فروزان: پیوند سیستان و چابهار؛ حلقه تکمیلکننده محور شرق
به گزارش خبرگزاری برنا از سیستان و بلوچستان؛این نگاه، توسعه شرق را از یک موضوع صرفاً ترانزیتی فراتر میبرد و بر شکلگیری یک مسیر اقتصادی تأکید دارد؛ مسیری که در آن تجارت، سرمایهگذاری، تولید، فرآوری و خدمات لجستیکی در کنار حملونقل قرار میگیرند و سهم بیشتری از ارزش مبادلات در منطقه ایجاد میشود.
افغانستان در این چارچوب، تنها یک بازار یا مقصد ترانزیتی نیست. ظرفیتهای معدنی، کشاورزی، دامپروری و باغداری آن میتواند زمینهساز توسعه تجارت، سرمایهگذاری مشترک، فرآوری و فعالیتهای خدماتی در دو سوی مرز باشد.
از سوی دیگر، موقعیت جغرافیایی این کشور، امکان ارتباط میان آسیای مرکزی و آسیای جنوبی را فراهم میکند. اتصال این ظرفیت به زیرساختهای ایران، میتواند مسیر دسترسی به بازارهای منطقهای و آبهای آزاد را تقویت کرده و جایگاه سیستان و چابهار را در شبکه مبادلات منطقهای ارتقا دهد.
در این میان، سخن راهبردی رهبر شهید انقلاب اسلامی (ره) که میفرمایند: «اگر محور چابهار ـ میلک فعال شود، جنوب شرق کشور متحول میشود.»، ناظر بر همین ظرفیت اتصال و همافزایی است؛ ظرفیتی که در آن مرز میلک، سیستان، شبکه ریلی، چابهار و اقیانوس هند در یک مسیر اقتصادی قرار میگیرند.
اگر این مسیر را بهصورت یک زنجیره جغرافیایی و اقتصادی ترسیم کنیم، جریان تجارت از میلک و منطقه آزاد سیستان آغاز میشود، از طریق زاهدان به شبکه ریلی جنوب متصل میشود و با راهآهن چابهار ـ زاهدان به بندر چابهار و منطقه آزاد چابهار میرسد؛ جایی که ظرفیتهای دریایی، تجاری و سرمایهگذاری، این جریان را به سواحل مکران و اقیانوس هند متصل میکند.
در این میان، منطقه آزاد چابهار صرفاً نقطه پایانی یک مسیر ترانزیتی نیست؛ بلکه میتواند یکی از مهمترین حلقههای اقتصادی این کریدور باشد. موقعیت راهبردی، دسترسی به بندر و آبهای آزاد و ظرفیتهای قانونی و زیرساختی منطقه آزاد، امکان آن را فراهم میکند که بخشی از کالاها و مواد اولیه ورودی، به جای عبور مستقیم، در فرآیندهای تولید، فرآوری، بستهبندی، توزیع و خدمات تجاری قرار گیرند.
از این منظر، منطقه آزاد چابهار میتواند نقش خود را از دروازه ورود و خروج کالا به بستر شکلگیری فعالیت اقتصادی در امتداد کریدور ارتقا دهد؛ نقشی که در آن سرمایهگذاری، صنایع تبدیلی، خدمات لجستیکی، مراکز توزیع و فعالیتهای صادراتمحور، به ایجاد ارزش افزوده در جنوب شرق کشور کمک میکنند.
در سوی دیگر، منطقه آزاد سیستان نیز میتواند با تمرکز بر ظرفیتهای مرزی، تجارت، لجستیک و ارتباط با بازارهای شرقی، مکمل این فرآیند باشد. به این ترتیب، دو منطقه آزاد میتوانند در یک تقسیم کار اقتصادی، از مبدأ مرزی تا دسترسی دریایی، ظرفیتهای یکدیگر را تکمیل کنند.
کالا نباید فقط از محور شرق عبور کند؛ بخشی از ارزش آن باید در همین مسیر ایجاد شود. این نگاه، اهمیت فرآوری مواد معدنی و محصولات کشاورزی، بستهبندی، انبارداری، خدمات لجستیکی، صنایع تبدیلی و سایر فعالیتهای پشتیبان تجارت را دوچندان میکند.
