کارشناس مسائل منطقه در گفت‌وگو با برنا:

تل‌آویو در سودای تغییر نقشه جنوب لبنان/ اهداف اسرائیل از تشدید حملات چیست؟

|
۱۴۰۵/۰۳/۱۳
|
۱۲:۳۱:۱۴
| کد خبر: ۲۳۴۹۱۴۴
تل‌آویو در سودای تغییر نقشه جنوب لبنان/ اهداف اسرائیل از تشدید حملات چیست؟
برنا - گروه بین الملل: یک کارشناس مسائل لبنان با اشاره به تشدید حملات رژیم صهیونیستی به جنوب این کشور، معتقد است تل‌آویو از مرحله «مدیریت درگیری» عبور کرده و در پی تغییر واقعیت‌های میدانی و ژئوپلیتیکی در مرزهای شمالی فلسطین اشغالی است. به گفته وی، ایجاد منطقه حائل، افزایش فشار بر دولت و جامعه لبنان و بازسازی قدرت بازدارندگی اسرائیل، سه هدف اصلی این راهبرد محسوب می‌شود؛ راهبردی که می‌تواند خطر گسترش دامنه جنگ و بی‌ثباتی در لبنان را افزایش دهد.

محمدحسین امیدی، کارشناس مسائل لبنان، در گفت‌وگو با خبرنگار برنا درباره اهداف راهبردی رژیم صهیونیستی از تشدید حملات به جنوب لبنان اظهار کرد: اسرائیل در مقطع کنونی از مرحله «مدیریت درگیری» عبور کرده و وارد فاز «تغییر واقعیت‌های میدانی» شده است. در همین چارچوب نیز سه هدف اصلی را دنبال می‌کند.

وی افزود: نخستین هدف، ایجاد یک «منطقه حائل» میان لبنان و فلسطین اشغالی است. رژیم صهیونیستی در گام نخست می‌کوشد نیروهای حزب‌الله را از مرزهای شمالی فلسطین اشغالی به پشت رودخانه لیتانی و حتی فراتر از آن، تا رودخانه زهرانی، عقب براند. تل‌آویو تلاش می‌کند با تشدید فشارهای نظامی و افزایش حملات، حضور نیروهای مقاومت در جنوب لبنان را پرهزینه کرده و این مناطق را عملاً برای سکونت غیرنظامیان و استقرار نیروهای نظامی غیرقابل استفاده سازد.

به گفته وی، تحقق این روند می‌تواند پس از گذشت ۲۶ سال از آزادسازی جنوب لبنان، وضعیت این منطقه را به‌طور بنیادین تغییر دهد و امنیت نسبی بیشتری را برای مناطق شمالی سرزمین‌های اشغالی فراهم کند. البته تشدید حملات کنونی تنها گام نخست در مسیر تحقق این هدف به شمار می‌رود و ممکن است این فرآیند چند سال، حتی تا پنج سال، به طول بینجامد. هدف نهایی نیز تغییر در بافت جمعیتی منطقه است.

امیدی ادامه داد: دومین هدف، اعمال فشار بر دولت و جامعه لبنان است. همزمان با گسترش دامنه حملات، مقامات رژیم صهیونیستی می‌کوشند این گزاره را القا کنند که وضعیت فعلی دیگر قابل تحمل نیست. در همین راستا، رسانه‌های عبری و برخی رسانه‌های عربی همسو نیز تلاش دارند این روایت را تثبیت کنند که آغاز و تداوم درگیری‌ها ناشی از اقدامات حزب‌الله است و در صورت ادامه حملات این گروه، کل لبنان ناچار به پرداخت هزینه‌های سنگین جنگ خواهد بود.

وی تصریح کرد: رژیم اشغالگر با تهدید دو شهر مهم صور و نبطیه، زمینه ایجاد موج گسترده‌ای از آوارگی را فراهم می‌کند؛ موجی که می‌تواند میلیون‌ها نفر از شیعیان، اهل سنت، مسیحیان و حتی فلسطینی‌های ساکن جنوب لبنان را به سمت مناطق شمالی این کشور سوق دهد. از سوی دیگر، تخریب کامل ده‌ها روستا در جنوب لبنان به گسترش خشم، ناامیدی و نارضایتی عمومی دامن می‌زند تا در مرحله بعد، دست‌کم بخشی از جامعه لبنان که همراهی مستقیمی با مقاومت ندارد، در برابر حزب‌الله و پایگاه اجتماعی آن قرار گیرد.

