سفال بلوچستان از سنت تا نوآوری/ کمبود زیرساخت و چالش بیمه هنرمندان در مهد هنر هفتهزارساله ایران
گروه علمی و فناوری برنا/ صنایعدستی یکی از ظرفیتهای مهم اقتصاد فرهنگی کشورهاست که علاوه بر پاسداشت میراث تاریخی و هویت بومی میتواند زمینهساز اشتغالزایی، توانمندسازی جوامع محلی و توسعه بازارهای صادراتی باشد. ایران با برخورداری از تنوع قومی و فرهنگی میراث ارزشمندی از هنرهای سنتی را در مناطق مختلف خود جای داده است آثاری که بسیاری از آنها حاصل مهارت نسلهایی از هنرمندان هستند و ظرفیت بالایی برای حضور در زندگی امروز و بازارهای جدید دارند.
در این میان سفالگری سیستان و بلوچستان با پیشینهای چند هزار ساله، نقوش نمادین و شیوههای تولید منحصربهفرد یکی از جلوههای کمتر شناختهشده هنرهای سنتی ایران به شمار میرود. سفالی که در مناطقی مانند کلپورگان، هلونچوکان و کوه میتگ سرباز همچنان به شیوههای بومی تولید میشود و بخش مهمی از هویت فرهنگی این مناطق را بازتاب میدهد. با این حال تداوم این هنر با چالشهایی همچون کمبود کارگاه و کورههای پخت، ضعف زیرساختهای تولید، مشکلات بیمهای هنرمندان و نبود بازار فروش پایدار روبهروست، چالشهایی که در صورت بیتوجهی میتواند زمینه کمرنگشدن تدریجی این میراث چند هزار ساله را فراهم کند.
در همین راستا در حاشیه نمایشگاه صنایع خلاق مانوین به سراغ یک هنرمند خلاق نوآور رفتیم و درخصوص ظرفیتهای اقتصادی و اشتغالزایی سفال بلوچستان، تلاشها برای احیای نقوش و شیوههای سنتی این هنر، نقش زنان روستایی در حفظ و انتقال آن به نسلهای آینده و همچنین موانع پیشروی تولید و تجاریسازی این محصولات به گفتوگو پرداختیم.

بهار پورکرمی، مدیرعامل شرکت کمبار و فعال حوزه احیای سفال سیستان و بلوچستان در گفتوگو با خبرنگار علمی و فناوری خبرگزاری برنا با اشاره به پنج سال فعالیت تخصصی خود در زمینه سفال این استان اظهار کرد: فعالیت حرفهای من در ابتدا در حوزه گردشگری بود و به مدت هفت سال بهعنوان تورگاید گردشگران اروپایی در اصفهان فعالیت میکردم. پس از آن نیز یک سال در زاهدان در همین حوزه مشغول بودم، اما با شیوع کرونا و تعطیلی بازار گردشگری فعالیت کاری من متوقف شد. در همین دوران برای آشنایی بیشتر با ظرفیتهای بومی استان سفر به روستاهای سیستان و بلوچستان را آغاز کردم و در جریان این سفرها به هنر سفالگری علاقهمند شدم.
وی افزود: از سال ۱۳۹۹ سفرهای روستاگردی را آغاز کردم و از سال ۱۴۰۰ بهصورت تخصصی وارد حوزه سفالگری شدم. آموزش این هنر را نزد یکی از زنان سفالگر در روستاهای استان فرا گرفتم و بهتدریج با سفر به مناطق مختلف روستاهایی را شناسایی کردم که هنوز سنت سفالگری در آنها زنده بود، اما تولیداتشان به تعداد محدودی از محصولات مانند سری قلیان و برخی ظروف محدود میشد.
پورکرمی ادامه داد: تلاش کردم نقوش قدیمی و الگوهای سنتی این مناطق را دوباره شناسایی و احیا کنم و محصولاتی تولید شود که علاوه بر حفظ هویت تاریخی در زندگی امروز نیز کاربرد داشته باشند. به همین دلیل تنوعبخشی به محصولات را در دستور کار قرار دادم تا سفال بلوچستان تنها به ظروف سنتی محدود نماند و بتوان از آن در تولید لیوان آبخوری، محصولات دکوراتیو، وسایل تزئینی و لوازم دکوراسیون داخلی استفاده کرد. حتی در حال ساخت یک میز سفالی به ابعاد سه متر در یک متر برای کتاب اردیبهشت زاهدان هستم.
