در نگاهش، آموزش صرفاً انتقال مهارت نیست؛ راهی برای ایجاد اشتغال و حفظ یک هنر اصیل است.
با این حال، پشت این موفقیتها، نگرانیهایی جدی نیز دیده میشود. یامی از دشوارتر شدن شرایط تولید در سالهای اخیر میگوید. به اعتقاد او، صنایع دستی و آثار هنری در زمره کالاهای لوکس قرار گرفتهاند و کاهش قدرت خرید مردم، بازار داخلی این محصولات را کوچکتر کرده است.
مشکل دیگر از نگاه این هنرمند، رقابت نابرابر میان تولیدات دستی و محصولات صنعتی است. او توضیح میدهد که بسیاری از کالاهایی که با دستگاههای مدرن و ماشینآلات صنعتی تولید میشوند، با قیمتهایی بسیار پایینتر وارد بازار شدهاند و همین موضوع جایگاه آثار دستساز را تحت تأثیر قرار داده است.
در چنین شرایطی، بخشی از تولیدات او راهی بازارهای خارجی شده است. یامی میگوید برخی از آثارش در کشورهای اروپایی از جمله اتریش و هلند عرضه میشوند؛ کشورهایی که تعدادی از شاگردان سابقش اکنون در آنها گالری یا کارگاه دارند و به فروش آثار صنایع دستی ایرانی کمک میکنند.
اما حتی بازارهای خارجی نیز نتوانستهاند همه مشکلات را حل کنند. او از فرصتهای از دست رفتهای میگوید که به دلیل شرایط اقتصادی و محدودیتهای بینالمللی برای هنرمندان ایرانی ایجاد شده است. از دعوتهایی برای حضور در نمایشگاههای معتبر جهانی که به نتیجه نرسیدهاند تا دشواریهای دریافت ویزا و حضور در رویدادهای بینالمللی.
در میان صحبتهایش، گاهی ردپای حسرت نیز دیده میشود. حسرت روزهایی که درآمد یک هنرمند صنایع دستی با امروز قابل مقایسه نبود و بازار رونق بیشتری داشت. با این حال، او همچنان در کارگاهش ایستاده و به آموزش و تولید ادامه میدهد؛ مقاومتی آرام اما مداوم در برابر دشواریها.


از یک قابلمه تا تنها کارگاه ثبت شده رنگرزی گیاهی البرز
چند کیلومتر آنسوتر، کارگاه دیگری وجود دارد با حالوهوایی متفاوت. اینجا قلمرو رنگهاست؛ جایی که لیلا سلمانی، هنرمند و پژوهشگر حوزه گلیمبافی و رنگرزی گیاهی، سالها برای ساختن آن تلاش کرده است.
در گوشهای از کارگاه، قابلمههای بزرگ رنگرزی قرار دارند و رشتههای نخ رنگی از سقف آویزان شدهاند. سلمانی میگوید اینجا تنها کارگاه ثبتشده رنگرزی گیاهی استان البرز است؛ فضایی که شکلگیری آن نتیجه سالها تجربه، سفر و یادگیری بوده است.
او از روزهایی یاد میکند که برای تهیه رنگهای مورد نیاز خود مجبور بود به شهرهای مختلف سفر کند. اصفهان، شیراز، مشهد، اردبیل و یزد هر کدام بخشی از مسیر آموزشی و حرفهای او را تشکیل دادهاند.
سفارشهای خارجی، بهویژه از کشورهای اروپایی، نیاز به رنگهایی با طیفهای خاص و منحصر به فرد داشت، رنگهایی که بهسادگی در دسترس نبودند. همین نیاز باعث شد سلمانی به جای وابستگی به کارگاههای دیگر، خود وارد عرصه رنگرزی گیاهی شود. او دانش این حوزه را فرا گرفت و به تدریج امکانات مورد نیاز را فراهم کرد. شروع کار البته چندان آسان نبود. آنگونه که خودش روایت میکند، همه چیز از یک قابلمه کوچک آغاز شد؛ اما همان آغاز کوچک، امروز به مجموعهای تبدیل شده که بخشی از نیاز تولیدکنندگان فرش و گلیم استان را تأمین میکند.
