چرا ترامپ نمیتواند تجارت ایران را به صفر برساند؟ + نمودار شرکای تجاری ایران
به گزارش برنا، براساس آمارهای کمرک، تجارت غیرنفتی ایران در ۱۰ ماهه ۱۴۰۴ یک نکته بسیار مهم را نشان میدهد. ایران نه به یک کشور برای صادرات وابسته است و نه برای تأمین کالاهای مورد نیاز خود فقط به یک مبدأ وارداتی متکی است.
در سمت صادرات، چین با ۱۱ میلیارد دلار بزرگترین مقصد صادراتی ایران بوده است. پس از چین، عراق با ۸ میلیارد دلار قرار دارد. امارات با ۶.۵ میلیارد دلار، ترکیه با ۵.۵ میلیارد دلار و افغانستان با حدود ۲ میلیارد دلار در رتبههای بعدی قرار گرفتهاند.
در سمت واردات نیز امارات با حدود ۱۵ میلیارد دلار بزرگترین مبدأ واردات ایران بوده است. چین با ۱۳.۵ میلیارد دلار در جایگاه دوم قرار دارد و ترکیه با ۸ میلیارد دلار سومین مبدأ اصلی واردات ایران است. هند و آلمان نیز هر کدام حدود ۱.۵ میلیارد دلار واردات ایران را تأمین کردهاند.همین اعداد به تنهایی نشان میدهد پروژه قطع کامل تجارت ایران با جهان با یک شبکه اقتصادی متنوع مواجه است.
ایران فقط یک شریک تجاری ندارد
به اعتقاد کارشناسان،اگر قرار بود تجارت ایران فقط به یک کشور وابسته باشد، فشار آمریکا میتوانست اثر بسیار سریعتر و مستقیمتری داشته باشد. اما نمودار نشان میدهد پنج مقصد اصلی صادراتی ایران از نظر جغرافیایی و اقتصادی متفاوت هستند.چین یک قدرت بزرگ صنعتی و اقتصادی است. عراق و افغانستان بازارهای همسایه هستند. ترکیه یک اقتصاد بزرگ منطقهای و عضو شبکه تجارت جهانی است و امارات نیز یکی از مهمترین مراکز تجاری و لجستیکی منطقه محسوب میشود.این تفاوت برای اقتصاد ایران اهمیت زیادی دارد. به عبارت دیگر، اگر دسترسی به یکی از بازارها دشوار شود، تمام مسیرهای تجارت خارجی ایران به طور همزمان از بین نمیروند.ممکن است هزینه تجارت افزایش پیدا کند، ممکن است برخی شرکتها عقبنشینی کنند و ممکن است بخشی از معاملات از مسیرهای غیرمستقیم انجام شود، اما شبکه تجارت ایران همچنان مسیرهای متعددی در اختیار دارد.
چین مهمترین برگ ایران در برابر فشار آمریکا
در میان تمام اعداد نمودار، جایگاه چین اهمیت ویژهای دارد.چین هم بزرگترین مقصد صادراتی ایران در میان پنج مقصد اصلی است و هم دومین مبدأ وارداتی کشور. صادرات ایران به چین در ۱۰ ماهه ۱۴۰۴ حدود ۱۱ میلیارد دلار و واردات از این کشور حدود ۱۳.۵ میلیارد دلار بوده است.
یعنی رابطه ایران و چین یک رابطه یکطرفه نیست. چین هم مشتری کالاهای ایرانی است و هم یکی از تأمینکنندگان اصلی بازار ایران.این مسئله برای سیاست فشار آمریکا اهمیت زیادی دارد. زیرا حذف کامل تجارت ایران با چین فقط به معنای فشار بر ایران نیست. چنین اقدامی به معنای ایجاد محدودیت بر یک رابطه اقتصادی میان ایران و یکی از بزرگترین اقتصادهای جهان نیز خواهد بود؛ بنابراین هرچه فشار آمریکا برای قطع این ارتباط بیشتر شود، موضوع از سطح تحریم ایران فراتر میرود و به مسئله منافع اقتصادی چین تبدیل میشود.
