در روایت داستان لسرا ت جه به لایه های مختلف و جزییات و رابطههای انسانی از خود حادثه مهمتر است
به گزارش خبرنگار خبرگزاری برنا از قزوین؛ کارگاه تخصصی «روایت تاریخ شفاهی» با حضور جمعی از جوانان هنرمند استان قزوین روز یکشنبه در حوزه هنری استان برگزار شد.
در این کارگاه تخصصی، امیرمحمد عباسنژاد و ناطق از استادان و نویسندگان حوزه ادبیات دفاع مقدس، به تشریح فنون روایت و اصول ثبت و تدوین خاطرات دوران اسارت پرداختند.
امیرمحمد عباسنژاد، نویسنده و کارشناس دفتر اسارت در این کارگاه اظهار کرد: برای نوشتن خاطرات اسرا ۲۸ نکته وجود دارد که باید در روایتگری مورد توجه قرار گیرد و یکی از مهمترین آنها، توجه به لایههای مختلف خاطره است.
وی افزود: در روایتها لایهبندی داریم و باید بررسی کنیم در لایه نخست چه اتفاقی رخ داده و سپس به لایههای زیرین خاطره دست پیدا کنیم.
عباسنژاد با تأکید بر ضرورت توجه به شخصیت راوی گفت: در روایت خاطرات باید به خانواده و بستر اجتماعی شخصیت نیز پرداخته شود و با بیان حوادث، به دنبال انسانمحوری و تجربههای انسانی باشیم.
وی ادامه داد: باید اطلاعات و معناهای پنهان موجود در خاطره را کشف و بیان کنیم تا قهرمان روایت به درستی معرفی شود. شخصیتهای فرعی و حتی شخصیتهای منفی نیز در دیده شدن شخصیت اصلی نقش دارند و باید مشخص شود چه کسانی درگیر آن اتفاق بودهاند.

این نویسنده با اشاره به اهمیت روابط انسانی در خاطرات اسارت گفت: یکی از لایههای مهم روایت، روابط انسانی شکلگرفته در دوران اسارت است که باید به آن پرداخته شود. همچنین توجه به خردهفرهنگها و بیان جزئیات در روایت اهمیت زیادی دارد و گاهی روابط انسانی از خود حادثه مهمتر است.
عباسنژاد احساسات را یکی دیگر از لایههای مهم خاطرات دانست و اظهار کرد: احساسات را نمیتوان از روایت حذف کرد و باید دلتنگی، ترس، شادی، خشم، ناامیدی و نگرانیهای افراد به شکل واقعی بیان شود.
وی افزود: در ادبیات اسارت باید امید را نیز نشان دهیم؛ برای نمونه، هنگام آزادی خرمشهر و بازگشت نیروهای عراقی، بهتر است احساسات افراد همانگونه که رخ داده روایت شود و نویسنده از خودش چیزی به متن اضافه نکند و ذهن و برداشت شخصی خود را وارد روایت نکند.
عباسنژاد بیان کرد: جزئیات نیز از دیگر لایههای مهم روایت است و راوی میتواند از وضعیت آسایشگاه، رفتار زندانبانها، شرایط زندگی و خطرات دوران اسارت سخن بگوید تا فضای روایت برای مخاطب قابل لمس و درک باشد.
وی تصریح کرد: مصاحبهگر باید به مسائل ریز و جزئی توجه کند و در ادامه به اشیا و نشانهها نیز بپردازد. در این بخش باید هویت ملی و مذهبی راوی نیز در متن روایت دیده شود و مشخص شود چه چیزی هویت او را در دوران اسارت حفظ کرده است.
این نویسنده مقاومت و امید را از دیگر عناصر مهم خاطرات اسارت عنوان کرد و گفت: گاهی یک شوخی کوچک، یک نامه یا اتفاقی ساده میتواند بهانهای برای ایجاد امید در دوران اسارت باشد.
وی افزود: پس از این مراحل، معنا و سپس پراکندگی مطالب مطرح میشود و باید تدوین مناسبی روی کار انجام گیرد. همچنین توصیه میشود پژوهش در متن روایت دیده شود.

عباسنژاد تأکید کرد: لایهبندی به معنای داستانسازی نیست، بلکه باید به کشفهای موجود در خاطره برسیم و لایههای زیرین آن را شناسایی کنیم. برای رسیدن به این هدف، طرح پرسشهای کلیدی از سوی مصاحبهگر و کشف ارکان خاطره اهمیت زیادی دارد.
وی در ادامه به تفاوت میان گزارش و روایت اشاره کرد و گفت: در گزارش ممکن است گفته شود که در اردوگاه غذا کم بود، اما در روایت علاوه بر بیان این حادثه، باید روابط انسانی و تجربههای شکلگرفته پیرامون آن نیز روایت شود.
این نویسنده اظهار کرد: پرسش نهایی مصاحبهگر باید این باشد که پشت این روایت چه چیزی میتواند وجود داشته باشد و این اتفاق چگونه رقم خورده است. اگر مصاحبهگر بتواند لایههای خاطره را کشف و آنها را درست در کنار یکدیگر قرار دهد، میتوان به خاطراتی خواندنی دست یافت و از دل خاطرات به معنای زندگی رسید.
عباسنژاد همچنین با اشاره به جایگاه طنز در خاطرات اسارت گفت: طنز جزو جداییناپذیر دوران اسارت است و باید در روایتها مورد توجه قرار گیرد.
وی در پایان خاطرنشان کرد: شخصیتهای فرعی نیز در خاطرات اهمیت زیادی دارند و باید با داستان همراه باشند؛ افرادی مانند همغذاها، استاد و معلم زبان یا سربازان عراقی میتوانند به شکلگیری فضای روایت کمک کنند و حتی شخصیتهای فرعی میتوانند به معرفی بهتر راوی و شخصیت اصلی داستان کمک کنند.
انتهای پیام