زلزله در سیتی؛ پپ به آخر خط رسید؟
به گزارش برنا، درهفتههایی که سیتی نتوانسته اقتدار همیشگیاش را نشان دهد، رفتارهای گواردیولا بیشتر از هر زمان دیگری زیر ذرهبین رفته است. از عصبانیت کنار زمین تا گلایه از بازیکنان و حتی حرفهایی درباره جدایی احتمالی، همه چیز نشان میدهد که پپ وارد سختترین مقطع دوران مربیگریاش شده است.
گواردیولا همیشه مربی کنترل بوده؛ کنترل توپ، کنترل فضا، کنترل ریتم بازی و حتی کنترل ذهن بازیکنان. اما مشکل اینجاست که این فصل، انگار کنترل از دست او خارج شده است. سیتی دیگر آن ماشین بیرحم سابق نیست که حریفان را با ۷۰ درصد مالکیت خفه میکرد. تیمی که زمانی با چند پاس عمقی و جابهجاییهای پیچیده دفاعها را نابود میکرد، حالا در بسیاری از مسابقات کند، قابل پیشبینی و حتی فرسوده به نظر میرسد.
یکی از مهمترین مشکلات، افت بدنی و ذهنی ستارههای کلیدی تیم است. نسل طلایی سیتی که سالها زیر فشار شدید تاکتیکی گواردیولا بازی کرده، حالا نشانههای خستگی مزمن را بروز میدهد. سبک پپ نیازمند تمرکز دائمی، دوندگی بدون توپ و اجرای دقیق جزئیات است؛ چیزی که در بلندمدت میتواند بازیکنان را فرسوده کند. همین موضوع باعث شده حتی برخی نزدیکان باشگاه معتقد باشند چرخه طبیعی تیم گواردیولا به پایان خود نزدیک شده است.
از نظر فنی هم بحران کاملا قابل لمس است. تیمهای لیگ برتر حالا بهتر از قبل میدانند چگونه مقابل سیستم پپ دفاع کنند. استفاده از بلوکهای فشرده، پرسهای مقطعی و انتقال سریع توپ به پشت فولبکهای سیتی، فرمولی است که بارها جواب داده است. زمانی گواردیولا همیشه یک قدم جلوتر بود، اما حالا رقبایش به او نزدیک شدهاند.
در این میان، واکنشهای عصبی سرمربی اسپانیایی توجه زیادی جلب کرده است. گواردیولا که معمولا در نشستهای خبری کنترلشده رفتار میکرد، حالا بارها با چهرهای خشمگین دیده شده است. فشار روانی ناشی از توقعات سنگین، بحران نتایج و آینده مبهم باشگاه، ترکیبی انفجاری ساخته که حتی از پپ آرام و متفکر هم چهرهای عصبی ساخته است.
شاید جنجالیترین بخش ماجرا، شایعات جدایی او باشد. برخی گزارشها ادعا کردهاند که گواردیولا حتی درباره ترک سیتی و فاصله گرفتن موقت از فوتبال فکر کرده است. تصمیمی که اگر عملی شود، شوک بزرگی به فوتبال اروپا وارد خواهد کرد. او فقط یک مربی نیست؛ پپ یک مکتب است. خروجش از لیگ برتر، پایان یکی از مهمترین دورههای تاکتیکی تاریخ این لیگ خواهد بود.
اما سوال بزرگ اینجاست آیا گواردیولا واقعا تمام شده است؟ تاریخ نشان میدهد نباید خیلی زود علیه او حکم صادر کرد. همین مربی پس از ناکامیهای اروپایی با سیتی، تیمش را به سهگانه تاریخی رساند. او استاد بازسازی است؛ مربیای که بارها خودش را دوباره اختراع کرده، از تیکیتاکای کلاسیک در بارسلونا تا فوتبال مستقیمتر و فیزیکیتر در انگلیس، گواردیولا همیشه راهی برای تحول پیدا کرده است.
با این حال، این بار شرایط فرق دارد. سن بالاتر، سالها فشار مداوم، فرسایش ذهنی و شاید اشباع تاکتیکی، دشمنانی هستند که حتی نابغهای مثل پپ هم بهراحتی نمیتواند شکستشان دهد. او حالا بیش از هر زمان دیگری شبیه مربیای است که نیاز به یک توقف، یک بازسازی ذهنی و شاید حتی یک خداحافظی موقت دارد.
جالب اینجاست که بسیاری از بزرگان فوتبال هنوز معتقدند نبود گواردیولا به فوتبال ضربه میزند. چون فارغ از دوست داشتن یا نداشتن سبک او، واقعیت این است که پپ استانداردهای تاکتیکی فوتبال مدرن را تغییر داده است. امروزه تقریبا تمام تیمهای بزرگ اروپا بهنوعی تحت تاثیر ایدههای او بازی میکنند؛ از ساخت بازی از عقب زمین گرفته تا استفاده از مدافعان معکوس و پرس شدید پس از ازدستدادن توپ.شاید به همین دلیل است که هر خبر درباره آینده او اینقدر بزرگ میشود. گواردیولا فقط سرمربی منچسترسیتی نیست؛ او نماد یک نسل فوتبالی است. نسلی که فوتبال را بیشتر از هر زمان دیگری به شطرنج شبیه کرد.
حالا همه منتظرند ببینند پایان این داستان چگونه رقم میخورد؛ یک خداحافظی تلخ پس از فرسایش تدریجی یا آخرین شاهکار مردی که بارها ثابت کرده نابغهها را نمیتوان به این راحتی حذف کرد.
گزارش: ترنم کشاورز
انتهای پیام/