این کارشناس مسائل لبنان ادامه داد: در مرحله بعد، رژیم صهیونیستی تلاش می‌کند زمینه‌های شکل‌گیری یک جنگ داخلی جدید را فراهم کند؛ سناریویی که با توجه به اصطکاک احتمالی میان آوارگان و ساکنان مناطق اهل سنت و مسیحی در شمال لبنان و بیروت، چندان دور از ذهن نیست. هم‌اکنون نیز در بسیاری از مناطق، یا از پذیرش آوارگان خودداری می‌شود یا برای اسکان آنان اجاره‌بهای سنگینی مطالبه می‌کنند.

امیدی با بیان اینکه سومین هدف رژیم صهیونیستی تغییر معادله بازدارندگی است، گفت: تل‌آویو پس از ماه‌ها درگیری فرسایشی، احساس می‌کند بخشی از قدرت بازدارندگی خود را در برابر محور مقاومت از دست داده است. از این رو، تشدید حملات تلاشی برای بازسازی ابهت نظامی اسرائیل از طریق وارد کردن ضربات سنگین و ناگهانی به زیرساخت‌های فرماندهی و کنترل حزب‌الله، شهرها و روستاهای لبنان و همچنین زیرساخت‌های حیاتی جنوب این کشور محسوب می‌شود.

وی درباره ارتباط تشدید حملات رژیم صهیونیستی با احتمال دستیابی ایران و آمریکا به توافق اظهار کرد: این اقدامات را می‌توان در قالب یک «پیش‌دستی راهبردی» تحلیل کرد. اسرائیل نگران آن است که در صورت حصول توافق میان تهران و واشنگتن، جایگاه حزب‌الله در لبنان تثبیت شود یا این جنبش از قدرت مانور بیشتری برخوردار گردد. از نگاه تل‌آویو، توقف جنگ و برقراری آتش‌بس در لبنان می‌تواند دو پیامد منفی داشته باشد؛ نخست، بازسازی توان رزمی و قدرت تهدیدآفرینی حزب‌الله در شمال سرزمین‌های اشغالی و دوم، محدود شدن آزادی عمل اسرائیل در هرگونه رویارویی احتمالی با ایران.

به گفته امیدی، در چنین شرایطی حزب‌الله می‌تواند در هر درگیری احتمالی آینده، علاوه بر تهدید شهرک‌های صهیونیست‌نشین، امنیت مدیترانه را برای اسرائیل و آمریکا با چالش مواجه کرده و منافع این دو را در شعاع مشخصی با حملات موشکی و پهپادی هدف قرار دهد. از این رو، رژیم صهیونیستی تلاش می‌کند پیش از آنکه دیپلماسی به نتیجه برسد، واقعیت‌های میدانی جدید و غیرقابل بازگشتی ایجاد کند و معادلاتی تازه را بر منطقه تحمیل کند. چنین وضعیتی می‌تواند کفه ترازوی امتیازگیری در مذاکرات را به سود آمریکا و اسرائیل سنگین‌تر سازد.

این کارشناس مسائل لبنان تصریح کرد: از این رو، جمهوری اسلامی ایران نباید اجازه دهد دشمن پس از توقف جنگ، دستاوردها و امتیازهای جدیدی در میدان به دست آورد.

وی در ادامه افزود: اگر فرض کنیم تشدید حملات رژیم صهیونیستی با هماهنگی آمریکا انجام نشده باشد، می‌توان این اقدامات را نوعی «سنجش اراده طرفین» دانست. در واقع، تل‌آویو می‌کوشد توان ایران در مدیریت بحران و همچنین میزان جدیت آمریکا در مهار رفتارهای اسرائیل را ارزیابی کند.

امیدی افزود: اگر آمریکا واقعاً در مسیر دستیابی به توافق با ایران قرار داشته باشد، اسرائیل تلاش خواهد کرد با بهره‌گیری از شرایط گذار کنونی و حتی از طریق گسترش عملیات زمینی در جنوب لبنان، حزب‌الله را به‌عنوان مهم‌ترین متحد منطقه‌ای ایران در غرب آسیا و حوزه مدیترانه تضعیف کند.

وی با اشاره به پیشروی رژیم صهیونیستی به سمت نبطیه اظهار کرد: نبطیه را می‌توان قلب تپنده مقاومت در جنوب لبنان دانست؛ منطقه‌ای که از اهمیت راهبردی و نمادین بسیار بالایی برخوردار است.

امیدی افزود: حرکت به سمت نبطیه نشان‌دهنده تغییر دکترین نظامی اسرائیل از «دفاع مرزی» به «تهاجم در عمق» است. این شهر دروازه ورود به مناطق داخلی لبنان به شمار می‌رود. نبطیه در مقایسه با شهر صور، به دلیل ارتفاع بیشتر از سطح دریا، موقعیت کوهستانی و همچنین پوشش گیاهی متراکم اطراف آن، از اهمیت نظامی بیشتری برخوردار است. این ویژگی‌ها امکان ایجاد و استقرار شبکه‌های زیرزمینی، تونل‌ها و زیرساخت‌های موشکی را در این منطقه فراهم کرده است.