سلمانی معتقد است استان البرز ظرفیتهای فراوانی در حوزه فرش و صنایع دستی دارد، اما همچنان با کمبود زیرساختهای تخصصی روبهرو است. به گفته او، دهها کارگاه تولید فرش در استان فعالیت میکنند و وجود یک مرکز تخصصی بزرگ برای رنگرزی و خدمات مرتبط میتواند بسیاری از نیازهای تولیدکنندگان را برطرف کند.
او تحصیلات دانشگاهی خود را نیز در همین مسیر ادامه داده است؛ از طراحی فرش گرفته تا مواد اولیه و رنگرزی. همین دانش تخصصی باعث شده بتواند همه مراحل تولید را از طراحی و ریسندگی تا رنگرزی و بافت مدیریت کند.
در گوشهای از کارگاه، چرخ ریسندگی سنتی قرار دارد. ابزاری که یادآور پیوند صنایع دستی با میراث فرهنگی ایران است. هر وسیله در این فضا داستانی دارد؛ از دوکهای سنتی گرفته تا نمونههای طراحی فرش که حاصل سالها تجربه و پژوهش هستند.
اما آنچه بیش از هر چیز در میان دغدغههای این هنرمند جلب توجه میکند، نگاهش به آینده صنایع دستی است. برخلاف بسیاری از نگرانیها درباره گسترش فناوری و هوش مصنوعی، او معتقد است مشاغل مبتنی بر هنرهای دستی از امنیت شغلی بالایی برخوردارند.
به باور او، ارزش اصلی صنایع دستی در یگانگی و غیرقابل تکرار بودن آنهاست. هر رنگ، هر طرح و هر بافت، نتیجه ترکیبی از تجربه، مهارت و شرایطی است که نمیتوان آن را بهطور کامل توسط ماشین یا ربات بازتولید کرد. همین ویژگی، صنایع دستی را در جهان امروز همچنان ارزشمند نگه داشته است.
البته این مسیر برای او نیز آسان نبوده است. رنگرزی گیاهی کاری سنگین و پرزحمت است. جابهجایی حجم بالای مواد اولیه، کار در گرما و سرما و انجام بسیاری از مراحل به صورت دستی، بخشی از دشواریهای روزمره این حرفه است. او میگوید کمتر کسی حاضر است سختیهای چنین کاری را بپذیرد، بهویژه در روزگاری که بسیاری ترجیح میدهند پشت میز بنشینند و شغلی کمدردسرتر داشته باشند.


وقتی صنایع دستی از نیاز روزمره به کالای لوکس تبدیل میشود
چند کیلومتر آنسوتر از بوی رنگهای گیاهی و صدای چرخهای ریسندگی، کارگاه دیگری میزبان خبرنگاران است. اینجا خاک، آتش و خلاقیت در کنار هم قرار گرفتهاند تا از دلشان مجسمههای سفالی و آثار سرامیکی متولد شود. قفسهها پر از سفال و سرامیک است، محصولاتی که بعضی راهی خانههای ایرانی میشوند و برخی دیگرشان مسیر بازارهای خارجی را در پیش میگیرند.
