جای خالی نظم در جشنواره تئاتر فجر
سرویس فرهنگ و هنر/ کارگردانان پیش از جشنواره رضایت خود را از برنامه ریزی جشنواره اعلام کردند، ولی طبق پیش بینیها با آغاز برگزاری جشنواره این نظم کم رنگتر شد .
بیست و نهمین جشنواره بینالمللی تئاتر فجر با تمام کاستیها و مزایای خود به پایان رسید و به دلیل اینکه دبیر دوره بیست و نهم برای دوره سیام نیز انتخاب شده، حرف زدن درباره دوره بیست و نهم بیفایده نیست و باید رسانهها درباره آن نقد و تحلیل کنند تا محمد حیدری دبیر جشنواره از یک سال قبل با نواقص کار خود رو به رو شود. همچنین نشست خبری یک ماه مانده به جشنواره تنها کارکرد اطلاع رسانی دارد نه چیز دیگری و انبارشدن تمام حرفها تا آن زمان کار درستی نیست. هر چند که محمد حیدری وعده برگزاری یک نشست خبری بعد از برگزاری جشنواره داده بود اما فعلا خبری از آن نیست.
درباره نظم برگزاری جشنواره بیست و نهم صحبتهای فراوانی از طرف گروههای نمایشی و کارگردانان شد و آنها پیش از جشنواره رضایت خود را از برنامه ریزی جشنواره اعلام کردند، هر چند طبق پیش بینیها با آغاز برگزاری جشنواره این نظم کم رنگتر شد و مخصوصاً در زمان اجراها که تاخیر نه تنها نسبت به دوره قبل کمتر نشد بلکه بسیار بیشتر شد به گونهای که اگر کسی میتوانست در یک روز دو اجرا ببیند باید بسیار خوشحال میبود چون گاهی تاخیر اجراها برابر با مدت زمان خود نمایش بود.
هر چند تاخیر یک عنصر ثابت در مدیریت تئاتری ما است اما عدم تذکر آن موجب عادت شدن برای مدیران خواهد شد. جالب است که با مقایسه جدول برنامههای مکتوب با جدول برنامههای واقعی میتوان گفت آغاز تمام نمایشها به طور متوسط یک ساعت تفاوت با زمان تعیین شده در جدول داشت که این موجب سردرگمی مخاطبان میشود.
حتی جالب است که بنرهای جشنواره تا در روز آغاز جشنواره در تالار وحدت نصب شد و تماشاخانه ایرانشهر نیز در روز اول هیچ نشانی از برگزاری جشنواره نداشت و فضای آن مانند همیشه بود. هر چند دبیر جشنواره تاکید بر تمرکززدایی از تئاترشهر داشت ولی برای ایجاد جو جشنواره در تئاترشهر همه کار کرده بودند و برای سالنهای دیگر هیچ کار. البته رفته رفته در روزهای بعد این نقیصه در حال برطرف شدن بود، در حالی که انجام این کارها پیش از آغاز جشنواره کار دشواری نیست.
تبلیغات شهری دوره بیست و نهم بسیار پررنگ بود که این یک اتفاق مثبت و بجا است و طرح هایی که در تبلیغات این دوره انجام شد باید در طول سال نیز برای تئاتر اتفاق بیافتد.
شیوه برگزاری بازار تئاتر نیز برخی از گروهها را دچار مشکل کرده بود و عده ای خواستار این بودند که زمان بندی سخنرانیها به گونهای باشد که دو طرف پیش از آنکه آشنایی مقدماتی از هم پیدا کنند و مهمانان تک تک معرفی شوند تا گروه بداند برای چه طیف مدیری صحبت میکند. همچنین برنامه بازار طوری تعیین شود که خارجی ها روز قبل اجرای گروه را دیده باشند چون 20 دقیقه زمانی نیست که گروه بتواند دقایقی از آن را به پخش فیلم نمایش خود اختصاص دهد و همه چیز را توضیح دهد. از طرف دیگر اهالی رسانه نیز از برنامه بازار و گروههایی که در روزهای مختلف سخنرانی دارند مطلع نشدند.
