پاسخ وزارت جهاد کشاورزی به گزارش برنا درباره واردات غلات و هاب غذایی
متن جوابیه وزارت جهاد کشاورزی به گزارش منتشرشده در خبرگزاری برنا به شرح زیر است:
با عنایت به خبر منتشر شده از سوی آن رسانه مورخ ۰۱/۰۴/۱۴۰۵ کدخبر ۲۳۵۷۰۹۷ باعنوان " پارادوکس هاب غذایی، از واردات ۱۷ میلیون تنی غلات تا رویای مرکزیت در منطقه" خواهشمند است دستور فرمایید توضیحات وزارت جهاد کشاورزی، درآن خبرگزاری برای روشنگری افکار عمومی منتشر شود.
در گام نخست، ضروری است به مفهوم «هاب کشاورزی و غذایی» که محور اصلی گزارش مورد اشاره قرار گرفته، پرداخته شود. هاب کشاورزی و غذایی به کشور یا منطقهای اطلاق میشود که در آن شبکهای متمرکز از تولید، فرآوری، ذخیرهسازی، توزیع و تجارت محصولات کشاورزی شکل گرفته و نقش پیونددهنده میان تولیدکنندگان، بازارهای منطقهای و زنجیرههای ارزش جهانی را ایفا میکند.
در این چارچوب، دو نوع اصلی از هاب قابل تشخیص است:
۱. هاب تولید: که بر مزیتهای طبیعی، اقلیمی، فناوری و ظرفیتهای تولیدی متکی است.
۲. هاب تجاری: که عمدتاً بر نقش واسطهگری در تجارت، ذخیرهسازی، فرآوری، بستهبندی و صادرات مجدد استوار است؛ بهگونهای که در بسیاری از اقلام، لزوماً تولید داخلی گستردهای ندارد.
از این منظر، تحقق جایگاه هاب غذایی مستلزم خودکفایی کامل یا تولید حداکثری تمامی محصولات نیست، بلکه نیازمند شکلگیری زیرساختهای لجستیکی، مالی، اطلاعاتی و نهادی کارآمدی است که جریان کالا، سرمایه و دانش را در زنجیره تأمین غذا تسهیل کند. برای نمونه، امارات متحده عربی با وجود عدم برخورداری از تولیدات کشاورزی گسترده، به واسطه توسعه زیرساختهای تجاری و لجستیکی، به یکی از موفقترین هابهای صادرات مجدد در منطقه تبدیل شده است. بنابراین، راهبرد تبدیل ایران به هاب غذایی منطقه، مکمل سیاستهای افزایش تولید داخلی است و به هیچ عنوان جایگزین آن نیست.
در همین راستا، گزارش منتشرشده با طرح همزمان موضوع «واردات غلات» و «هاب غذایی»، این تصور را ایجاد کرده است که تحقق جایگاه هاب غذایی مستلزم بینیازی کامل از واردات است؛ در حالی که چنین برداشتی با ادبیات علمی و تجارب بینالمللی همخوانی ندارد. امنیت غذایی و نقشآفرینی در تجارت منطقهای، بیش از هر چیز به اتصال کشور به زنجیرههای ارزش جهانی، توسعه صنایع تبدیلی، ظرفیتهای حملونقل، موقعیت جغرافیایی و کارآمدی شبکههای تجاری بستگی دارد.
بدیهی است وابستگی به واردات بخشی از غلات و نهادههای دامی، صرفاً نتیجه عملکرد یک دولت یا یک دوره مدیریتی نیست، بلکه تداوم خشکسالی، کاهش بارندگی، محدودیت منابع آب، تغییرات اقلیمی، رشد تقاضا و همچنین تحریمهای اقتصادی طی سالهای متمادی، فشار قابلتوجهی بر بخش کشاورزی کشور وارد کرده است. با این حال، دولت توانسته است با مدیریت تأمین کالاهای اساسی، تنوعبخشی به مبادی واردات و حفظ ذخایر راهبردی، امنیت غذایی کشور را حتی در دشوارترین شرایط حفظ کند.
تبدیل شدن به یک هاب تجاری کشاورزی، مستلزم مجموعهای از پیششرطهای زیربنایی (از جمله توسعه بنادر، شبکه حملونقل چندوجهی و زنجیره سرد) است. جمهوری اسلامی ایران با داشتن تنوع اقلیمی، تولید رقابتی در محصولات استراتژیک و موقعیت ممتاز جغرافیایی در تقاطع کریدورهای تجاری، ظرفیتهای بالقوه چشمگیری برای ایفای این نقش دارد. راهبرد وزارت جهاد کشاورزی نیز با اتکا به همین ظرفیتهای ژئوپلیتیکی و دسترسی به آبهای آزاد و کریدورهای بینالمللی شمال-جنوب و شرق-غرب طراحی شده است.
در نهایت، تأکید میگردد که نادیده گرفتن آثار تحریمهای اقتصادی و نسبت دادن تمامی چالشها به سوءمدیریت، تحلیلی جامع نیست. تحریمها دسترسی کشور به منابع مالی، فناوری و لجستیک بینالمللی را با محدودیتهای جدی مواجه ساخته است. با این وجود، این وزارتخانه با تکیه بر ظرفیتهای بومی و گسترش همکاریهای منطقهای، مسیر افزایش تابآوری، تقویت تولید و کاهش وابستگی را با جدیت به پیش میبرد.