فرزاد فرجی، صاحب کارگاه سفال و سرامیک، از مسیری میگوید که صنایع دستی در سالهای اخیر طی کرده است. او توضیح میدهد که کارگاهی که خبرنگاران در آن حضور دارند، حاصل طراحی و برنامهریزی شخصی اوست و امروز پنج نیروی بیمهشده بهصورت رسمی در آن مشغول به کار هستند. بخشی از تولیدات این مجموعه به بازارهای داخلی و خارجی راه پیدا میکند و بخشی دیگر به سفارش نهادها، سازمانها و مجموعههای خصوصی ساخته میشود. فرجی معتقد است صنایع دستی امروز تفاوت قابل توجهی با گذشته پیدا کرده است. به گفته او، کارگاههای صنایع دستی در گذشته نقش کارخانههای امروز را ایفا میکردند و نیازهای روزمره مردم را پاسخ میدادند، اما اکنون با گسترش تولید صنعتی و کارخانهای، نقش صنایع دستی تغییر کرده است. او میگوید بسیاری از محصولات صنایع دستی امروز به سمت بازارهای خاص و کالاهای لوکس حرکت کردهاند، اتفاقی که بخشی از آن به تغییر سبک زندگی و بخشی دیگر به حضور نسل جدید هنرمندان، فارغالتحصیلان رشتههای هنری، مجسمهسازان و طراحان بازمیگردد. به باور این هنرمند، همین تغییر باعث شده محصولات عرضهشده در گالریها و فروشگاههای صنایع دستی بیش از گذشته جنبه هنری، دکوراتیو و لوکس پیدا کنند اما همین ویژگی، صنایع دستی را در برابر بحرانهای اقتصادی آسیبپذیر کرده است. فرجی با نگاهی واقعبینانه میگوید نخستین چیزی که در شرایط اقتصادی دشوار از سبد خرید خانوادهها حذف میشود، کالاهای غیرضروری و لوکس است و آخرین چیزی که دوباره به سبد خانوار بازمیگردد نیز همین محصولات هستند. او رقابت میان تولیدکنندگان صنایع دستی و کارخانهها را نیز نابرابر میداند. از نگاه او، هزینه مواد اولیه، انرژی، نیروی انسانی و تولید در کارگاههای صنایع دستی به اندازهای بالاست که رقابت قیمتی با تولید انبوه صنعتی تقریباً غیرممکن شده است. با این حال، فرزاد فرجی آینده صنایع دستی را روشن میبیند. او معتقد است محصولات فرهنگی پس از منابع طبیعی، مهمترین ظرفیت کشورها برای خلق ارزش اقتصادی هستند. به گفته او، ایران به دلیل پیشینه تاریخی، تنوع فرهنگی و گستردگی رشتههای هنری و صنایع دستی، همچنان ظرفیتهای بزرگی برای حضور در بازارهای داخلی و بینالمللی دارد. او تأکید میکند که این مسیر متوقف نخواهد شد، اما فعالان این حوزه باید نیازهای جامعه را بشناسند و متناسب با آن تولید کنند. این هنرمند درباره امکان ورود جوانان به این عرصه و اینکه آیا صنایع دستی هنوز میتواند شغل مناسبی برای نسل جدید باشد؟ میگوید فعالیت در این حوزه همچنان جذابیتهای خود را دارد، اما موفقیت در آن نیازمند شناخت دقیق بازار است. به گفته او، فضای تولید صنایع دستی را میتوان به سه بخش استودیویی، کارگاههای کوچک و کارگاههای بزرگ تقسیم کرد و میزان سرمایهگذاری مورد نیاز در هر کدام متفاوت است. او برآورد میکند که امروز با حدود ۴۰۰ تا ۵۰۰ میلیون تومان میتوان یک کارگاه کوچک و انفرادی راهاندازی کرد، رقمی که بسته به نوع فعالیت، تجهیزات و حجم تولید میتواند تا چند ده میلیارد تومان نیز افزایش پیدا کند. در نگاه او، آنچه بیش از سرمایه اهمیت دارد، شناخت درست مسیر فعالیت است. اینکه تولیدکننده بداند چه چیزی میسازد، برای چه مخاطبی تولید میکند و چگونه محصولش را به بازار میرساند.


سه کارگاه، یک دغدغه
روایت یاسر یامی، لیلا سلمانی و فرزاد فرجی در یک نقطه به هم میرسد، هر سه از دشوارتر شدن مسیر تولید میگویند. افزایش هزینهها، کوچک شدن بازار داخلی، رقابت با تولیدات صنعتی و کاهش قدرت خرید مردم، چالشهایی است که تقریباً همه فعالان صنایع دستی با آن روبهرو هستند.
با همه چالشها، نه یاسر یامی از صدای چرخ خراطی دل کنده و نه لیلا سلمانی از دیگهای رنگرزی و نه فرزاد فرجی از خاک و آتش.
پایان بخش اول/