یک سال دیپلماسی؛ از سیاست همسایگی تا فعالسازی ظرفیتهای منطقهای
هفته دولت فرصتی برای مرور کارنامه دستگاههای اجرایی و ارزیابی مسیری است که دولت در یک سال گذشته طی کرده است. در حوزه سیاست خارجی، دولت چهاردهم از ابتدای فعالیت خود، سیاست همسایگی و توسعه روابط با کشورهای پیرامونی را در شمار اولویتهای اصلی قرار داد؛ رویکردی که در ادامه با راهاندازی دیپلماسی استانی، تلاش برای گسترش همکاریهای اقتصادی و تقویت ارتباط با کشورهای منطقه همراه شد. مرور عملکرد یکسال گذشته وزارت امور خارجه نشان میدهد دستگاه دیپلماسی تلاش کرده است روابط خارجی ایران را از سطح رایزنیهای سیاسی فراتر برده و ظرفیتهای اقتصادی، استانی و مردمی را نیز وارد این عرصه کند.
همسایگان در اولویت دیپلماسی
یکی از مهمترین محورهای سیاست خارجی دولت چهاردهم، توجه ویژه به کشورهای همسایه و محیط پیرامونی ایران بود. این سیاست بر این نگاه استوار شد که تأمین امنیت و منافع ملی ایران، در کنار روابط با قدرتهای بزرگ، نیازمند داشتن روابطی باثبات و رو به گسترش با کشورهای اطراف است.
در همین راستا، وزارت امور خارجه در یک سال گذشته تلاش کرد سطح تعاملات سیاسی با کشورهای همسایه را افزایش دهد و در کنار مسائل سیاسی و امنیتی، موضوعاتی مانند تجارت، ترانزیت، انرژی، گردشگری و ارتباطات مردمی را نیز در روابط دوجانبه پررنگتر کند.
این رویکرد در روابط ایران با کشورهایی همچون عراق، ترکیه، پاکستان، افغانستان، جمهوری آذربایجان و کشورهای آسیای مرکزی و همچنین کشورهای حاشیه خلیج فارس دنبال شد.
در واقع، سیاست همسایگی دولت چهاردهم را میتوان تلاشی برای تبدیل موقعیت جغرافیایی ایران به یک ظرفیت سیاسی و اقتصادی دانست؛ ظرفیتی که در صورت فعال شدن میتواند علاوه بر کاهش تنشهای منطقهای، زمینه را برای افزایش تجارت و همکاریهای اقتصادی فراهم کند.
وقتی دیپلماسی از پایتختها فاصله گرفت
یکی از اقدامات متفاوت وزارت امور خارجه در این دوره، اجرای ایده «دیپلماسی استانی» بود؛ طرحی که هدف آن استفاده از ظرفیت استانهای کشور در توسعه روابط خارجی است.
استانهای مرزی ایران، بهویژه، سالها با کشورهای همجوار خود ارتباطات اقتصادی و اجتماعی داشتهاند. با این حال، بخش قابل توجهی از این ظرفیتها کمتر در چارچوب رسمی سیاست خارجی مورد استفاده قرار گرفته بود.
دولت چهاردهم تلاش کرد این فاصله را کاهش دهد. برگزاری نشستهای منطقهای دیپلماسی استانی در شیراز و مشهد، حضور سفرا و نمایندگان دستگاه دیپلماسی در این نشستها و گفتوگو با مسئولان و فعالان اقتصادی استانها، بخشی از این مسیر بود.
هدف این بود که مسائل و ظرفیتهای موجود در استانها مستقیماً به شبکه دیپلماسی کشور متصل شود؛ از توسعه صادرات و واردات گرفته تا گردشگری، حملونقل، بازارچههای مرزی و حل مسائل میان مناطق مرزی ایران و کشورهای همسایه.
عراقچی در گزارش یکسال گذشته وزارت امور خارجه، دیپلماسی استانی را یکی از ویژگیهای جدید دولت چهاردهم در حوزه سیاست همسایگی دانست و تأکید کرد که در جریان اجرای این طرح، ظرفیتهایی در استانهای کشور شناسایی شد که میتواند به توسعه تجارت و همکاری با کشورهای پیرامونی منجر شود.
