کارآفرینی پشت ویترین یک مغازه اجارهای/ روایت تلخ یک پژوهشگر کرمانشاهی که ایدههایش پشت درهای حمایت ماند
به گزارش خبرگزاری برنا از کرمانشاه؛ شاید اگر تنها نام «بستنی ماهی» یا «باقلوای نخود» را بشنوید، تصور کنید با یک ایده فانتزی یا حتی شوخی روبهرو هستید؛ اما پشت این محصولات، سالها پژوهش دانشگاهی، آزمون و خطا، ثبت اختراع و تلاش یک پژوهشگر جوان قرار دارد؛ پژوهشگری که میگوید همه این ایدهها را از روی کاغذ به محصول واقعی تبدیل کرده اما هنوز نتوانسته آنها را وارد بازار کند.
داستان عیسی بهرامیزاده، تنها روایت یک کارآفرین نیست؛ روایت فاصلهای است میان شعار حمایت از تولید دانشبنیان با واقعیت زندگی بسیاری از نخبگان استانی؛ افرادی که ایده دارند، دانش دارند، انگیزه دارند، اما در پیچوخم مجوزها، کمبود سرمایه، پاسکاریهای اداری و بیتوجهیها، فرصت تبدیل ایده به ثروت را از دست میدهند.
این پژوهشگر کرمانشاهی که دکترای فرآوری محصولات شیلاتی دارد، سالها روی تولید فرآوردههای نوین غذایی کار کرده است؛ از سوسیس، ناگت، برگر و شکلات ماهی گرفته تا بستنی ماهی؛ محصولاتی که به گفته خودش با تغییر فرمولاسیون، بوی نامطبوع آبزیان از آنها حذف شده تا مطابق ذائقه ایرانیها باشد.
او امروز اما مسیر دیگری را آغاز کرده؛ مسیری که به محصول بومی کرمانشاه یعنی نخود گره خورده است. محصولی که سالهاست بیشتر به شکل خام از استان خارج میشود، در حالی که میتواند با فرآوری و ایجاد ارزش افزوده، سهم بیشتری در اقتصاد و اشتغال استان داشته باشد.
از نخود خام تا ۲۰ محصول نوآورانه

بهرامیزاده میگوید ایده اصلیاش ایجاد ارزش افزوده برای نخود کرمانشاه بوده است؛ محصولی که به باور او ظرفیت تبدیل شدن به یک برند ملی را دارد.
او تاکنون بیش از ۲۰ محصول مختلف بر پایه نخود تولید کرده؛ محصولاتی مانند بستنی نخود، دنت نخود، شیر نخود، شکلات نخود، کوکی نخود، باقلوای نخود، حلوای نخود، چیپس نخود، اسنک نخود، خمیر پیتزای نخود، سوسیس نخود، برگر نخود و چندین فرآورده دیگر که همگی به مرحله تولید آزمایشی رسیدهاند.
به گفته این پژوهشگر، هدف تنها تولید یک محصول جدید نبوده، بلکه ایجاد زنجیره ارزش برای کشاورزان، صنایع غذایی و اشتغال جوانان استان است؛ زنجیرهای که میتواند نخود کرمانشاه را از یک محصول خام به یک سوغات غذایی نوآورانه تبدیل کند.
شش اختراع، سه کتاب و دهها مقاله؛ رزومهای که به اشتغال ختم نشد
بهرامیزاده متولد سال ۱۳۶۹ است. دکترای فرآوری محصولات شیلاتی دارد، معدل دوره دکترای او ۱۷.۶، کارشناسی ارشد ۱۹.۳۰ و کارشناسی ۱۷.۴۶ بوده است. او تاکنون شش اختراع، بیش از ۴۰ مقاله علمی و سه جلد کتاب تألیف کرده و سالها در حوزه صنایع غذایی و فرآوری آبزیان پژوهش انجام داده است.
با وجود این سوابق، امروز نه عضو هیئت علمی است، نه در دستگاهی مرتبط با تخصصش فعالیت میکند و نه کارخانهای برای تولید محصولاتش دارد. تنها محل کسب درآمد او، مغازهای اجارهای در حوالی میدان آزادی کرمانشاه است؛ مغازهای که به گفته خودش برای آن ۱۰۰ میلیون تومان ودیعه و ماهانه ۱۵ میلیون تومان اجاره پرداخت میکند.
او میگوید: چون شغل دولتی پیدا نکردم و امکان راهاندازی واحد تولیدی هم نداشتم، مجبور شدم یک مغازه کوچک راه بیندازم تا هم هزینههای زندگی تأمین شود و هم بتوانم محصولات نوآورانهام را در مقیاس محدود به مشتریان عرضه کنم.
از استقبال مردم تا بنبست سرمایه
این پژوهشگر میگوید هر بار که محصولاتش در نمایشگاهها، جشنوارهها یا به صورت محدود عرضه شده، بازخورد مشتریان مثبت بوده است.