۱۲ سفالگر در مسیر احیای هنر بلوچستان
این خلاق نوآور با اشاره به ظرفیت اشتغالزایی این هنر گفت: در حال حاضر ۱۲ سفالگر در مجموعه ما فعالیت میکنند که چهار نفر از آنها مرد و هشت نفر زن هستند. این هنرمندان در روستاهای مختلف استان سیستان و بلوچستان سکونت دارند و با تولید محصولات سفالی بخشی از ظرفیت اقتصادی هنر بومی منطقه را فعال نگه داشتهاند.
وی با بیان اینکه سفال بلوچستان با وجود شناختهشدن در میان مردم بومی هنوز نتوانسته جایگاه مناسبی در بازار عمومی پیدا کند تصریح کرد: سفال این استان برخلاف هنرهایی مانند سوزندوزی که به دلیل رنگارنگ بودن و جلوه بصری جذاب توجه بیشتری جلب میکنند کمتر در معرض دید جامعه قرار گرفته است. به همین دلیل تولیدات بسیاری از سفالگران همچنان محدود مانده و بازار گستردهای برای عرضه آنها شکل نگرفته است.
پورکرمی افزود: یکی از اهداف اصلی من ایجاد تنوع در محصولات و معرفی کاربردهای جدید سفال است، زیرا زمانی که مردم بتوانند این محصولات را در زندگی روزمره خود استفاده کنند تقاضا برای آنها افزایش مییابد و به دنبال آن سفالگران نیز انگیزه و فرصت بیشتری برای تولید خواهند داشت.
سفال بدون لعاب؛ بازگشت به کاربردهای روزمره
وی با اشاره به ویژگیهای ظروف سفالی بلوچستان و امکان استفاده از آنها در زندگی شهری بیان کرد: به نظر میرسد زندگی شهری و استفاده گسترده از محصولات صنعتی بسیاری از مردم را خسته کرده و آنها بهتدریج به سمت محصولات سنتی ظروف سفالی و ابزارهایی گرایش پیدا کردهاند که حالوهوای گذشته را زنده میکنند. سفال بلوچستان نیز این ظرفیت را دارد که از یک محصول صرفا تزئینی یا سنتی به وسیلهای کاربردی در زندگی روزمره تبدیل شود.
پورکرمی ادامه داد: برای نمونه لیوانهای آبخوری سفالی بدون لعاب به دلیل ویژگیهای طبیعی بدنه متخلخل خود امکان تبخیر سطحی آب و خنکشدن آن را فراهم میکنند. به گفته وی آب در این ظروف پس از حدود پنج دقیقه خنک میشود و پس از ۱۰ دقیقه نیز به گفته این فعال صنایعدستی فرایند تصفیه موردنظر او در ظرف انجام میگیرد.
سه روایت تاریخی از سفال بلوچستان
این خلاق نوآور با معرفی نمونههای مختلف سفال استان اظهار کرد: در مجموعه ما آثاری از سه منطقه مختلف بلوچستان وجود دارد که هرکدام از نظر شیوه تولید، مواد اولیه و نقوش ویژگیهای خاص خود را دارند.
وی درباره نخستین نمونه توضیح داد: سفال کلپورگان با قدمتی حدود هفت هزار سال یکی از شناختهشدهترین نمونههای سفال بلوچستان است که به ثبت رسیده است. ظروف در ابتدا به شکل خام و بدون نقش ساخته میشوند و سپس با استفاده از مادهای به نام تیتوک روی آنها نقشزنی انجام میگیرد. هرکدام از این نقوش نیز مفهوم و معنای خاصی دارند و پس از قرارگرفتن در کوره رنگ نهایی خود را پیدا میکنند. خاک رس مورد استفاده در این آثار از کوههای اطراف سراوان و کلپورگان تامین میشود.
پورکرمی با اشاره به نمونه دوم گفت: سفال هلونچوکان در حال حاضر با تهدید فراموشی مواجه است و تنها یک سفالگر سالمند در آن منطقه به فعالیت مشغول است. سکینه رئیسی بانویی که از او بهعنوان یکی از آخرین بازماندگان این هنر در منطقه یاد میشود همچنان سفالگری میکند. ما طی پنج سال گذشته تلاش کردهایم سه نفر از نوههای او را به یادگیری این هنر تشویق کنیم تا این میراث خانوادگی به نسل بعد منتقل شود.
