کشورهای منطقه میان همگرایی برای پایان بحران و ادامه انفعال گرفتار شدهاند/ آمریکا بهدنبال بازطراحی ساختار امنیتی خلیج فارس است
کیومرث یزدانپناه، استاد ژئوپلیتیک دانشگاه تهران در گفتوگو با برنا درباره نقش کشورهای حاشیه خلیج فارس و سایر بازیگران منطقهای و فرامنطقهای در تحولات اخیر اظهار کرد: منطقه بسیار حساس خلیج فارس و کشورهای واقع در آن، اعم از کشورهای عربی، ایران و همچنین بازیگران فرامنطقهای، امروز بر سر دو مسیر کاملاً متفاوت و دو تصمیم بسیار دشوار قرار گرفتهاند.
وی ادامه داد: نخستین مسیر آن است که کشورهای منطقه به این جمعبندی برسند که برای پایان دادن به وضعیت فوقبحرانی کنونی، که هر روز بر شدت آتش جنگ افزوده میشود، خود ابتکار عمل را در دست بگیرند. به اعتقاد من، همه کشورهای منطقه باید گرد هم آیند و با تشکیل یک اتحاد ژئوپلیتیکی منطقهای، مدیریت بحرانهای موجود را بدون مداخله قدرتهای خارجی بر عهده بگیرند.
یزدانپناه تصریح کرد: اگر قرار باشد درباره آینده محور مقاومت تصمیمی گرفته شود، یا اگر ایران بخواهد رفتار و رویکرد خود را تغییر دهد، یا حتی اگر قرار باشد به مطالبات و دغدغههای ایران توجه شود، همه این مسائل باید در درون منطقه و از طریق گفتوگو میان کشورهای منطقه حلوفصل شود. در صورتی که چنین ارادهای شکل بگیرد و کشورهای منطقه با شجاعت مسئولیت حل مشکلات را بر عهده بگیرند، میتوان به پایان بحران کنونی در جنوب غرب آسیا، بهویژه حوزه خلیج فارس، امیدوار بود.
وی با ابراز تأسف از شرایط موجود گفت: متأسفانه هیچ نشانهای از همگرایی درونمنطقهای و مستقل از قدرتهای فرامنطقهای مشاهده نمیشود. برعکس، آنچه امروز در منطقه دیده میشود، گسترش واگرایی، سوءظن، سوءنیت، خصومت و کینهورزی میان کشورهاست و همین وضعیت بیش از همه به زیان کشورهای منطقه، از جمله ایران، تمام خواهد شد.
این استاد ژئوپلیتیک مسیر دوم را ادامه وضعیت انفعالی کنونی دانست و افزود: در این رویکرد، کشورهای منطقه صرفاً منتظر میمانند تا ببینند آمریکا یا اسرائیل چه تصمیمی خواهند گرفت و آینده تحولات به چه سمتی خواهد رفت. متأسفانه در شرایط فعلی، این گزینه نسبت به راهکار نخست برجستهتر است و اگر همین روند ادامه پیدا کند، پیامدهای بسیار ناخوشایندی برای منطقه خلیج فارس به همراه خواهد داشت.
یزدانپناه در ادامه با اشاره به اظهارات اخیر جیدی ونس درباره روند مذاکرات ایران و آمریکا گفت: اینکه فردی مانند ونس، که به حلقه تصمیمگیری کاخ سفید و شخص دونالد ترامپ نزدیک است، اسرائیل را به کارشکنی در روند مذاکرات متهم میکند، نشاندهنده عمق نفوذ اسرائیل در تحولات منطقه و همچنین انفعال کشورهای منطقه است. برداشت من این است که ونس به این نتیجه رسیده که اسرائیل در شرایط کنونی، به جای ورود مستقیم به درگیری نظامی، سناریوهای دیگری را دنبال میکند.
این استاد دانشگاه افزود: تجربه نشان میدهد که مقامات آمریکایی معمولاً زمانی چنین صریح و آشکار علیه یک کشور یا نهاد موضعگیری میکنند که از وقوع آن موضوع اطمینان نسبی داشته باشند. از این رو، هشدار ونس درباره سنگاندازی اسرائیل در مسیر مذاکرات ایران و آمریکا نیز قابل تأمل است.
وی در ادامه درباره احتمال شکلگیری ائتلافی ضدایرانی در منطقه اظهار کرد: به اعتقاد من، در شرایط کنونی نمیتوان از شکلگیری یک ائتلاف شفاف و رسمی ضدایرانی، بهویژه از سوی کشورهای عربی منطقه، سخن گفت. اساساً آمریکا نیز جایگاهی برای این کشورها قائل نیست که بخواهد با آنها در قالب یک ائتلاف واقعی و برابر همکاری کند.
وی افزود: وقتی ایالات متحده با متحدان دیرینه خود در ناتو چنین برخوردی دارد، آنها را مورد سرزنش و تحقیر قرار میدهد و در بسیاری از تصمیمگیریها نقش تعیینکنندهای برایشان قائل نیست، طبیعی است که کشورهای منطقه، که عمدتاً بازیگران درجه دوم یا حتی بازیپذیر هستند، جایگاه ویژهای در معادلات راهبردی واشنگتن نداشته باشند.
یزدانپناه تصریح کرد: البته این به معنای آن نیست که آمریکا از ظرفیتهای این کشورها استفاده نمیکند. واشنگتن هم از موقعیت جغرافیایی، هم از ظرفیتهای حقوقی و سیاسی و از همه مهمتر از منابع مالی کشورهای منطقه بهره میگیرد و حتی این همکاری را بهگونهای جلوه میدهد که گویی به آنها امتیاز داده است.