زاهدان نیز در این ساختار، نقش یک گره ارتباطی میان ظرفیتهای مرزی سیستان و شبکه ریلی منتهی به چابهار را بر عهده میگیرد. از همین رو، امتداد ارتباط ریلی از زاهدان به سمت میلک و اتصال آن به زرنج، در کنار راهآهن چابهار ـ زاهدان، میتواند در تکمیل این مسیر مورد توجه قرار گیرد.
در چنین چارچوبی، مسیر میلک ـ منطقه آزاد سیستان ـ زاهدان ـ راهآهن چابهار ـ زاهدان ـ بندر چابهار ـ منطقه آزاد چابهار ـ سواحل مکران ـ اقیانوس هند، صرفاً یک مسیر حملونقلی نخواهد بود؛ بلکه میتواند به یک کریدور تجاری، لجستیکی و سرمایهگذاری تبدیل شود که در نقاط مختلف آن، فعالیت اقتصادی شکل میگیرد.
اهمیت این مسیر زمانی بیشتر میشود که ظرفیتهای اقتصادی آن سوی مرز نیز وارد این معادله شود. منابع معدنی، محصولات کشاورزی و باغی میتوانند در قالب تجارت و سرمایهگذاری مشترک، به فرآیندهای تولید و فرآوری در این پهنه متصل شوند و بخشی از ارزش افزوده آنها در سیستان و چابهار ایجاد شود.
در این میان، بندر چابهار و منطقه آزاد چابهار دو ظرفیت مکمل اما متمایز هستند؛ بندر، دسترسی به اقیانوس هند و شبکه حملونقل دریایی را فراهم میکند و منطقه آزاد چابهار میتواند با جذب سرمایه، توسعه فعالیتهای تولیدی و تجاری، ارائه خدمات و ایجاد زیرساختهای پشتیبان، از این دسترسی برای خلق ارزش اقتصادی استفاده کند.
این مزیت، منطقه آزاد چابهار را در جایگاهی قرار میدهد که میتواند میان ظرفیتهای مرزی شرق کشور و بازارهای آسیای جنوبی، آسیای مرکزی و پیرامون اقیانوس هند پیوند اقتصادی ایجاد کند؛ پیوندی که در آن چابهار نه صرفاً مقصد کالا، بلکه محل اتصال تجارت به سرمایهگذاری و تولید است.
بنابراین، توسعه همکاری اقتصادی در این پهنه زمانی میتواند اثر گستردهتری بر شرق کشور داشته باشد که از سطح مبادله کالا فراتر رفته و به سرمایهگذاری، تولید، فرآوری، لجستیک و خدمات منجر شود. در این چارچوب، منطقه آزاد چابهار میتواند یکی از محورهای اصلی تبدیل ظرفیت ترانزیتی به فعالیت اقتصادی ماندگار باشد.
مسئله فقط عبور کالا نیست؛ مسئله، ایجاد ارزش در مسیر عبور کالا است. فعال شدن این نگاه، به معنای تبدیل مسیر ارتباطی به بستری برای سرمایهگذاری، اشتغال و تولید ارزش در نقاط مختلف آن است.
در پایان، در مجموع، تأکید حسین فروزان بر اینکه «توسعه تجارت و سرمایهگذاری مشترک با افغانستان، کلید رونق شرق کشور» است، با فعال شدن ارتباط چابهار ـ میلک میتواند از یک ایده تجاری به یک مسیر عملی توسعه تبدیل شود؛ مسیری که از میلک و سیستان آغاز میشود، با اتصال ریلی از زاهدان ادامه مییابد و در چابهار، با تکیه بر ظرفیتهای منطقه آزاد چابهار، بندر، سواحل مکران و اقیانوس هند، امکان تبدیل تجارت و ترانزیت به سرمایهگذاری و خلق ارزش را فراهم میکند.
این همان حلقهای است که میتواند پیوند سیستان و چابهار را از یک ارتباط جغرافیایی، به یک تقسیم کار اقتصادی و کریدور فعال تجارت، سرمایهگذاری و تولید در شرق کشور تبدیل کند.