وی درباره نمونه سوم نیز بیان کرد: سفال کوه میتگ سرباز از دیگر نمونههای مهم این هنر است که به اعتقاد من پیشینهای قدیمیتر از سایر نمونهها دارد. سفالگران این منطقه از استادکارانی بودهاند که هنر خود را به مناطق دیگر استان نیز منتقل کردهاند. خاک رس مورد استفاده آنها از کوههای اطراف کوه میتگ تامین میشود و نقوش این آثار با عنوان گلوکی شناخته میشود که با استفاده از سنگآهن غارهای منطقه ایجاد میشود.
وی افزود: استاد عبدالباسط پروین از هنرمندان فعال این منطقه نوه یکی از استادکاران بزرگ استان به نام استاد پروین است و در حال حاضر با برند کمبار همکاری میکند.
از تککو تا سروک؛ زبان نمادها روی سفال
پورکرمی درباره مفاهیم نقوش سنتی سفال بلوچستان گفت: نقوش روی این ظروف صرفا جنبه تزئینی ندارند و هرکدام از آنها نام و مفهوم مشخصی دارند. برای مثال به هر یک از نقاطی که روی لیوان یا سایر ظروف نقش زده میشود تککو میگویند که به معنای نقطه است. هنگامی که این نقاط در کنار یکدیگر قرار میگیرند ترکیبهایی مانند تکوی گل یا تکوی گردی شکل میگیرد که نماد گل هستند.
وی ادامه داد: زمانی که این نقاط به شکل مثلثی در لبه یا قسمت بالایی ظرف قرار میگیرند به آنها سروک گفته میشود. همچنین نقشی که روی لبه ظروف ایجاد میشود سرزیح نام دارد. این نقشها تنها به سفال محدود نیستند و نمونههای مشابه آنها را میتوان روی لباسهای محلی و فرش بلوچستان نیز مشاهده کرد. در واقع میان نقوش سفال، پوشاک و قالیهای این منطقه پیوند فرهنگی و هنری وجود دارد.
زنان روستایی؛ حافظان اصلی سفالگری بلوچستان
این جوان خلاق با اشاره به نقش زنان در حفظ این هنر سنتی اظهار کرد: بخش عمده سفالگران مجموعه ما زنان روستایی هستند. شاید در فضای شهری محدودیتهایی برای فعالیت اجتماعی و اقتصادی زنان وجود داشته باشد اما در بسیاری از روستاهای بلوچستان زنان همچنان نقش محوری در زندگی اجتماعی و اقتصادی دارند و در کنار مردان فعالیت میکنند.
وی افزود: برای مثال سکینه رئیسی که در منطقه هلونچوکان زندگی میکند یکی از بانوانی است که جایگاه اجتماعی مهمی در روستای خود دارد و در یک روستای حدود ۲۰ خانواری از افراد مورد مراجعه و اعتماد اهالی است. چنین نمونههایی نشان میدهد که زنان در برخی جوامع روستایی همچنان از جایگاه اثرگذاری برخوردارند و هنرهایی مانند سفالگری نیز بخشی از هویت و نقش اجتماعی آنها را تشکیل میدهد.
پورکرمی با اشاره به تلاش برای فراهمکردن زمینه آموزش سفالگری به دختران روستایی بیان کرد: در منطقه کلپورگان دخترانی بودند که به دلیل محدودیتهای خانوادگی امکان حضور آزادانه در فعالیتهای آموزشی خارج از خانه را نداشتند. برای حل این مسئله با مادران و پدران آنها گفتوگو کردیم و پس از چندین نوبت پیگیری توانستیم فضایی امن در موزه کلپورگان برای برگزاری کارگاههای سفالگری فراهم کنیم.
وی ادامه داد: هدف ما این نبود که به این دختران هنری کاملا جدید آموزش دهیم، زیرا بسیاری از آنها از خانوادههایی هستند که نسلاندرنسل سفالگر بودهاند و این هنر را در محیط خانوادگی خود دیدهاند. هدف اصلی فراهمکردن فضایی بود که بتوانند بدون نگرانی و محدودیت در آن حضور پیدا کنند و به سفالگری بپردازند. تعدادی از آنها به این فعالیت علاقهمند شدند و آموزش را ادامه دادند.