اهمیت این ابتکار فقط در برگزاری نشستها نیست؛ بلکه در تغییری است که میتواند در شیوه نگاه به دیپلماسی ایجاد کند. بر اساس این رویکرد، سیاست خارجی فقط در تهران و در دیدار مقامهای عالیرتبه با یکدیگر شکل نمیگیرد و استانها و بخش خصوصی نیز میتوانند بخشی از زنجیره روابط خارجی کشور باشند.
از رابطه سیاسی تا همکاری اقتصادی
یکی دیگر از محورهای عملکرد وزارت امور خارجه در این دوره، تلاش برای پیوند دادن روابط سیاسی با منافع اقتصادی بود.
در شرایطی که اقتصاد ایران با محدودیتهای ناشی از تحریم مواجه است، همسایگان میتوانند نقش مهمی در توسعه تجارت خارجی کشور ایفا کنند. افزایش صادرات، واردات کالاهای مورد نیاز، استفاده از ظرفیت ترانزیتی و ایجاد مسیرهای جدید برای مبادلات اقتصادی، از جمله حوزههایی است که روابط با کشورهای پیرامونی میتواند در آن اثرگذار باشد.
از همین منظر، دیپلماسی اقتصادی در کنار دیپلماسی سیاسی دنبال شد؛ به این معنا که سفارتخانهها و نمایندگیهای ایران تنها محل پیگیری مسائل سیاسی نباشند و در معرفی ظرفیتهای اقتصادی کشور، حمایت از فعالان بخش خصوصی و ایجاد ارتباط میان بنگاههای ایرانی و طرفهای خارجی نیز نقش بیشتری ایفا کنند.
این رویکرد بهویژه در روابط با کشورهای آسیای مرکزی، قفقاز و همسایگان شرقی اهمیت دارد؛ کشورهایی که علاوه بر بازار مصرف، میتوانند در مسیرهای ترانزیتی ایران نیز نقش داشته باشند.
نگاه ویژه به جهان اسلام
در سیاست خارجی دولت چهاردهم، روابط با کشورهای اسلامی نیز جایگاه ویژهای پیدا کرد. ایران علاوه بر پیگیری روابط دوجانبه، بر ضرورت افزایش همکاری میان کشورهای اسلامی تأکید داشته است.
موضوعاتی همچون توسعه ارتباطات اقتصادی، افزایش رفتوآمد مردم، همکاریهای منطقهای و ایجاد مسیرهای ارتباطی میان کشورهای اسلامی از جمله موضوعاتی بود که در رایزنیهای دولت مطرح شد.
این نگاه در روابط با عراق نیز نمود ویژهای داشت. ارتباطات گسترده مردمی میان دو کشور، مناسبات اقتصادی و حضور میلیونها زائر ایرانی و عراقی، ظرفیت قابل توجهی برای توسعه روابط دو طرف ایجاد کرده است.
در چنین شرایطی، دیپلماسی صرفاً به روابط میان دولتها محدود نمیشود و مناسبات میان ملتها نیز به بخشی از قدرت ارتباطی کشور تبدیل میشود.
قفقاز و آسیای مرکزی؛ استفاده از ظرفیت جغرافیایی ایران
در کنار کشورهای عربی و همسایگان غربی و شرقی، روابط ایران با کشورهای قفقاز و آسیای مرکزی نیز در دستور کار دستگاه دیپلماسی قرار داشت.
موقعیت جغرافیایی ایران، این کشور را به یکی از مسیرهای مهم بالقوه برای اتصال آسیای مرکزی و قفقاز به خلیج فارس و آبهای آزاد تبدیل کرده است. فعال شدن این ظرفیت میتواند هم برای اقتصاد ایران و هم برای کشورهای محصور در خشکی منطقه اهمیت داشته باشد. به همین دلیل، موضوعاتی مانند کریدورهای ترانزیتی، حملونقل و تجارت منطقهای در کنار مسائل سیاسی در رایزنیهای ایران دنبال شد.
در این میان، عضویت و فعالیت ایران در سازوکارهایی مانند سازمان همکاری شانگهای و بریکس نیز فرصت دیگری برای توسعه همکاری با کشورهای آسیایی و اقتصادهای نوظهور ایجاد کرده است.
