فوتبال بدون معماران میانه زمین؛ پست ۸ قربانی تاکتیک شد؟
به گزارش خبرنگار ورزشی برنا، در فوتبال روز دنیا، پست ۸ کمکم در حال از بین رفتن است و دیگر کمتر خبری از هافبکهای بازیساز به معنای واقعی کلمه به گوش میرسد. بازیکنانی مانند آندرهآ پیرلو، فرانک لمپارد، ژاوی هرناندز، خوان رومان ریکلمه، استیون جرارد و... که در اوج دوران فوتبالشان، نقشی انکارناپذیر در ساختار تیمهایشان داشتند. با این حال بعد از این نسل دیگر هافبکی که حتی نزدیک به آنها باشد، بهسختی پیدا میشود.
شاید امروز انگشتشمار باشند مربیانی که همچنان به بازیکن کلاسیک پست ۸ اعتقاد داشته باشند. یکی از آنها هانسی فلیک است که در بارسلونا از پدری در این نقش بهره میبرد اما آیا در فوتبال ایران و بهخصوص در لیگ برتر، بازیکنی داریم که بتواند چنین نقشی را ایفا کند؟
در تیم ملی فوتبال ایران، سامان قدوس که بیشتر در پست وینگر یا پست ۱۰ بازی میکند، یک خط عقبتر آمده و بخشی از وظایف هافبک بازیساز را بر عهده گرفته است اما سوال اینجاست که در تمام لیگ برتر فوتبال ایران، آیا بازیکن دیگری داریم که بتواند چنین نقشی را با کیفیت مطلوب ایفا کند؟
در بین لژیونرهای نیز فقط احمد نوراللهی توانایی انتقال توپ و پیش بردن بازی از میانه زمین را دارد و محمد جوان حسین نژاد هم که اصولاً در پست ۱۰ بازی میکند، گاهی اوقات در پست ۸ به کار گرفته میشود.
پست ۸ و هافبک بازیساز نهتنها فوتبال ایران بلکه فوتبال روز دنیا را نیز درگیر کرده است و این نقش رفتهرفته در حال کمرنگ شدن است. تیمها اصولا یا از دو هافبک تدافعی استفاده میکنند که در این صورت جنگندگی جای خلاقیت را در میانه زمین میگیرد، یا سعی میکنند با سیستم ۳-۳-۴ بازی کنند تا دو هافبک روی دست هافبک دفاعی قرار بگیرند؛ بازیکنانی که اصولا با پای مخالف بازی میکنند تا بتوانند وینگرها و مهاجمان را در موقعیت بهتری قرار دهند.

قطعاً یکی از دلایل اصلی کم شدن تعداد ستارهها در تیمها نیز همین موضوع است. این شرایط باعث شده بخش عظیمی از نقش بازیسازی روی دوش وینگرها بیفتد، کاری که بهشدت دشوار است اما اکنون در فوتبال روز دنیا به یک روند رایج تبدیل شده است.
بیایید کمی به عقب برگردیم. زمانی که لیونل مسی در پست وینگر راست بازی میکرد، رونالدینیو، آرین روبن، فرانک ریبری، آنخل دیماریا و بسیاری دیگر از وینگرهای بزرگ فوتبال دنیا در اوج بودند. در آن برهه، هر تیمی یک یا دو هافبک بازیساز داشت و به همین خاطر، وینگرها با فراغ بال بیشتری فوتبال بازی میکردند.
در کنار مسی، امثال ژاوی و اینیستا حضور داشتند. پشت سر روبن و ریبری، مارک فان بومل یا باستین شوایناشتایگر بازی میکردند و دیماریا و گرت بیل هم در رئال مادرید از حمایت بازیکنانی مانند لوکا مودریچ و تونی کروس در میانه زمین برخوردار بودند.
این ترکیب باعث میشد تیمها فوتبال هجومیتری ارائه کنند و بازی زیباتری به نمایش بگذارند. اما امروز معیار اصلی برای حضور در میانه زمین، دوندگی، ظرفیت بدنی بالا، جنگندگی و توانایی گرفتن توپهای سوم است.
طبیعی است وقتی چنین اتفاقی در فوتبال روز دنیا رخ میدهد، در فوتبال ایران که اصولا بسیاری از مربیان با احتیاط بیشتری کار میکنند و رویکردهای تدافعی دارند، نمیتوان انتظار داشت هافبکهای بازیساز فرصت چندانی برای بازی پیدا کنند.
با همه اینها، هنوز هم مربیانی که تفکرات هجومی دارند در فوتبال روز دنیا موفق میشوند. پاریسنژرمن با فوتبال هجومی و زیبا دو دوره پیاپی لیگ قهرمانان را فتح کرد و اسپانیا نیز با لوئیس دلافوئنته، مربیای که نشان داده تفکرات هجومی و فوتبال مالکانه را بهخوبی میشناسد، قهرمان اروپا و جهان شد!
درست است که فوتبال هجومی نفسهای آخرش را میکشد و هافبکهای بازیساز کلاسیک، روزبهروز کمتر در ترکیب تیمها دیده میشوند اما فوتبال هنوز هم نشان داده است که تیمهای هجومی و صاحب ایده، میتوانند برنده باشند. شاید پست ۸ در حال تغییر باشد، شاید تعریف هافبک بازیساز دیگر مانند گذشته نباشد اما هنوز هم نمیتوان نقش خلاقیت، پاس، انتقال توپ و ساختن موقعیت از میانه زمین را از فوتبال حذف کرد.
گزارش از سعید میرزائیان
انتهای پیام/