پورکرمی همچنین از برگزاری کارگاههای آموزشی برای کودکان و نوجوانان در سراوان خبر داد و گفت: خانم مهوش اسدی رئیس اداره میراث فرهنگی شهرستان سراوان و از دوستان من فعالیتهایی را برای آشنایی کودکان با سفالگری آغاز کرده است. این کارگاهها بهویژه برای کودکان چهار تا پنج ساله طراحی شدهاند تا از سنین پایین با خاک، گل و فرایند ساخت سفال آشنا شوند و این هنر در نسلهای بعدی نیز استمرار پیدا کند.
کورههای چند هزار ساله و کارگاههایی بدون امکانات اولیه
این فعال حوزه صنایعدستی درباره شیوه سنتی پخت سفال در بلوچستان توضیح داد: کورههای مورد استفاده برخی از سفالگران این مناطق همچنان به شیوه کاملا سنتی و زمینی ساخته میشوند، روشی که نسلهای گذشته نیز از آن استفاده میکردهاند. در این شیوه دهانه کوره با مشتقات درخت نخل پوشانده میشود و برای پخت سفال از اضافات نخل و کاه استفاده میکنند. محصولات حدود ۲۴ ساعت در کوره قرار میگیرند تا فرایند پخت کامل شود.
وی با اشاره به وضعیت دشوار کارگاههای سنتی افزود: برای نمونه کارگاه سکینه رئیسی در فضای چهاردیواری متعلق به خانهای قرار دارد که فرزندش برای سکونت پس از ازدواج ساخته است. این فضا دارای دیوارهایی با منافذ باز است و محل نگهداری و رفتوآمد طیور نیز محسوب میشود. این بانوی هنرمند در چنین شرایطی زندگی و کار میکند و متاسفانه امکانات و زیرساختهای اولیه برای فعالیت حرفهای او فراهم نیست.
پورکرمی با تاکید بر اینکه بسیاری از سفالگران روستایی در شرایط مشابهی فعالیت میکنند گفت: برخی از این هنرمندان بهعنوان آخرین بازماندگان یک سنت چند هزار ساله همچنان روی زمین و در فضای باز باغها کار میکنند. آنها به فضای کارگاهی مناسب، امکانات اولیه و محیطی امن برای تولید نیاز دارند.
رویای ایجاد مدرسه و موزهکارگاه سفالگری
وی با اشاره به برنامههای مجموعه کمبار برای حمایت از استادکاران قدیمی اظهار کرد: استاد عبدالباسط پروین علاقهمند است در روستای خود مدرسه و کارگاه سفالگری راهاندازی کند تا کودکان و نوجوانان منطقه از سنین پایین با این هنر آشنا شوند. ما نیز تلاش میکنیم زمینه ایجاد یک موزهکارگاه برای ایشان فراهم شود تا هم امکان تولید آثار وجود داشته باشد و هم آموزش و انتقال تجربه به نسل جدید انجام گیرد.
پورکرمی ادامه داد: یکی از مشکلات اصلی ما در این مسیر نبود حمایت مالی برای تامین فضای فیزیکی کارگاههاست. حتی برای ساخت یک چهاردیواری ساده که سفالگر بتواند در آن مستقر شود به بودجه نیاز داریم. در حال حاضر برای ساخت چنین فضایی دستکم حدود ۳۰۰ میلیون تومان اعتبار برای خرید بلوک، سیمان و مصالح لازم است.
وی افزود: احداث کوره نیز به مصالح مقاوم و نیروی کار ماهر نیاز دارد. برای نمونه ساخت یک تنور کاهگلی نان در شرایط فعلی به دلیل دشواری کار با کاهگل و نیاز به مهارت تخصصی حدود ۱۰۰ میلیون تومان دستمزد میطلبد؛ بنابراین حتی ایجاد ابتداییترین زیرساختها نیز برای مجموعههای کوچک و فعالان مستقل صنایعدستی دشوار است.
کمبود کوره؛ مانعی برای تولید سفال کلپورگان
این جوان نوآور با اشاره به مشکلات زیرساختی منطقه کلپورگان گفت: یکی از مشکلات جدی سفالگران این منطقه کمبود کورههای پخت است. کورههای موجود عمدتا گازوئیلی و بسیار محدود هستند و تنها در اختیار تعداد معدودی از سفالگران قرار دارند. برخی از این کورهها نیز صرفا برای پخت محصولات صاحبان آنها استفاده میشوند و امکان دسترسی سایر هنرمندان به آنها فراهم نیست.
