۵۰۰هزار میلیارد تومان یارانه نان کجا میرود؟ نسخه کارشناسان برای اصلاح بازار نان
به گزارش برنا، اکنون این پرسش بیش از هر زمان دیگری مطرح است که اگر چنین منابع عظیمی صرف حمایت از نان میشود، چرا نتیجه نهایی برای مردم چیزی جز گرانی نیست؟
قیمت نان، از لواش تا سنگک
بر اساس نرخهای جدید، قیمت نان لواش از ۱۴۰۰ تومان به ۲۷۰۰ تومان، تافتون از ۲۳۰۰ تومان به ۴۵۰۰ تومان، بربری از ۵۳۰۰ تومان به ۱۰ هزار تومان و سنگک از ۷۴۰۰ تومان به ۱۵ هزار و ۵۰۰ تومان افزایش یافته است.
به بیان دیگر، نان لواش طی یک مرحله حدود ۹۳ درصد، تافتون نزدیک به ۹۶ درصد، بربری حدود ۸۹ درصد و سنگک بیش از ۱۰۹ درصد رشد قیمت را تجربه کردهاند.
نان، رکورددار تورم در اقتصاد ایران
آمارهای رسمی بانک مرکزی و مرکز آمار نشان میدهد نان و غلات در سال ۱۴۰۴ و ابتدای ۱۴۰۵ به یکی از تورمیترین گروههای کالایی کشور تبدیل شدهاند.
تورم نان و غلات در تیر و مهر ۱۴۰۴ به بیش از ۹۸ درصد رسید. این نرخ در اسفند همان سال از مرز ۱۴۰ درصد عبور کرد و در اردیبهشت ۱۴۰۵ نیز تورم سالانه این گروه به ۱۱۴.۲ درصد رسید؛ رقمی که بهمراتب بالاتر از تورم عمومی کشور بود.
همچنین دادههای مرکز آمار نشان میدهد قیمت نان در تهران از ابتدای بهار ۱۴۰۴ تا خرداد ۱۴۰۵ بیش از ۲.۴ برابر شده است. این بدان معناست که یکی از مهمترین اقلام سبد مصرفی خانوارهای کمدرآمد در کمتر از ۱۵ ماه بیش از دو برابر گران شده است.
اقتصاددانان معتقدند اهمیت این مسئله زمانی بیشتر میشود که بدانیم نان هنوز مهمترین منبع تأمین کالری برای میلیونها خانوار ایرانی است و هرگونه افزایش قیمت آن مستقیماً بر سطح رفاه عمومی اثر میگذارد.
مقایسه ایران با پنج کشور جهان، تفاوت در قیمت نیست، در مدیریت است
نگاهی به تجربه کشورهای مختلف نشان میدهد تقریباً همه دولتها برای حمایت از امنیت غذایی شهروندان خود سیاستهایی در حوزه نان و غلات دارند، اما تفاوت اصلی در نحوه اجرای این سیاستهاست.
در مصر، دولت سالانه میلیاردها دلار برای یارانه نان هزینه میکند و بیش از ۷۰ میلیون نفر از طریق کارتهای هوشمند از نان یارانهای بهرهمند میشوند. با وجود فشارهای مالی، قیمت نان یارانهای برای مصرفکننده سالها تقریباً ثابت باقی مانده است.
در هند، دولت بزرگترین برنامه امنیت غذایی جهان را اجرا میکند و از طریق سامانههای دیجیتال، یارانه گندم و برنج را مستقیماً به خانوارهای هدف اختصاص میدهد؛ اقدامی که موجب کاهش قابل توجه انحراف منابع شده است.
در ترکیه، با وجود تورمهای سنگین سالهای اخیر، شهرداریها و دولت مرکزی شبکه گستردهای از نانواییهای عمومی را برای کنترل قیمتها راهاندازی کردهاند تا خانوارهای کمدرآمد کمتر آسیب ببینند.
در فرانسه و آلمان نیز اگرچه قیمت نان به مراتب بالاتر از ایران است، اما تورم سالانه این کالا معمولاً تکرقمی یا در محدودههای کنترلشده قرار دارد. علت این مسئله ثبات اقتصادی، بهرهوری بالا، رقابت سالم و نبود شکافهای بزرگ قیمتی در زنجیره تولید است.
کارشناسان معتقدند مشکل ایران کمبود یارانه نیست؛ بلکه ضعف در نظام تخصیص و نظارت بر یارانههاست.