حضور نمایشهای خارجی نیز یکی دیگر از انتقادات همیشگی وارده به دبیرخانههای جشنوارههای تئاتری ما است. دبیرخانه جشنواره بیست و نهم دو نام بزرگ تئاتر دنیا را در این جشنواره دعوت کرده بود که این اتفاق بزرگی است هر چند پیتر اشتاین فقط به نمایشنامه خوانی کار خود اکتفا کرد (که نمیدانیم دلیل آن چیست) ولی کاستولوچی اثری را در جشنواره تئاتر فجر اجرا کرد. هر چقدر که حضور این نام ها به اعتبار جشنواره کمک میکند حضور برخی از نمایشهای خارجی که اتفاقاً تعداد اعضای گروه آن ها نیز بالا بود هیچ توجیه هنری و مالی نداشت. مخصوصاً با مقایسه نمایشهای اجرا شد در پارکینگ تالار وحدت در دوره های گذشته می توان به ضعیف تر بودن آثار اجرا شده دوره بیست و نهم در این فضای باز اذعان کرد.
اگر کل جشنواره به حضور 6 نمایش خارجی بسیار شاخص اختصاص پیدا کند بهتر از این است که 16 گروه در جشنواره حضور پیدا کنند که 6 نمایش در بین آنها قابل قبول و قوی هستند. مطمئناً با جمع کردن این هزینه می توان آثار بهتری را به جشنواره دعوت یا حتی همین هزینه را در موارد دیگر مصروف کرد.
در صورت حضور گروه های کمتر و باکیفیتتر حتی میتوان چند روز اجرا برای آنها در نظر گرفت تا تماشاگران بیشتر به تماشای آنها بنشینند. وقتی هزینهای برای حضور یک گروه خارجی در کشور می شود باید بهرهبرداری بیشتری از آن کرد.
مشکل اساسی دیگر که حتی می شد آن را در ابتدای این مطلب ذکر کرد، انتخاب آثار جشنواره است چه در مرحله بازخوانی و چه بازبینی. محمد حیدری دبیر جشنواره در مصاحبهها و نشستهای مختلف خود اعلام کرد که سانسور و ممیزی در حیطه اختیارات او نیست. اما ذکر این نکته لازم است که انتخاب بازبینها و بازخوان ها در دایره اختیارات او قرار دارد، پس باید تیمی را انتخاب کند که با یک ملاک و استاندارد تعیین شده آثار را انتخاب کنند نه با تصمیم گیریهای شخصی. همان طور که در نشست خبری به آقای حیدری گفتیم چطور ممکن است نمایشنامهای که در جشنواره دوره گذشته جایزه نمایشنامهنویسی گرفته و توسط مرکز هنرهای نمایشی چاپ شده در این دوره به دلیل ضعف کیفی در مرحله بازخوانی رد شود؟ مطمئناً در انتخاب، سلیقه وجود دارد ولی نباید سلیقه تا این حد غالب شود.
نکته دیگری که درباره بازار تئاتر در چند مصاحبه در برنا مطرح شد، این بود که علاوه بر حضور مدیران کمپانیها و فستیوالهای خارجی (که در این دوره بسیار پررنگ بود و جای تقدیر از دبیرخانه دارد) حضور مدیران فرهنگی تهران و دیگر استانها در بازار تئاتر است. مطمئناً حضور مدیران که معمولاً به مهمانان خارجی علاقمند هستند آنان را وارد ورطهای میکند که دست به انتخاب آثاری مطابق با نیازهای خود بزنند یا سفارش آثاری را بدهند. حتی به عقیده برخی تئاتریها اعزام گروههای تئاتری به شهرستانها مهمتر از اعزام به خارج است. باید اذعان داشت که بخش استانی جشنواره تئاتر فجر بار دیگر ثابت کرد در شهرستانها تماشاگر تئاتر وجود دارد ولی تئاتر وجود ندارد.
ادامه دارد.....