واشنگتن به دنبال افزایش فشار است، تهران در پی حفظ توازن راهبردی/ تنگه هرمز همچنان مهمترین اهرم ژئوپلیتیکی در معادلات منطقه است
نوید کمالی، کارشناس مسائل بینالملل، در گفتوگو با خبرنگار برنا، با اشاره به روند تحولات اخیر در روابط ایران و آمریکا، اظهار کرد: برای تحلیل وضعیت فعلی روابط ایران و آمریکا باید میان «مسیر دیپلماسی» و «میدان فشار و بازدارندگی» تفکیک قائل شد. در بسیاری از بحرانهای بینالمللی، مذاکره لزوماً به معنای توقف رقابت نیست؛ بلکه گاهی خودِ مذاکره بخشی از فرآیند مدیریت رقابت و افزایش قدرت چانهزنی طرفین به شمار میرود. در شرایط کنونی نیز هر دو طرف میکوشند پیش از ورود به هرگونه گفتوگو، موقعیت راهبردی خود را تقویت کرده و اهرمهای چانهزنی خود افزایش دهند.
وی افزود: ریشه اصلی تنشها را باید در اختلافات عمیق دو طرف درباره موضوعات امنیتی، مسائل منطقهای، تحریمها و ترتیبات جدید قدرت در خلیج فارس جستوجو کرد. واشنگتن میکوشد با بهرهگیری از ابزارهای اقتصادی، سیاسی و نظامی، فشار بر تهران را افزایش دهد و تهران نیز تلاش دارد با اتکا به ظرفیتهای ژئوپلیتیکی، منطقهای و امنیتی خود، نوعی توازن در برابر این فشارها ایجاد کند. از این رو، اخبار مربوط به احتمال ازسرگیری مذاکرات را نباید به معنای پایان اختلافات تلقی کرد، بلکه این تحولات بیش از هر چیز نشاندهنده تلاش دو طرف برای یافتن چارچوبی برای مدیریت بحران است.
کمالی با اشاره به تجربه تاریخی روابط ایران و آمریکا، ادامه داد: تجربه تاریخی روابط ایران و آمریکا نشان داده است که حتی در اوج تنشها نیز کانالهای دیپلماتیک بهطور کامل از میان نمیروند، زیرا تداوم تقابل برای همه بازیگران هزینهبر است. مسئله اصلی این است که آیا طرفین به دنبال دستیابی به توافقی محدود با هدف کاهش تنش هستند یا قصد دارند به توافقی جامعتر درباره موضوعات مورد اختلاف دست یابند؛ هر یک از این دو مسیر، پیامدهای متفاوتی برای آینده روابط تهران و واشنگتن خواهد داشت. اما در رابطه با تنگه هرمز باید به این نکته توجه داشت که این تنگه صرفاً یک مسیر دریایی نیست، بلکه یکی از مهمترین گلوگاههای ژئوپلیتیکی جهان به شمار میرود که امنیت انرژی، تجارت جهانی و معادلات قدرت در خلیج فارس به آن وابسته است. از همین رو، هرگونه بحران در این منطقه، فراتر از روابط دوجانبه ایران و آمریکا، میتواند پیامدهای گسترده بینالمللی به همراه داشته باشد.
وی افزود: از منظر ژئوپلیتیکی، اختلاف اصلی میان ایران و آمریکا درباره تنگه هرمز صرفاً به موضوع عبور کشتیها محدود نمیشود، بلکه به مسئله مدیریت امنیتی و سیاسی یک گذرگاه راهبردی بازمیگردد. ایران به عنوان یکی از کشورهای ساحلی مهم این آبراه، خود را دارای نقش تعیینکننده در ترتیبات امنیتی منطقه میداند، در حالی که آمریکا بر مفهوم آزادی کشتیرانی و حضور نظامی خود برای تضمین جریان انرژی و امنیت دریایی تأکید دارد. همین تفاوت دیدگاه، تنگه هرمز را به یکی از کانونهای اصلی رقابت میان دو کشور تبدیل کرده است.
کمالی با اشاره به نقش عمان در تحولات منطقهای ادامه داد: در این میان، نقش عمان از اهمیت ویژهای برخوردار است. مسقط طی دهههای گذشته تلاش کرده جایگاه خود را به عنوان میانجی و تسهیلکننده ارتباطات منطقهای حفظ کند. پیشنهادها و رایزنیهای عمان درباره مدیریت تردد در تنگه هرمز را میتوان تلاشی برای کاهش ریسکهای امنیتی و ایجاد سازوکاری منطقهای دانست، نه صرفاً یک اقدام فنی در حوزه دریایی. عمان به خوبی آگاه است که بیثباتی در تنگه هرمز مستقیماً بر امنیت اقتصادی کشورهای منطقه تأثیر خواهد گذاشت؛ با این حال، باید توجه داشت که عمان دارای شرایط، منافع و ملاحظات متفاوتی نسبت به ایران است و طبیعتاً در تصمیمگیریهای خود، هزینههای سیاسی، اقتصادی و امنیتی ناشی از واکنش شرکای غربی و برخی کشورهای منطقه را نیز در نظر میگیرد.
وی تصریح کرد: با این حال، هرگونه سازوکار جدید برای مدیریت تنگه هرمز باید حساسیتهای حاکمیتی کشورهای ساحلی، قواعد حقوق بینالملل دریایی و منافع همه بازیگران را مورد توجه قرار دهد و ایران نیز از این قاعده مستثنی نیست. راهحل پایدار در این منطقه نه از مسیر افزایش نظامیگری، بلکه از طریق ایجاد یک معماری امنیتی فراگیر میان کشورهای منطقه امکانپذیر خواهد بود؛ معماریای که در آن امنیت انرژی جهانی و منافع کشورهای ساحلی به صورت همزمان و مشترک مورد توجه قرار گیرد.
انتهای پیام/