۵۰۰ هزار میلیارد تومان یارانه پولها کجا میرود؟
مهمترین پرسشی که امروز در افکار عمومی شکل گرفته این است که اگر دولت حدود ۵۰۰ هزار میلیارد تومان برای یارانه نان هزینه میکند، چرا مردم همچنان با افزایش قیمت مواجه هستند؟
بر اساس برآوردها، دولت گندم را از کشاورزان با نرخ خرید تضمینی خریداری میکند، اما آن را با قیمتی بسیار پایینتر در اختیار کارخانههای آرد و نانواییها قرار میدهد. فاصله میان این دو نرخ، همان یارانهای است که از منابع عمومی پرداخت میشود.
اما کارشناسان اقتصاد کشاورزی معتقدند بخش مهمی از این یارانه در طول زنجیره تأمین تا مصرف دچار هدررفت میشود.
اختلاف قابل توجه قیمت آرد یارانهای و آرد آزاد، زمینه شکلگیری رانت، قاچاق، فروش خارج از شبکه و انحراف در مصرف آرد را فراهم کرده است. در واقع بخشی از یارانهای که باید به سفره مردم برسد، در میانه مسیر جذب واسطهها و سوداگران میشود.
چرا نانوایان هم ناراضیاند؟
نکته قابل توجه آن است که حتی با وجود افزایش قیمتهای اخیر، بسیاری از نانوایان همچنان از وضعیت اقتصادی خود رضایت ندارند.
افزایش هزینه دستمزد، بیمه، اجارهبها، انرژی، حملونقل، تعمیر تجهیزات و مواد اولیه باعث شده هزینه تمامشده تولید نان طی سالهای اخیر چندین برابر شود.
فعالان این صنف میگویند سالها سرکوب قیمتی باعث شده شکاف بزرگی میان هزینه تولید و قیمت فروش شکل بگیرد. نتیجه این وضعیت کاهش کیفیت نان، افت سرمایهگذاری در نانواییها و کاهش انگیزه تولیدکنندگان بوده است.
چرا سیاست فعلی به بنبست رسیده است؟
تحلیلگران اقتصادی معتقدند بازار نان امروز گرفتار یک پارادوکس بزرگ شده است.
دولت از هزینه سنگین یارانهها ناراضی است و نانوایان از پایین بودن سود و افزایش هزینهها گلایه دارند. در این میان مردم از گرانی نان و کاهش قدرت خرید آسیب میبینند؛ و البته کشاورزان نیز خواهان افزایش قیمت خرید تضمینی گندم هستند.
وقتی هیچیک از بازیگران اصلی این زنجیره رضایت ندارند، به نظر میرسد ساختار فعلی نیازمند بازنگری جدی است.
راه نجات بازار نان از نگاه کارشناسان
کارشناسان چند راهکار اصلی را برای خروج بازار نان از وضعیت فعلی پیشنهاد میکنند.
نخست، پرداخت مستقیم یارانه به خانوارها به جای تخصیص یارانه به کالا. این روش میتواند بخش مهمی از رانت و هدررفت منابع را حذف کند.
دوم، تکمیل سامانه هوشمند آرد و نان و انتشار عمومی اطلاعات مربوط به تخصیص آرد، میزان مصرف و حجم یارانهها.
سوم، اصلاح تدریجی قیمتها همراه با حمایت از دهکهای کمدرآمد تا شوک معیشتی به خانوارها وارد نشود.
چهارم، کاهش ضایعات نان که سالانه هزاران میلیارد تومان هزینه به اقتصاد کشور تحمیل میکند.
پنجم، ارائه گزارش شفاف از سرنوشت منابع یارانهای و میزان اثربخشی آنها در کنترل قیمتها.
به هر روی افزایش دوباره قیمت نان تنها یک تغییر در نرخ یک کالای مصرفی نیست؛ بلکه نشانهای از چالشهای عمیق در نظام یارانهای کشور است. امروز پرسش اصلی این نیست که چرا نان گران شده، بلکه این است که چرا با وجود اختصاص حدود ۵۰۰ هزار میلیارد تومان یارانه، همچنان مردم با افزایش قیمت مواجهاند و نانوایان نیز از وضعیت موجود رضایت ندارند.
به اعتقاد کارشناسان صنعت غلات، ادامه روند فعلی نهتنها فشار بیشتری بر بودجه دولت وارد خواهد کرد، بلکه میتواند امنیت غذایی میلیونها خانوار را نیز تحت تأثیر قرار دهد. از این رو، اصلاح ساختار یارانه نان، شفافسازی زنجیره گندم تا مصرف و هدفمند کردن حمایتها دیگر یک انتخاب نیست؛ بلکه ضرورتی اجتنابناپذیر برای اقتصاد ایران است.
انتهای پیام/