تکیه‌گردی در سمنان ؛ روایت یک میراث زنده

|
۱۴۰۵/۰۴/۱۳
|
۰۸:۵۷:۰۲
| کد خبر: ۲۳۶۱۷۰۶
سمنان
برنا-گروه استان‌ها: علی‌اکبر بنی‌اسدی، دکترای تخصصی گردشگری و مدیر گردشگری شهرداری سمنان، طی یادداشتی به مراسم سنتی تکیه‌گردی در سمنان اشاره کرد و نوشت:  اگر کسی بخواهد سمنان را در روزهای تاسوعا و عاشورا بشناسد، کافی است قدم در کوچه‌های محله‌های کهن شهر بگذارد.

دکتر بنی اسدی با درج یادداشتی در برنا نوشت: اگر کسی بخواهد سمنان را در روزهای تاسوعا و عاشورا بشناسد، کافی است قدم در کوچه‌های محله‌های کهن شهر بگذارد. از اسفنجان و جهادیه تا ناسار و از کوشمغان، کدیور، زاوغان و ملحی تا دیگر محله‌های تاریخی، شهر به شبکه‌ای از تکیه‌ها، حسینیه‌ها و دسته‌های عزاداری تبدیل می‌شود؛ گویی هر محله، روایتی مستقل از عاشورا را بازگو می‌کند. این همان سنت دیرینه «تکیه‌گردی» است؛ دسته‌های عزاداری یکی پس از دیگری در کوچه‌های شهر به حرکت درمی‌آیند و سنت دیرینه تکیه‌گردی را زنده نگه می‌دارند.  این آیین  قرن‌ها در حافظه جمعی مردم سمنان استمرار یافته و امروز می‌تواند یکی از شاخص‌ترین ظرفیت‌های گردشگری فرهنگی و مذهبی ایران باشد.

در روزگاری که گردشگری از بازدید صرف بناهای تاریخی به سوی «گردشگری تجربه‌محور» حرکت کرده است، آیین‌های زنده بیش از هر اثر تاریخی می‌توانند گردشگر را با روح یک شهر آشنا کنند. تکیه‌گردی سمنان نیز دقیقاً از همین جنس است؛ آیینی که در متن زندگی مردم جریان دارد و نسل به نسل منتقل شده است.هر محله، هیئت خود را دارد، هر تکیه تاریخ خود را روایت می‌کند و هر دسته عزاداری، هویت چند نسل از مردم همان محله را با خود حمل می‌کند. این آیین سفری معنوی در میان تاریخ، هویت و حافظه جمعی مردم سمنان با جابه‌جایی میان تکیه‌ها است. این آیین، میراثی تازه‌پدید نیست. روایت سالمندان، اسناد محلی و استمرار آن در بافت تاریخی شهر نشان می‌دهد که تکیه‌گردی دست‌کم نزدیک به یک قرن است که بخشی از فرهنگ عاشورایی سمنان را شکل داده است. نسل‌های مختلف، این سنت را نه در کلاس درس، بلکه در متن زندگی آموخته‌اند؛ کودکی که دست در دست پدر وارد تکیه می‌شود، نوجوانی که نخستین بار بیرق هیئت را حمل می‌کند، جوانی که در صف سینه‌زنان و زنجیرزنان می‌ایستد و پیشکسوتی که هنوز علم و طوق هیئت را با احترام بر دوش می‌گیرد. این زنجیره انتقال، همان راز ماندگاری آیین است.

شکوه تکیه‌گردی در کنار حرکت دسته‌های عزاداری در علم‌ها و طوق‌های تاریخی است که هرکدام نشانی از هویت یک هیئت‌اند؛ در صدای طبل، سنج، شیپور و دیگر نغمه‌های موسیقی آیینی است که آهنگ حماسه را در خیابان‌های شهر جاری می‌کنند؛ در بیرق‌هایی که در باد محرم به اهتزاز درمی‌آیند و در نوحه‌هایی که نسل‌هاست بی‌وقفه در کوچه‌های سمنان طنین‌انداز شده‌اند. اینها هر کدام بخشی از میراث ناملموس شهرند که تاریخ، هنر و ایمان را در هم آمیخته‌اند.