وی تصریح کرد: در نتیجه سفالگر کلپورگانی ممکن است محصولاتی را که طی یک ماه تولید کرده است دو تا سه ماه در انبار نگهداری کند تا شاید بتواند نوبت استفاده از کوره را به دست آورد. این مسئله علاوه بر کاهش سرعت تولید، مانع توسعه فعالیت اقتصادی سفالگران و پاسخگویی به سفارشهای بازار میشود.
بازار کشورهای همسایه؛ فرصتی برای صادرات سفال بلوچستان
پورکرمی با اشاره به ظرفیتهای اقتصادی سفال بلوچستان در بازارهای خارجی اظهار کرد: کشورهای حوزه خلیج فارس بهویژه عمان، کویت و بحرین از مهمترین بازارهای بالقوه این محصولات هستند، زیرا جمعیت قابلتوجهی از بلوچها در این کشورها زندگی میکنند و سفال بلوچستان را بخشی از فرهنگ و سنت خود میدانند.
وی افزود: این محصولات در کشورهای یادشده تنها یک وسیله تزئینی نیستند بلکه برای بخشی از جامعه بلوچ یادآور هویت فرهنگی و سنتهای خانوادگی محسوب میشوند. به همین دلیل علاقه زیادی به خرید و استفاده از آنها وجود دارد.
این فعال فناور با اشاره به تجربه فروش بینالمللی این محصولات گفت: در سال ۱۴۰۲ یک خریدار از کشور الجزایر در جریان نمایشگاه بینالمللی تمام آثار موجود روی میز را خریداری کرد. علت علاقه او این بود که پدر همسرش از بلوچهای مهاجر به الجزایر بود و با فرهنگ و هنر این منطقه آشنایی داشت.
وی ادامه داد: در عمان نیز به دلیل حضور جمعیت قابلتوجه بلوچها این محصولات با استقبال خوبی مواجه شدهاند و تاکنون دو نوبت صادرات مستقیم به این کشور داشتهایم. ظروف سفالی بلوچستان در عمان کاربردهای مختلفی دارند و از جمله برای سوزاندن بخور مورد استفاده قرار میگیرند. این تجربه نشان میدهد که بازار کشورهای همسایه ظرفیت مناسبی برای توسعه صادرات این هنر دارد.
پورکرمی با بیان اینکه هدف اصلی او صرفا فروش محصولات نیست گفت: من سفالهایی را که خودم تولید میکنم بهعنوان هدف اصلی فعالیت اقتصادی دنبال نمیکنم؛ رسالت من معرفی این هنر به جامعه ایران و جهان است. هرچه بتوانم محصولات بیشتری عرضه و سفال بلوچستان را بیشتر معرفی کنم، سفالگران نیز برای تولید آثار جدید انگیزه بیشتری پیدا میکنند. به همین دلیل ایجاد بازار فروش و دسترسی به مشتریان مهمترین پیشنیاز رونق این هنر است.
بیمه سفالگران؛ گرهی در ساختار اداری
این هنرمند خلاق درباره وضعیت بیمه هنرمندان این حوزه اظهار کرد: خانم رخشانی، معاون صنایعدستی استان حدود دو سال است که بهصورت تخصصی موضوع بیمه سفالگران را پیگیری میکند و اقدامات زیادی در این زمینه انجام شده است، اما یکی از موانع اصلی الزام سیستم بیمهپردازی به ارائه مدرک از سازمان فنیوحرفهای است.
وی توضیح داد: بسیاری از سفالگران روستایی استادکارانی هستند که دهها سال تجربه عملی دارند اما حاضر نیستند برای دریافت مدرک از روستای خود خارج شوند و به شهر بیایند. حتی ممکن است فردی در طول ۶۰ سال زندگی خود تنها دو بار به شهر مراجعه کرده باشد؛ یک بار برای عمل آبمروارید چشم و بار دیگر به دلیل بیماری شدید. طبیعی است که چنین فردی برای شرکت در آزمون فنیوحرفهای و دریافت مدرک به زاهدان مراجعه نکند.