وی خاطرنشان کرد: تغییر نقشه جنگ به این معناست که ورود زمینی یا اجرای آتش سنگین علیه نبطیه و روستاهای اطراف آن، در واقع خروج از چارچوب درگیری‌های مرزی و آغاز مرحله جنگ شهرها خواهد بود. پیشروی در عمق خاک لبنان برای رژیم صهیونیستی یک دستاورد محسوب می‌شود و تاکنون نیز توانسته است تا حدی میدان نبرد را از شهرک‌های شمالی سرزمین‌های اشغالی دور کند. با این حال، این وضعیت یک شمشیر دولبه است؛ زیرا علاوه بر افزایش تلفات نیروهای متجاوز اسرائیلی، می‌تواند به کشته و زخمی شدن شمار زیادی از غیرنظامیان لبنانی منجر شود؛ مسئله‌ای که به سرعت افکار عمومی و جامعه جهانی را علیه اسرائیل بسیج خواهد کرد.

این کارشناس مسائل لبنان افزود: در مقابل، اگر اسرائیل وارد عمق راهبردی لبنان، از جمله نبطیه، شود، حزب‌الله نیز دیگر محدودیتی برای هدف قرار دادن زیرساخت‌های حیاتی رژیم صهیونیستی، از جمله نیروگاه‌ها، بندر حیفا و مراکز داده نخواهد داشت. همچنین مواضع اخیر جمهوری اسلامی ایران نشان می‌دهد که چنین اقدامی می‌تواند خطر وقوع یک جنگ تمام‌عیار را به‌صورت تصاعدی افزایش دهد.

وی درباره احتمال وقوع جنگ گسترده میان حزب‌الله و رژیم صهیونیستی گفت: رخدادهای روز دوشنبه نشان داد که وضعیت کنونی میان «تشدید تنش کنترل‌شده» و «جنگ فراگیر» بر لبه تیغ قرار گرفته است.

امیدی افزود: هر دو طرف از هزینه‌های سنگین یک جنگ تمام‌عیار آگاه هستند. اسرائیل از توان موشکی و پهپادی حزب‌الله که می‌تواند اقتصاد و امنیت داخلی این رژیم را فلج کند، هراس دارد و حزب‌الله نیز می‌داند که یک جنگ گسترده می‌تواند زیرساخت‌های لبنان را که هم‌اکنون با بحران‌های عمیق اقتصادی روبه‌رو است، ویران کند. افزون بر این، جوامع هر دو طرف نیز با وجود شکاف‌های داخلی، تاب‌آوری محدودی در برابر یک جنگ موجودیتی دارند.

وی ادامه داد: بزرگ‌ترین خطر در شرایط کنونی، وقوع یک «اشتباه محاسباتی» است. هنگامی که حملات از عملیات‌های محدود و نقطه‌ای به حملات گسترده علیه نبطیه یا سایر شهرهای بزرگ تبدیل می‌شود، فضای تصمیم‌گیری برای بازیگران محدودتر شده و حتی یک اقدام کوچک می‌تواند زنجیره‌ای از واکنش‌های غیرقابل کنترل را رقم بزند.

این کارشناس مسائل لبنان با اشاره به راهبرد «فشار تا نقطه شکست» رژیم صهیونیستی اظهار کرد: تل‌آویو از طریق این رویکرد به دنبال تغییر معادلات میدانی است، اما در عین حال خطر ورود به یک جنگ ناخواسته را به بالاترین سطح خود از سال ۲۰۰۶ تاکنون رسانده است.

وی افزود: در صورت ادامه پیشروی‌ها به سمت نبطیه، احتمال خروج درگیری‌ها از کنترل طرفین بسیار افزایش خواهد یافت؛ مگر آنکه یک میانجی قدرتمند بین‌المللی در ساعات سرنوشت‌ساز پیش رو راهکاری برای توقف تنش‌ها و مهار بحران ارائه کند.

امیدی در پایان خاطرنشان کرد: همین وضعیت سبب شده است که تهران و واشنگتن در یک نبرد خاموش، تلاش کنند خود را به‌عنوان بازیگری معرفی کنند که می‌تواند مانع از حمله احتمالی به بیروت و ضاحیه شود.

انتهای پیام/

نظر شما
captcha
پیشنهاد سردبیر
پرونده ویژه