دیپلماسی در چندجانبهگرایی
دولت چهاردهم همزمان تلاش کرد حضور ایران در ساختارهای چندجانبه را نیز تقویت کند. حضور فعال در سازمانهای منطقهای و بینالمللی، بهویژه در شرایطی که ایران با فشارهای سیاسی و اقتصادی غرب مواجه است، امکان ایجاد ارتباط با طیف گستردهتری از کشورها را فراهم میکند.
در این چارچوب، وزارت امور خارجه تلاش کرد از ظرفیت کشورهای عضو بریکس، شانگهای و دیگر مجموعههای منطقهای برای پیشبرد منافع ایران استفاده کند.
اهمیت این رویکرد در آن است که سیاست خارجی ایران تنها به روابط دوجانبه محدود نماند و تهران بتواند در موضوعات منطقهای و بینالمللی، از ظرفیت ائتلافها و سازوکارهای چندجانبه نیز استفاده کند.
دیپلماسی همسایگی؛ سرمایهای برای روزهای سخت
شاید یکی از مهمترین نتایج سیاست همسایگی در یک سال گذشته، در شرایطی آشکار شد که منطقه وارد دورهای پرتنش شد.
ارتباطاتی که در ماههای گذشته میان ایران و کشورهای پیرامونی شکل گرفته بود، در شرایط بحرانی امکان استفاده از مسیرهای مختلف ارتباطی و تجاری را فراهم کرد. بهویژه برای استانی که در کنار مرز قرار دارد، داشتن ارتباط مستقیم با طرف مقابل میتواند در مواقع بحران اهمیت دوچندانی پیدا کند.
عراقچی نیز در گزارش اخیر خود به همین موضوع اشاره کرده و گفته است دیپلماسی استانی اگرچه اساساً برای شرایط جنگ طراحی نشده بود، اما ارتباطات ایجادشده میان استانهای مرزی ایران و مناطق همجوار در کشورهای دیگر، در زمان بحران برای تأمین بخشی از نیازهای کشور مفید واقع شد.
این موضوع نشان میدهد سیاست همسایگی را نمیتوان تنها با تعداد دیدارها و سفرهای دیپلماتیک سنجید. بخشی از نتیجه این سیاست، ایجاد کانالهای ارتباطی پایدار است؛ کانالهایی که در شرایط عادی برای تجارت و همکاری استفاده میشوند و در شرایط دشوار میتوانند به ابزار مدیریت بحران تبدیل شوند.
یک سال تلاش برای ساختن شبکهای پیرامون ایران
مرور اقدامات یک سال گذشته وزارت امور خارجه نشان میدهد سیاست همسایگی دولت چهاردهم صرفاً به افزایش تعداد دیدارهای دیپلماتیک محدود نبوده است. تلاش برای گسترش روابط سیاسی، فعال کردن دیپلماسی استانی، تقویت دیپلماسی اقتصادی، توسعه روابط با کشورهای اسلامی و استفاده از ظرفیت سازمانهای منطقهای، مجموعهای از اقداماتی بوده که در این دوره دنبال شده است.
در این میان، دیپلماسی استانی شاید یکی از متفاوتترین تجربههای این دوره باشد؛ چرا که تلاش میکند سیاست خارجی را به ظرفیتهای واقعی استانها و بخش خصوصی نزدیکتر کند.
از سوی دیگر، تقویت روابط با همسایگان، علاوه بر کارکرد اقتصادی و سیاسی، یک کارکرد مهم دیگر نیز دارد: ایجاد شبکهای از ارتباطات که در شرایط بحرانی میتواند برای حفظ ارتباطات، تأمین نیازها و مدیریت تنشها مورد استفاده قرار گیرد.
با این حال، این مسیر در ادامه با یکی از سختترین آزمونهای خود مواجه شد؛ جنگ و بحران منطقهای، دستگاه دیپلماسی را وارد مرحلهای کرد که دیگر تنها توسعه روابط و همکاری اقتصادی مطرح نبود و مدیریت یک بحران گسترده، رایزنیهای فشرده منطقهای و در نهایت مذاکره برای پایان درگیری در دستور کار قرار گرفت.
انتهای پیام/