پورکرمی ادامه داد: این افراد در عمل استادکاران برجستهای هستند، اما سیستم اداری به جای در نظر گرفتن تجربه و مهارت آنها و اعطای درجه هنری متناسب همچنان بر ارائه مدرک فنیوحرفهای تاکید دارد. این در حالی است که طی چهار تا پنج سال گذشته اساسا کلاس یا دوره مشخصی برای آموزش و دریافت مدرک سفالگری در استان برگزار نشده است؛ بنابراین یک گره جدی در ساختار اداری وجود دارد که باید برای رفع آن راهکار مناسبی در نظر گرفته شود.
وی با اشاره به پیگیریهای مسئولان استانی گفت: خانم رخشانی و دکتر تهرانیمقدم مدیرکل میراث فرهنگی، گردشگری و صنایعدستی استان تلاشهای زیادی برای حل مشکلات سفالگران انجام دادهاند اما خود آنها نیز با محدودیتهایی در پیگیریهای اداری و تصمیمگیریهای ستادی مواجه هستند.
پورکرمی افزود: برای نمونه در برخی استانها مانند آذربایجان شرقی سفالگران از پوشش بیمهای برخوردارند اما در سیستان و بلوچستان با وجود پیگیریهای مسئولان استانی همچنان این مشکل حل نشده است. این موضوع در کنار کمبود امکانات کارگاهی نشان میدهد که سفالگران این منطقه برای ادامه فعالیت خود به حمایتهای مؤثرتر و متناسب با شرایط زندگی و کارشان نیاز دارند.
سفال بلوچستان؛ هنری که به حمایت عملی نیاز دارد
وی با اشاره به ضرورت توجه بیشتر به این هنر اظهار کرد: با وجود شهرت و شناختهشدن برخی هنرهای سنتی سیستان و بلوچستان مانند سوزندوزی سفال این استان آنطور که باید مورد تحقیق، پژوهش و معرفی قرار نگرفته است. بسیاری از سفالگران در مناطق دورافتاده زندگی میکنند و با وجود برخورداری از مهارتهای ارزشمند از امکانات اولیه تولید محروم هستند.
پورکرمی تاکید کرد: برای حفظ این هنر صرفا برگزاری نمایشگاه و معرفی محصولات کافی نیست؛ باید بازار فروش ایجاد شود کارگاههای مناسب در اختیار استادکاران قرار گیرد، کورههای بیشتری ساخته شود و امکان آموزش به کودکان و نوجوانان فراهم آید. همچنین لازم است موانع اداری بیمه هنرمندان باتجربه برطرف شود تا این افراد بتوانند با امنیت شغلی بیشتری به فعالیت خود ادامه دهند.
این خلاق نوآور با اشاره به تجربه پنج سال فعالیت در این حوزه خطاب به جوانان علاقهمند به هنرهای سنتی گفت: به همه زنان و مردان جوانی که دوست دارند در مسیر مورد علاقه خود فعالیت کنند توصیه میکنم استمرار داشته باشند و در برابر مشکلات مقاومت کنند. افراد زیادی ممکن است در مسیر فعالیت حرفهای تلاش کنند انگیزه و روحیه شما را از بین ببرند اما نباید تسلیم شد.

در حالی که سفال بلوچستان ظرفیت تبدیلشدن به یکی از محصولات شاخص صنایعدستی ایران در بازارهای داخلی و بینالمللی را دارد تولیدکنندگان آن همچنان با مشکلاتی دستوپنجه نرم میکنند که گاه ابتداییترین فعالیت حرفهای را نیز دشوار کرده است. از نبود کارگاه و کوره مناسب تا موانع بیمهای و دشواری دسترسی به بازار فروش مجموعهای از مشکلات که نشان میدهد فاصله میان ظرفیتهای بالقوه صنایعدستی و حمایتهای عملی از هنرمندان همچنان پابرجاست.
اما مسئله فقط دشواری تولید و فروش چند محصول سفالی نیست؛ مسئله حفظ دانشی است که طی نسلها منتقل شده و امروز بقای آن به تعداد محدودی از استادکاران وابسته است. سهم دستگاههای متولی در حفظ این هنر چیست؟ چرا هنرمندی که دهها سال از عمر خود را صرف حفظ یک هنر بومی کرده هنوز از کارگاه مناسب و بیمه برخوردار نیست؟ چه برنامهای برای جلوگیری از فراموشی این هنر و انتقال آن به نسلهای آینده وجود دارد؟ آیا قرار است زمانی به ارزش این حوزه پی ببریم که دیگر استادکاری برای آموزش آن باقی نمانده باشد؟
انتهای پیام/