وی با تأکید بر ضرورت پرهیز از تحلیلهای احساسی گفت: امروز شرایط به گونهای نیست که بتوان با رویکردی هیجانی تحولات را تحلیل کرد یا این جنگ را کماهمیت جلوه داد. برعکس، این جنگ از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است و به اعتقاد من، سرنوشت ایران دستکم در ۲۵ سال آینده تا حد زیادی به نتایج آن گره خورده است.
این کارشنس مسائل خاورمیانه مدعی شد: از نگاه من، آمریکا سه هدف اصلی را دنبال میکند؛ نخست تثبیت موقعیت جهانی خود در نظم جدید بینالمللی، دوم مهار رقبای نوظهوری همچون چین و سوم افزایش فشار و انزوای روسیه. در این چارچوب نیز ایران به دلیل موقعیت ژئوپلیتیکی خود اهمیت راهبردی ویژهای پیدا کرده است.
وی ادامه داد: نگرانی اصلی آن است که هزینه این روند برای ایران بسیار سنگین باشد و کشور را در ابعاد مختلف با خسارتهایی مواجه کند که جبران آنها دشوار یا حتی غیرممکن باشد. از همین رو نباید این جنگ را دستکم گرفت یا تصور کرد که ایران با طرفی ضعیف و ناتوان روبهرو است. واقعیت این است که توان نظامی ایالات متحده آمریکا به مراتب فراتر از بسیاری از رقبای خود است و لازم است تصمیمگیریها بر پایه واقعبینی صورت گیرد.
یزدانپناه تأکید کرد: کشور باید با تدبیر و عقلانیت از این بحران عبور کند و به جای تمرکز بر اظهارنظر افراد مختلف، راهکارهایی برای کاهش مخاطرات و دور کردن ایران از این وضعیت اتخاذ شود.
وی در عین حال گفت: هرچند احتمال شکلگیری ائتلافهای غیررسمی یا پنهان علیه ایران وجود دارد، اما تجربه چند دهه گذشته، بهویژه پس از جنگ سرد، نشان میدهد که کشورهای منطقه هیچگاه شریک واقعی قدرتهای بزرگ در تصمیمگیریهای راهبردی نبودهاند.
این استاد ژئوپلیتیک افزود: اگر ذهن ما صرفاً معطوف به این باشد که کشورهای مسلمان منطقه علیه ایران در حال توطئه هستند، از مسئله اصلی غافل خواهیم شد. به اعتقاد من، موضوع اصلی در شرایط فعلی، سیاستهای اسرائیل است؛ کشوری که ایران را مهمترین تهدید راهبردی خود در منطقه میداند و تا زمانی که این نگاه تغییر نکند، فشارها و تقابلها در اشکال مختلف ادامه خواهد یافت.
یزدانپناه در بخش دیگری از این گفتوگو با اشاره به آرایش امنیتی منطقه اظهار کرد: آمریکا بیش از آنکه به دنبال تشکیل یک ائتلاف واحد ضدایرانی باشد، در پی ایجاد یک ساختار امنیتی چندلایه در منطقه است. جنگ اخیر نیز از نگاه آنها سطح تهدید ایران را فراتر از برآوردهای قبلی نشان داده و همین مسئله بر طراحیهای امنیتی واشنگتن تأثیر گذاشته است.
وی افزود: یکی دیگر از موضوعات مهم، اهمیت راهبردی تنگه هرمز است. این نگرانی وجود دارد که آمریکا با استفاده از ظرفیت متحدان خود تلاش کند نقش و کنترل ایران بر این گذرگاه راهبردی را کاهش دهد یا آن را با محدودیتهایی مواجه سازد.
یزدانپناه در عین حال احتمال داد که ورود برخی بازیگران منطقهای از جمله پاکستان، قطر و عمان یا فعالتر شدن کانالهای گفتوگو بتواند تا حدودی از شدت تنشها بکاهد، هرچند که این احتمال در شرایط کنونی چندان پررنگ نیست.
وی ادامه داد: در وضعیت فعلی، چشمانداز روشنی برای دستیابی به توافق دیده نمیشود و به نظر میرسد عربستان و دیگر کشورهای منطقه نیز بیش از هر چیز درگیر حفظ موازنه قدرت هستند. به همین دلیل نیز بخش عمده تصمیمگیری خود را به آمریکا واگذار کردهاند تا ببینند واشنگتن چه مسیری را دنبال خواهد کرد.
این استاد دانشگاه درباره اظهارات اخیر جیدی ونس نیز گفت: به نظر میرسد ونس با ناراحتی و انتقاد، تلاش کرده است این پیام را منتقل کند که عوامل اصلی شکست مذاکرات ایران و آمریکا در خارج از اتاق مذاکره قرار دارند و با نفوذ در سیاست داخلی آمریکا مانع رسیدن دو طرف به توافق میشوند؛ موضوعی که از نگاه او، بیش از همه به اسرائیل و سرویسهای اطلاعاتی آن مربوط است.
وی در پایان خاطرنشان کرد: با این حال، این احتمال نیز وجود دارد که چنین مواضعی بخشی از یک روایت مدیریتشده برای اقناع افکار عمومی آمریکا و جهان باشد تا مسئولیت بنبست مذاکرات متوجه اسرائیل یا برخی بازیگران دیگر شود. در مجموع، به نظر میرسد با گذشت زمان، عواملی که استمرار تنش و جنگ را توجیه میکنند، بیش از عواملی است که بتوانند زمینهساز صلح و توافق میان ایران و آمریکا باشند.
انتهای پیام/