امارات، مهمترین گلوگاه تجارت ایران
درآمار واردات، یک عدد بیش از همه جلب توجه میکند. ۱۵ میلیارد دلار واردات از امارات نشان میدهد این کشور در شبکه تأمین خارجی ایران جایگاه بسیار مهمی دارد. اهمیت این کشور را نمیتوان فقط با مصرف کالاهای اماراتی توضیح داد. موقعیت تجاری و لجستیکی امارات باعث شده این کشور یکی از مسیرهای مهم ورود کالا به ایران باشد.در سمت صادرات نیز امارات با ۶.۵ میلیارد دلار سومین مقصد اصلی صادرات ایران است؛ بنابراین رابطه اقتصادی ایران و امارات را باید یکی از گرههای مهم تجارت خارجی کشور دانست. هرگونه محدودیت شدید در این مسیر میتواند هزینه واردات و صادرات ایران را افزایش دهد، اما از طرف دیگر نشان میدهد که تجارت ایران صرفاً به یک کانال محدود نشده است.
ترکیه همزمان مشتری و تأمینکننده ایران است
ایران در ۱۰ ماهه ۱۴۰۴ حدود ۵.۵ میلیارد دلار صادرات به ترکیه داشته، در حالی که واردات از ترکیه به حدود ۸ میلیارد دلار رسیده است.این ارقام نشان میدهد ترکیه نیز صرفاً یک بازار صادراتی یا یک مبدأ وارداتی نیست. بلکه بخشی از زنجیره تجارت دوطرفه ایران است.همجواری، مرز زمینی، ارتباطات حملونقلی و حجم بالای تعاملات اقتصادی باعث شده حذف کامل این رابطه برای هر دو طرف هزینهبر باشد.به همین دلیل فشار آمریکا میتواند تجارت ایران و ترکیه را دشوارتر کند، اما تبدیل این رابطه به صفر نیازمند آن است که منافع اقتصادی دو کشور به طور کامل نادیده گرفته شود.
عراق و افغانستان دو بازار حیاتی ایران هستند
در سمت صادرات، عراق با ۸ میلیارد دلار دومین مقصد بزرگ صادراتی ایران است. این رقم اهمیت بازار عراق را به خوبی نشان میدهد.عراق برای ایران فقط یک بازار خارجی نیست. نزدیکی جغرافیایی، مرز مشترک، نیاز بازار عراق به کالاهای ایرانی و ارتباطات گسترده تجاری باعث شده صادرات به این کشور به بخش مهمی از اقتصاد صادراتی ایران تبدیل شود.افغانستان نیز با حدود ۲ میلیارد دلار در میان پنج مقصد اصلی صادرات ایران قرار دارد.اهمیت این دو بازار در یک نکته مشترک است. تجارت با همسایگان الزاماً به اندازه تجارت با اقتصادهای دوردست به شبکههای پیچیده مالی و حملونقلی وابسته نیست. همین ویژگی میتواند بخشی از فشارهای ناشی از تحریم را خنثی کند.
یک نکته مهم در دل اعداد واردات
پنج مبدأ اصلی واردات ایران در این نمودار مجموعاً حدود ۳۹.۵ میلیارد دلار تجارت با ایران داشتهاند.در مقابل، پنج مقصد اصلی صادرات ایران حدود ۳۳ میلیارد دلار کالا از ایران خریداری کردهاند.این اعداد به معنای تراز تجاری کل ایران نیستند، زیرا سایر کشورها نیز در تجارت خارجی ایران حضور دارند. اما از منظر ساختار تجارت، یک پیام مهم دارند.ایران برای تأمین کالاهای مورد نیاز خود به مجموعهای از اقتصادهای مختلف متکی است و در عین حال بازارهای متنوعی برای فروش کالاهای خود دارد؛ بنابراین سیاست فشار آمریکا باید همزمان بر شبکهای از روابط اقتصادی با چین، ترکیه، امارات، عراق، افغانستان، هند و حتی آلمان اثر بگذارد.
چرا ترامپ نمیتواند تجارت ایران را به صفر برساند؟
اینجا دقیقاً نقطهای است که نمودار اهمیت پیدا میکند.آمریکا میتواند بانکها را تهدید کند. میتواند شرکتهای کشتیرانی و بیمه را تحت فشار قرار دهد. میتواند برای شرکای تجاری ایران هزینه ایجاد کند و دسترسی ایران به شبکه مالی بینالمللی را محدودتر کند.اما برای رسیدن به هدف نهایی یعنی قطع تجارت ایران با جهان باید رفتار مجموعهای از کشورها تغییر کند.چین باید عقبنشینی کند.