به گفته او، استقبال از محصولات شیلاتی نوآورانه در جشنوارههای مختلف، فروش کامل محصولات در همان ساعات نخست و همچنین استقبال از فرآوردههای نخودی، نشان داده بازار برای چنین ایدههایی وجود دارد؛ اما بازار به تنهایی کافی نیست.
او معتقد است که بزرگترین مانع، نبود سرمایه اولیه برای ورود به تولید صنعتی است.
بهرامیزاده میگوید: امروز سفارشهایی برای برخی محصولات دارد، اما به دلیل نداشتن تجهیزات صنعتی، فضای مناسب تولید و مجوزهای لازم، امکان افزایش ظرفیت تولید را ندارد و ناچار است سفارشها را محدود بپذیرد.
وقتی مجوز، سرمایه میخواهد
او برای دریافت مجوز تولید شکلات نخود نیز اقدام کرده است. نمونه محصول را به آزمایشگاههای تخصصی برده و نتایج اولیه را مثبت میداند، اما ادامه مسیر به سرمایه وابسته شده است.
به گفته وی، برای راهاندازی یک کارگاه حدود ۱۰۰ مترمربعی و خرید دستگاههای اولیه تولید، دستکم حدود یک میلیارد تومان سرمایه نیاز است؛ رقمی که برای یک پژوهشگر مستقل، بدون سرمایهگذار و بدون پشتوانه مالی، تقریباً دستنیافتنی است.
او میگوید: اگر همین تجهیزات فراهم شود، هم کیفیت محصولات افزایش پیدا میکند، هم هزینه تولید کاهش مییابد و هم قیمت نهایی برای مصرفکننده مناسبتر خواهد شد.
ساندویچی؛ ایستگاه موقت یک پژوهشگر
شاید عجیبترین بخش این روایت، تضاد میان توان علمی و وضعیت اقتصادی باشد. پژوهشگری که سالها روی فناوری مواد غذایی تحقیق کرده، امروز بیشتر ساعات روز را پشت پیشخوان یک ساندویچی سپری میکند؛ نه به این دلیل که این شغل را دوست ندارد، بلکه چون راه دیگری برای تأمین هزینههای زندگی و ادامه تحقیقاتش پیدا نکرده است.
او تأکید میکند: این مغازه بیشتر به محلی برای ادامه رؤیاهایش تبدیل شده است؛ جایی که بدون تجهیزات صنعتی، بسیاری از محصولات نوآورانهاش را به صورت دستی تولید میکند تا ثابت کند ایدههایش فقط روی کاغذ باقی نماندهاند.
وقتی ایده از کاغذ بیرون میآید

بهرامیزاده بارها در خلال گفتوگو یک جمله را تکرار میکند؛ جملهای که شاید خلاصه تمام سالهای فعالیتش باشد: «من فقط ایده نمیدهم؛ ایده را به محصول واقعی تبدیل میکنم.»
او میگوید: بسیاری از افراد طرح مینویسند، اما کمتر کسی حاضر است بدون امکانات، بدون دستگاه و بدون سرمایه، محصول را بسازد، آزمایش کند و برای عرضه آن تلاش کند.
به گفته او، تمام محصولات نخودی که امروز معرفی میکند، نمونه واقعی دارند و حاصل سالها مطالعه، آزمایش و تجربه هستند؛ محصولاتی که اگر حمایت شوند، میتوانند به جای یک ایده دانشگاهی، به یک کسبوکار واقعی و اشتغالآفرین تبدیل شوند.
۱۲ سال دوندگی؛ از جشنوارهها تا پاسکاری اداری
بهرامیزاده میگوید: از سال ۱۳۹۵ تاکنون تقریباً تمام مسیرهای ممکن را برای به ثمر رساندن ایدههایش طی کرده است؛ از دانشگاهها و مراکز رشد گرفته تا دستگاههای اجرایی، سازمانهای تخصصی، جشنوارهها و شرکتهای بزرگ صنایع غذایی.
او از برگزاری جشنوارههای طبخ آبزیان، مدیریت غرفههای تخصصی، دریافت لوحهای تقدیر و معرفی محصولات نوآورانه در رویدادهای مختلف یاد میکند؛ رویدادهایی که با استقبال بازدیدکنندگان همراه بوده، اما هیچکدام به حمایت عملی برای راهاندازی تولید منجر نشده است.
این پژوهشگر معتقد است که مشکل اصلی، نبود ایده یا بازار نیست؛ بلکه نبود حلقه اتصال میان نخبه، سرمایهگذار و دستگاههای تصمیمگیر است؛ حلقهای که اگر شکل بگیرد، بسیاری از ایدهها از مرحله آزمایشگاهی وارد بازار خواهند شد.
