جوان ایلامی،«باگی» آرزوها را ساخت
به گزارش خبرگزاری برنا از ایلام؛ در گوشه ای از استان چهار فصل ایلام، جایی که بوی زندگی از لابهلای صخرههای سر به فلک کشیده زاگرس به مشام میرسد، مردی ایستاده و به ساخته دستانش خیره شده است؛ مردی که نامش را "حسین شکری" گذاشتهاند.
حسین، متولد ۱۳۷۰ است. او حالا ۳۴ سال دارد، سنی که بسیاری از هم سن و سالانش را درگیر دغدغه بیکاری و ناامیدی میبیند، اما او مسیر دیگری را انتخاب کرده است؛ مسیری که با عشق به فن و الکترونیک گره خورده است.او یک مهندس برق، الکترونیک است و این رشته فنی تبدیل به نقشه راهی برای خلق یک اثر ماندگار شده است.
در استانی که محرومیت، سایه سنگین خود را بر چهره بسیاری از صنایع آن انداخته، حسین تصمیم گرفت با امکانات شخصی اش، یک "نه" بزرگ به تمام ناامیدیها بگوید. او میخواست ثابت کند که استعداد و اراده، از هر کارخانه و خط تولیدی قدرتمندتر است.
پروژه این جوان ایلامی یک پروژه مهم است، او به فکر ساخت یک خودروی باگی افتاد؛ همان خودروهای تفریحی که برای حرکت در مسیرهای ناهموار و ایجاد هیجان و سرگرمی ساخته میشوند. چرا باگی؟ چون هدف حسین، چیزی بیشتر از یک پروژه شخصی بود. نگاه او معطوف به آیندهای بود که در آن، جوانان ایلامی بتوانند با کمترین هزینه، یک کسب و کار مبتنی بر گردشگری و سرگرمی را راهاندازی کنند.
او تصور می کند روزی را که این باگی ها در دل طبیعت بکر ایلام، ماشین بازی نکنند، بلکه برای جوانان این خطه، ایجاد شغل کنند و لبخند را به لبان گردشگران بنشانند، این رویای یک جوان ایلامی است.اما پشت این رویای بزرگ، ماه ها تلاش بیوقفه خوابیده است. ساعت ها طراحی، برش، جوشکاری و سیم بندی. زمان ساخت این خودرو، ۱۰ ماه به طول انجامید، این مدت حسین لحظهای از پای ننشست.
نکته شگفت انگیز ماجرا اینجاست؛ او تمام این پروژه را با هزینهای معادل ۳۰۰ میلیون تومان به سرانجام رسانده است. رقمی که در دنیای صنعت خودرو، تقریباً ناچیز به حساب میآید اما برای حسین، تمام دارایی اش بود که سرمایه گذاری کرد. نتیجه کار، یک باگی قدرتمند و زیباست که حالا آماده است تا در اولین مسیرهای سخت، قدرت فنی مهندس ایلامی را به رخ بکشد. به یقین این خودرو، سند افتخار برای استان ایلام است.
اما قصه حسین، مانند بسیاری از قصههای تلخ این دیار، یک "اما" بزرگ دارد. او امروز در میان شادی ساخت این خودرو، بغضی عمیق را در گلو حس میکند و آنهم بغض نادیده گرفته شدن است. حسین شکری از تجربه اش میگوید: من با وجود مدرک دانشگاهی و سابقه کار فنی، بارها به دستگاههای مختلف مراجعه کردم. طرح و ایده و توانایی اجرا داشتم. اما متأسفانه هیچ حمایتی نشدم.
او ادامه میدهد: هیچ ارگانی پای کار نیامد تا این مسیر هموارتر شود، نه تسهیلاتی، نه مشاورهای، نه حتی یک نگاه امیدوار کننده، همه چیز را با دستان خودم و از جیب خودم ساختم. این گلایه، پایان بخش حرفهای او نیست، بلکه شروعی بر یک پرسش بزرگ است. چرا باید جوانانی با این درجه از خلاقیت و توانایی، در رسیدن به آرزوهایشان تنها بمانند؟
استان ایلام، پر از استعدادهای خام و مغزهای خلاقی است که اگر دستان مهربان حمایت، حلقهای بر گردنشان شود، میتوانند معجزه کنند. حسین شکری، یکی از همان معجزه گران است که معجزه خود را انجام داد.
شاید روزی برسد که مسئولان استانی و کشوری، پای این خودروی ساخت ایران بایستند و به مهندس آن بگویند: آفرین، ما به تو افتخار میکنیم و کنارت هستیم. روزی که حسین شکری ها دیگر تنها نباشند. تا آن روز، حسین به کارش ادامه میدهد. او میگوید: ناامیدی در قاموس من جایی ندارد. اگر حمایت نکنند، باز هم میسازم. چون عشق به این کار، در وجودم ریشه دوانده است.
شاید مهم ترین پیام زندگی "حسین شکری"، این باشد که در سخت ترین شرایط هم میتوان به توانایی های خود تکیه کرد و رویاها را به واقعیت تبدیل نمود. او نشان داد که کلید موفقیت، گاهی در جیب خود ماست، نه در صندوق های قفل شده دیگران. حالا این باگی ایلامی، نمادی از اراده و امید در دل کوهستانهای زاگرس است. نمادی از یک جوان که فریاد زد:من هستم و میتوانم، و این فریاد، اکنون در پیچ و خم جاده های سخت زندگی، به زیباترین شکل ممکن طنین انداز شده است.