ترکیه باید تجارت خود را کاهش دهد. عراق باید واردات از ایران را محدود کند. امارات باید مسیرهای تجاری خود را ببندد و کشورهای دیگری نیز حاضر شوند منافع اقتصادی خود را به خاطر فشار واشنگتن کنار بگذارند.آمریکا میتواند تجارت ایران را گران کند، نه اینکه آن را ناپدید کند.واقعبینانهترین سناریو این است که فشار آمریکا هزینه تجارت ایران را افزایش دهد.ممکن است یک کالای ایرانی برای رسیدن به بازار مقصد نیازمند واسطه بیشتری شود. ممکن است هزینه انتقال پول بالا برود. ممکن است حملونقل و بیمه گرانتر شود و صادرکننده برای حفظ بازار مجبور به ارائه تخفیف شود؛ بنابراین اثر تحریمها واقعی است.اما میان کاهش کارایی تجارت و نابودی تجارت تفاوت بزرگی وجود دارد.نمودار تجارت ایران در ۱۰ ماهه ۱۴۰۴ نشان میدهد حتی در شرایط فشار و تحریم، ایران همچنان شبکهای از روابط تجاری با چند اقتصاد مهم و بازار بزرگ منطقهای دارد.
نقطه قوت ایران در این جنگ اقتصادی چیست؟
مهمترین نقطه قوت ایران در برابر پروژه انزوای کامل، جغرافیا و تنوع شرکای تجاری است.ایران در کنار خلیج فارس قرار گرفته، با چند کشور مرز زمینی دارد و در مسیر ارتباطی میان آسیای مرکزی، قفقاز، خاورمیانه و آبهای آزاد قرار گرفته است.این موقعیت باعث میشود حذف ایران از شبکه تجارت منطقهای بسیار دشوارتر از حذف یک اقتصاد کوچک و محصور باشد.از طرف دیگر، ایران دارای منابع انرژی، محصولات پتروشیمی، مواد معدنی، محصولات کشاورزی و بازار مصرف بزرگی است. اینها کالاها و ظرفیتهایی هستند که برای بسیاری از شرکای منطقهای و آسیایی جذابیت اقتصادی دارند.
ترامپ موفق نمیشود ایران را از تجارت جهان حذف کند
آمار ۱۰ ماهه تجارت غیرنفتی ایران در سال ۱۴۰۴ یک پیام روشن دارد. ایران منزوی مطلق نیست.چین با ۱۱ میلیارد دلار بزرگترین مقصد صادراتی است. عراق ۸ میلیارد دلار، امارات ۶.۵ میلیارد دلار و ترکیه ۵.۵ میلیارد دلار صادرات ایران را جذب کردهاند. در طرف واردات نیز امارات با ۱۵ میلیارد دلار، چین با ۱۳.۵ میلیارد دلار و ترکیه با ۸ میلیارد دلار سه مبدأ اصلی هستند.این ارقام نشان میدهد تجارت خارجی ایران یک شبکه چندلایه دارد.ترامپ میتواند این شبکه را تحت فشار قرار دهد. میتواند هزینههای آن را افزایش دهد. میتواند برخی مسیرها را مسدود کند و بعضی شرکای تجاری را برای عقبنشینی تحت فشار بگذارد.اما موفق نخواهد شد ایران را به کشوری تبدیل کند که با هیچکس تجارت ندارد.چرا که تجارت ایران فقط یک رابطه میان تهران و واشنگتن نیست. پشت هر عدد این نمودار، منافع اقتصادی چین، ترکیه، عراق، امارات، افغانستان، هند و حتی سایر شرکای تجاری قرار دارد؛ بنابراین مسئله اصلی برای ایران در دوره فشار جدید، قطع تجارت نیست. مسئله اصلی این است که چگونه با حفظ همین شبکه تجاری، هزینه مبادلات را کاهش دهد، وابستگی به مسیرهای محدود را کمتر کند و از ظرفیت همسایگان و اقتصادهای آسیایی برای مقاومسازی تجارت خارجی استفاده کند.
اگر ترامپ به دنبال صفر کردن تجارت ایران است، نمودار ۱۰ ماهه ۱۴۰۴ یک پاسخ روشن به این هدف میدهد: فشار ممکن است تجارت ایران را کوچکتر و گرانتر کند، اما شبکهای با این تعداد شریک و این حجم از منافع متقابل را نمیتوان به سادگی از اقتصاد جهانی حذف کرد.