از مونالیزا تا تغییر نگاه به بدن در تاریخ هنر؛ زیبایی چگونه در هنر بازتعریف میشود؟
به گزارش خبرنگار گروه فرهنگ و هنر برنا؛ مونالیزا مشهورترین پرتره تاریخ هنر، هر سال میلیونها بازدیدکننده را به موزه لوور میکشاند؛ چهرهای با لبخندی رازآلود که قرنها الهامبخش تفسیرهای هنری بوده است.
اما اکنون برخی پژوهشگران و پزشکان این پرسش را مطرح میکنند که اگر برداشت ما از بدن و زیبایی در حال تغییر است، این تغییر چگونه بر نگاه ما به آثار هنری کلاسیک هم اثر میگذارد؟
داروهای لاغری و ظهور یک مفهوم جدید در زیبایی
با گسترش استفاده از داروهای کاهش وزن مانند ویگووی (Wegovy) و مونجارو (Mounjaro)، مفهومی تازه با عنوان «چهره GLP-۱» وارد بحثهای علمی و فرهنگی شده است؛ اصطلاحی که به تغییرات صورت در اثر کاهش سریع چربی مانند فرورفتگی گونهها، شقیقهها و ناحیه زیر چشم اشاره دارد.
برخی کارشناسان معتقدند این روند میتواند در آینده حتی به یک «ایدهآل زیبایی» جدید تبدیل شود؛ همانطور که در دورههای مختلف تاریخی، استانداردهای زیبایی تغییر کردهاند.
هنر، بازتابی از بدن و زمانه
در هنر معاصر، بازنمایی تغییرات بدن و روندهای زیباییشناختی سابقهای طولانی دارد؛ از نمایش جراحیهای زیبایی گرفته تا بازتاب دغدغههای مربوط به بدن و سلامت.
اکنون برخی پژوهشگران میگویند افزایش مصرف داروهای لاغری میتواند باعث شود در آینده، تصاویر افراد بسیار لاغر با چهرههای استخوانی و تغییر یافته بهعنوان بخشی از زیبایی مدرن در آثار هنری دیده شوند.
دکتر «مایکل یافی»، متخصص غدد کودکان در دانشگاه تگزاس هیوستون در ارائهای در کنگره اروپایی چاقی در استانبول گفته است که این تغییرات میتواند بر نحوه تصویرسازی هنرمندان از بدن انسان اثر بگذارد.
او معتقد است: «با افزایش استفاده از این داروها، چهره GLP-۱ در هنر هم بازنمایی خواهد شد؛ چهرهای که به دلیل کاهش سریع چربی در نواحی صورت، میتواند حالتی خسته یا مسن پیدا کند.»
او حتی اضافه کرده است: «اگر پیکاسو امروز زنده بود، احتمالا این چهره را نقاشی میکرد.»
یافی همچنین تاکید کرده که تغییر نگاه تاریخی به بدن میتواند به پزشکان کمک کند با بیماران چاق با قضاوت کمتر و همدلی بیشتری برخورد کنند و درک کنند که تعریف «زیبایی» در طول زمان ثابت نبوده است.
از هنر رنسانس تا تغییر استانداردهای زیبایی
در طول تاریخ هنر، تصویر بدنهای درشت نه تنها منفی نبوده بلکه اغلب نشانه ثروت، قدرت و رفاه تلقی میشده است. در آثار رنسانس و نقاشانی مانند روبنس و رنوار، بدنهای پُر و فربه بهطور مثبت و زیباییشناسانه نمایش داده میشدند.
اما از نیمه قرن بیستم و با تغییرات علمی و پزشکی درباره ارتباط چربیهای اشباع و بیماریهای قلبی، نگاه به بدن در فرهنگ عمومی و هنر نیز تغییر کرد. در نتیجه، بدنهای بسیار لاغر گاهی حتی غیرواقعی بهعنوان استاندارد زیبایی برجسته شدند و چاقی بهتدریج با انگ اجتماعی همراه شد.
برخی دانشمندان حتی درباره Mona Lisa گمانهزنی کردهاند که او ممکن است از نظر سلامتی وضعیت ایدهآلی نداشته باشد و به مشکلاتی مانند کلسترول بالا یا کمکاری تیروئید دچار بوده باشد؛ هرچند این دیدگاهها صرفا بر تحلیل ظاهری استوارند و قطعیت علمی ندارند.
نقد نگاه پزشکی به هنر
با این حال، همه با چنین تفسیرهایی موافق نیستند. «بندور گروسنور»، تاریخنگار هنر نسبت به این نوع نتیجهگیریها هشدار داده و تاکید میکند که نباید از روی ظاهر آثار هنری به تشخیصهای پزشکی رسید.
او میگوید: «مونالیزا همیشه به چیزی تشخیص داده میشود که تقریبا مطمئنا هرگز نداشته است. اگر امروز پزشکی صرفا براساس ظاهر صورت کسی تشخیص دهد، جدی گرفته نمیشود. هنر، هنر است و پرتره لئوناردو
فراتر از شباهت ظاهری یا وضعیت سلامت است.»
او تاکید میکند که هنر، چه در گذشته و چه در آینده، بیش از آنکه بازتاب پزشکی بدن باشد، بازتاب فرهنگ، معنا و زیباییشناسی زمانه است.
از فرشتگان تپل در نقاشیهای رنسانس تا بدنهای بسیار لاغر در تبلیغات مدرن، تاریخ هنر نشان میدهد که مفهوم «بدن ایدهآل» همواره در حال تغییر بوده است. اکنون نیز با ظهور داروهای جدید کاهش وزن، برخی کارشناسان معتقدند ممکن است فصل تازهای در این تاریخ آغاز شود؛ فصلی که حتی میتواند در بازنماییهای هنری آینده نیز خود را نشان دهد در قالب چیزی که امروز از آن با عنوان «چهره GLP-۱» یاد میشود.
انتهای پیام/