۸ میلیون تومانی که حمایت نشد
یکی از خاطرات تلخ او، دریافت تسهیلاتی است که قرار بود آغاز راه باشد.
بهرامیزاده میگوید که شرکتش در مرکز تحقیقات دانشگاه علوم پزشکی کرمانشاه به عنوان هسته فناور پذیرفته شد و حدود سالهای ۱۳۹۹ و ۱۴۰۰ مبلغ هشت میلیون تومان برای توسعه فعالیتها دریافت کرد؛ مبلغی که به گفته او تقریباً به طور کامل صرف ثبت اختراع، امور اداری و هزینههای اولیه شد. اما پس از پایان دوره همکاری، از او خواسته شد همان مبلغ را بازگرداند.
او با لبخندی تلخ میگوید: بعد از دو سال دوباره همان هشت میلیون تومان را پس دادم؛ پولی که اصلاً صرف توسعه کار شده بود. احساس کردم حمایتی که به آن دل بسته بودم، بیشتر شبیه یک وام کوتاهمدت بود تا پشتیبانی از یک ایده نوآورانه.
نخود؛ فرصتی که هنوز جدی گرفته نشده است
به باور این پژوهشگر، کرمانشاه یکی از قطبهای تولید نخود کشور است، اما سهم استان از ارزش افزوده این محصول، بسیار کمتر از ظرفیت واقعی آن است.
او میگوید: اگر صنایع فرآوری نخود توسعه پیدا کند، علاوه بر ایجاد اشتغال مستقیم، میتوان دهها کسبوکار کوچک و خانگی در حوزه تولید محصولات غذایی راهاندازی کرد؛ اتفاقی که هم درآمد کشاورزان را افزایش میدهد و هم از خامفروشی جلوگیری میکند.
به گفته وی، محصولات نوآورانه بر پایه نخود میتوانند به سوغات جدید کرمانشاه تبدیل شوند؛ سوغاتی که علاوه بر بازار داخلی، قابلیت حضور در بازارهای خارجی را نیز دارد، هرچند محدودیتهای موجود، امکان معرفی و صادرات این محصولات را تاکنون از او گرفته است.
درخواستی ساده؛ از سفارشهای کوچک تا حمایتهای بزرگ

بهرامیزاده انتظار ندارد همه مشکلاتش یکشبه حل شود. او میگوید که گاهی حتی حمایتهای کوچک نیز میتواند آغاز یک تحول باشد. به اعتقاد او، اگر دستگاههای اجرایی و نهادهای استان در جلسات و همایشهای خود به جای استفاده از برخی محصولات رایج، سفارش محصولات غذایی نوآورانه تولیدشده توسط کارآفرینان بومی را بدهند، هم از تولید داخلی حمایت کردهاند و هم به شناخته شدن این ایدهها کمک میشود.
او همچنین خواستار تسهیل صدور مجوزها، معرفی سرمایهگذاران، ایجاد فضای تولید و حمایت از تجاریسازی ایدههاست؛ حمایتهایی که به گفته خودش، میتواند یک کارگاه کوچک را به مجموعهای اشتغالآفرین تبدیل کند.
ایدههایی که نباید پشت درهای بسته بمانند
شاید مهمترین پیام این گزارش، نه معرفی یک محصول جدید، بلکه یادآوری ظرفیتی باشد که در سکوت در حال فرسوده شدن است.
استانی که از بیکاری و مهاجرت نخبگان رنج میبرد، بیش از هر زمان دیگری به حمایت از افرادی نیاز دارد که دانش را به محصول تبدیل کردهاند؛ کسانی که به جای گلایه صرف، سالها وقت گذاشتهاند تا ایده را از روی کاغذ به واقعیت برسانند.
حمایت از نخبگان و کارآفرینان، تنها پرداخت تسهیلات مالی نیست. گاهی باز کردن مسیر دریافت مجوز، معرفی به سرمایهگذاران، ایجاد بازار فروش یا حتی اعتماد به توان جوانان بومی، میتواند اثرگذارتر از بسیاری از شعارها باشد. اگر چنین ایدههایی در همان مراحل نخست مورد حمایت قرار گیرند، نهتنها ارزش افزوده محصولات بومی استان افزایش مییابد، بلکه فرصتهای شغلی جدیدی نیز ایجاد خواهد شد.
این پرسش همچنان باقی است که چرا برخی از صاحبان ایده، پیش از آنکه فرصت شکوفایی پیدا کنند، ناچار میشوند برای تأمین معاش، رؤیاهای خود را پشت پیشخوان یک مغازه کوچک ادامه دهند؛ در حالی که در بسیاری از کشورهای توسعهیافته، چنین ایدههایی معمولاً با حمایت نهادهای تخصصی و سرمایهگذاران، خیلی زود به مرحله تولید صنعتی و حضور در بازار میرسند.
انتهای پیام/