جام جهانی ۲۰۲۶؛ تعهد به پایداری زیست محیطی یا سبزشویی؟
به گزارش برنا، فیفا در سالهای اخیر همانند کمیته بین المللی المپیک تلاش کرده است تصویر یک سازمان متعهد به توسعه پایدار را از خود ارائه دهد. کاهش ۵۰ درصدی انتشار گازهای گلخانهای تا سال ۲۰۳۰، دستیابی به انتشار خالص صفر تا سال ۲۰۴۰، استفاده از بستهبندیهای قابل بازیافت، توسعه حملونقل عمومی و کاهش ضایعات غذایی، تنها بخشی از وعدههایی است که این نهاد بینالمللی برای جام جهانی ۲۰۲۶ مطرح کرده است.
اما درست در همان زمانی که این وعدهها مطرح میشود، جام جهانی ۲۰۲۶ بزرگترین نسخه تاریخ این رقابتها نیز خواهد بود؛ ۴۸ تیم، ۱۰۴ مسابقه، سه کشور میزبان و ۱۶ شهر برگزارکننده.
این تصمیم از نظر اقتصادی و تجاری بسیار موفق به نظر میرسد؛ بازار بزرگتر، مخاطبان بیشتر، درآمد بالاتر و فرصتهای گستردهتر برای اسپانسرها اما از زاویه محیطزیست، ماجرا کاملاً متفاوت است.
فرض کنید هواداری قصد دارد تمام بازیهای تیم ملی کشورش را دنبال کند. ممکن است یک مسابقه در لسآنجلس برگزار شود، مسابقه بعدی در مکزیکوسیتی و بازی سوم در تورنتو. فاصله میان این شهرها هزاران کیلومتر است و عملاً سفر هوایی تنها گزینه خواهد بود. در چنین شرایطی، حتی اگر تمام ورزشگاهها از انرژی خورشیدی استفاده کنند، همچنان بخش عمده انتشار کربن ناشی از همین پروازها خواهد بود.
با اینکه فیفا از ساخت ورزشگاههای جدید خودداری کرده است؛ اقدامی که در مقایسه با جام جهانی ۲۰۱۴ برزیل یا حتی برخی پروژههای جام جهانی قطر، یک امتیاز مثبت محسوب میشود. اما در مقابل، تعداد مسابقات از ۶۴ به ۱۰۴ افزایش یافته است، تعداد تیمها بیشتر شده است، شهرهای میزبان بیشتر شدهاند، پروازها بیشتر شدهاند.
وقتی پایداری در حد یک کمپین باقی میماند
فیفا در جام جهانی قطر کمپینی با عنوان Green Card for the Planet راهاندازی کرد و از هواداران خواست رفتارهای سازگار با محیطزیست را در زندگی روزمره رعایت کنند.این کمپین از نظر فرهنگی ارزشمند بود، اما سؤال اینجاست: اگر همان هوادار برای تماشای سه مسابقه مجبور باشد چهار یا پنج پرواز انجام دهد، آیا انتشار یک پست در شبکههای اجتماعی یا استفاده از لیوان چندبارمصرف میتواند آن اثر را جبران کند؟
همین موضوع است که برخی کارشناسان از اصطلاح سبزشویی (Greenwashing) استفاده میکنند، یعنی تمرکز رسانهای بر اقدامات کوچک و قابل نمایش، در حالی که عوامل اصلی ایجاد آلودگی همچنان پابرجاست.
پایداری زیست محیطی از فرودگاه آغاز میشود
پایداری زیست محیطی از زمانی آغاز میشود که هوادار بلیت میخرد؛ نه زمانی که وارد ورزشگاه میشود.
جام جهانی ۲۰۲۶ شاید بزرگترین آزمون فیفا در حوزه حکمرانی زیستمحیطی باشد. واقعیت این است که نمیتوان انتظار داشت رویدادی با میلیونها تماشاگر و هزاران پرواز، هیچ اثر زیستمحیطی نداشته باشد. اما تفاوت میان پایداری زیست محیطی واقعی و سبزشویی در این نیست که آیا آلودگی وجود دارد یا نه؛ تفاوت در این است که آیا برگزارکننده حاضر است این واقعیت را بپذیرد، درباره آن شفاف باشد و برای کاهش آن تصمیمهای سخت بگیرد.
امروز دیگر افکار عمومی تنها به دنبال شعارهای سبز نیست. آنچه اعتبار نهادهای ورزشی را تعیین میکند، میزان هماهنگی میان تصمیمهای مدیریتی و ادعاهای زیستمحیطی است. اگر توسعه مسابقات با برنامهای واقعبینانه برای مدیریت آثار زیستمحیطی همراه نباشد، حتی گستردهترین کمپینهای محیطزیستی نیز ممکن است بیش از آنکه نماد مسئولیتپذیری باشند، به نمونهای از سبزشویی تعبیر شوند.
اگر فیفا ادعا میکند جام جهانی ۲۰۲۶ پایدارتر برگزار شده است، انتظار میرود پس از پایان مسابقات نیز گزارش دقیقی منتشر کند که نشان دهد:
* چه میزان کربن تولید شده است؟
* چه مقدار از آن کاهش یافته است؟
* کدام سیاستها موفق بودهاند؟
* کدام برنامهها شکست خوردهاند؟
* آیا ملاحظات زیستمحیطی پیش از تصمیمگیری درباره تعداد تیمها، شهرهای میزبان و برنامه مسابقات در نظر گرفته شدهاند، یا پس از اتخاذ این تصمیمات؟
در مقایسه با فیفا، کمیته بینالمللی المپیک طی سالهای اخیر تلاش کرده است مفهوم پایداری را از یک برنامه جانبی به یکی از معیارهای اصلی حکمرانی رویدادهای ورزشی تبدیل کند؛ از تأکید بر استفاده حداکثری از زیرساختهای موجود و کاهش ساختوسازهای جدید گرفته تا گنجاندن الزامات زیستمحیطی در فرآیند انتخاب شهرهای میزبان ذیل دستورکار «Olympic Agenda 2020+5». هرچند المپیک نیز همچنان با انتقادهایی درباره ردپای کربن و اثرات زیستمحیطی برخی دورهها مواجه است.
اکنون جام جهانی ۲۰۲۶ فرصتی است تا فیفا نیز نشان دهد تعهدات محیطزیستیاش فراتر از شعار و کمپینهای تبلیغاتی است و در تصمیمات کلان مدیریتی، از انتخاب مدل میزبانی تا برنامهریزی مسابقات، بهطور واقعی بازتاب یافته است.
یادداشت: مهناز صباغ نوین
انتهای پیام/