در این میان، مردم تنها تماشاگر نیستند؛ آنان خالقان اصلی این میراث‌اند. تکیه‌گردی، آیین مشارکت عمومی است. خانواده‌ها از تکیه‌ای به تکیه دیگر می‌روند، در کنار هیئت‌های مختلف عزاداری می‌کنند، نذرهای خود را ادا می‌کنند، قربانی‌هایشان را تقدیم می‌کنند و سفره‌های اطعام، چایخانه‌ها و ایستگاه‌های صلواتی را با دست‌های خود برپا می‌کنند. همین مشارکت گسترده مردمی است که این آیین را پس از دهه‌ها همچنان زنده، پویا و اصیل نگه داشته است.

روز تاسوعا، این شکوه به اوج خود می‌رسد. در تکیه جهادیه، آیین باشکوه نخل‌گردانی با حضور هزاران نفر برگزار می‌شود؛ آیینی که نماد تشییع پیکر سیدالشهدا(ع) است و از پرشورترین مراسم عاشورایی سمنان به شمار می‌آید. همزمان، در برخی دسته‌های عزاداری، نمایش‌های سیار وقایع عاشورا اجرا می‌شود؛ روایت‌هایی میدانی از کربلا که مرز میان سوگواری، نمایش آیینی و روایت تاریخی را از میان برمی‌دارد و مخاطب را نه به تماشای واقعه، بلکه به زیستن آن دعوت می‌کند.

امروز، در ادبیات جهانی گردشگری، از چنین تجربه‌هایی با عنوان گردشگری تجربه‌محور یاد می‌شود؛ تجربه‌ای که گردشگر روح یک فرهنگ را لمس می‌کند. تکیه‌گردی سمنان دقیقاً چنین ظرفیتی دارد. گردشگر در این شهر تنها شاهد یک مراسم مذهبی نیست؛ او در دل آیینی قرار می‌گیرد که معماری تاریخی محله‌ها، موسیقی آیینی، زبان و گویش سمنانی، نذر، مهمان‌نوازی، هنرهای نمایشی، میراث مذهبی و سرمایه اجتماعی مردم را یکجا تجربه می‌کند.

با این همه، باید پذیرفت که این ظرفیت بزرگ هنوز آن‌گونه که شایسته است، به یک برند گردشگری فرهنگی و مذهبی برای شهر تبدیل نشده است. هرچند مسیرهایی برای تکیه‌گردی طراحی شده، اما هنوز روایت واحدی از تاریخ محله‌ها و هیئت‌ها وجود ندارد. این در حالی است که شهرهایی مانند زنجان، یزد، کاشان و اردبیل، سال‌هاست بخشی از هویت گردشگری خود را بر پایه همین آیین‌های مذهبی بنا کرده‌اند.

سمنان نیز می‌تواند، بی‌آنکه ذره‌ای از اصالت و قداست مراسم کاسته شود، تکیه‌گردی را به یکی از شناسه‌های فرهنگی خود تبدیل کند؛ البته به یک شرط اساسی: گردشگری باید در خدمت آیین باشد، نه آیین در خدمت گردشگری. اگر روایت علمی این میراث تدوین شود، اگر تاریخ هر تکیه مستند گردد، اگر راهنمایان تخصصی آموزش ببینند و اگر خود هیئت‌های مذهبی در مدیریت این مسیر شریک باشند، تکیه‌گردی می‌تواند به الگویی موفق از پیوند میان پاسداری از میراث ناملموس و توسعه گردشگری تبدیل شود.

نظر شما
captcha
پیشنهاد سردبیر
پرونده ویژه